در پی حمله روسیه به اوکراین و ایجاد موجی از انتقادات نسبت به موضع حمایتی ایران از اقدام نظامی روسیه، حامیان حمله نظامی روسیه به منظور توجیه این حمایت و مبتنی کردن موضع خود بر منافع ملی ایران بر موارد متعددی تاکید داشتهاند که به نظر میرسد چندان خالی از اشکال نباشد. در درجه نخست آنها بر این امر تاکید دارند که ایران و روسیه در عدم گسترش ناتو دارای منافع مشترک هستند و به همین خاطر حمایت از جنگ روسیه از نظر آنها نه یک موضع احساسی یا یک موضع ناشی از درنظر گرفته شدن ملاحظات در روابط با روسیه، که موضعی برآمده از درک درست از منافع ملی و همسوی با این منافع است. از نگاه این گروه گسترش ناتو به شرق و پیوستن کشورهایی همچون اوکراین و یا گرجستان در درازمدت میتواند باعث به خطر افتادن منافع ملی ایران شود. نکته دیگری که حامیان موضع ایران در جنگ روسیه با اوکراین بر آن تاکید میکنند همراستا دانستن این موضع با منافع ملی کشور در زمینه رفع تحریمها است. از نگاه آنها از آنجا که حمایت ایران از اوکراین هیچ کمکی به رفع تحریمها و لغو قطعنامههای ضد ایرانی نخواهد کرد به همین خاطر نیز هیچ دلیلی برای حمایت از اوکراین وجود ندارد. در
واقع در اینجا این افراد تلاش دارند تا با گره زدن جنگ اوکراین و حمایت از روسیه با عمدهترین عامل مشکلات اقتصادی مردم، افکار عمومی را با موضع خود همراه نمایند. در نهایت موضوع سومی که این دسته به آن متوسل میشوند تلاش برای اشکار نمودن به زعم خود تناقضهای موجود در مواضع جامعه جهانی نسبت به دیگر رخدادها از جمله جنگ عربستان و حوثیها است. انتقاد از عدم همراهی جامعه جهانی با حوثیها و محکوم نشدن همه جانبه عربستان به خاطر اقدام نظامی خود علیه یمن از مهمترین استدلالهایی است که این افراد برای درست جلوه دادن موضع ایران به آن متوسل میشوند. اما در پاسخ به استدلالهای گفته شده چند نکته لازم است مورد اشاره قرار گیرد که در ادامه میآید: اول از همه باید اشاره کرد که اساسا ناتو در زمان شکل گیری خود پیمانی علیه بلوک شوروی بوده و اکنون هم بیشترین خطر را برای روسیه دارد و ایران در طول تاریخ شکل گیری این پیمان نظامی به هیچ عنوان در اولویت این سازمان نبوده است. برخلاف کسانی که علاقه زیادی به دشمن سازی داشته و دوست دارند که در کنار آمریکاستیزی، ناتوستیزی را نیز وارد فضای سیاسی ایران نمایند باید اشاره کرد که اینگونه تاکیدات
ممکن است از نظر ذهنی توجیه گر حمایت از تجاوز روسیه باشد اما قطعا کمکی به تامین منافع ملت نخواهد کرد. دومین موردی که باید مدنظر قرار گیرد نوع استدلال این افراد راجع به جنگ یمن است. مهمترین نکتهای که در ارتباط با جنگ یمن باید به آن توجه کرد این است که این جنگ بر خلاف جنگ اوکراین یک جنگ دو طرفه است که طی آن هر دو طرف جنگ بهطور فعال درگیر ضربه زدن به همدیگر هستند و حتی بعضا حوثیها اقدامات خود را فراتر از خاک عربستان به داخل خاک دیگر کشورهای منطقه نیز کشاندهاند. مساله دیگر اینکه در بحران یمن یک طرف درگیری از نگاه حقوق بینالملل فاقد مولفههای لازم برای نامیده شدن به عنوان دولت است که از این نظر با بحران اوکراین که بحرانی بین دو دولت شناسایی شده و قانونی است متفاوت است. نکته دیگر اینکه اقدامات خلاف حقوق بشر و حقوق جنگ طرفین در این مناقشه قطعا باید مورد بررسی قرارگیرد و مرتکب شدن عربستان به نقض حقوق بشر در این جنگ و عدم توجه غرب به این موضوع به هیچ عنوان مجوزی را برای تایید نقض حقوق بشر توسط دیگر کشورهایی که ایران رابطه خوبی با آنها دارد به ما نمیدهد. نکته قابل تامل دیگری که لازم است بر آن دست گذاشت این
است که روسیه به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت بعضا از مواضع این شورا در محکومیت حوثیها حمایت کرده که در دسترسترین نمونه آن رای مثبت چند روز پیش این کشور به قطعنامه تمدید تحریم تسلیحاتی حوثیها است. دست آخر اینکه حمایت از اوکراین شاید نتواند همانطور که حامیان داخلی روسیه ادعا میکنند به لغو تحریمها علیه ایران و دور زدن تحریمها منجر شود، اما وجه دیگر این قضیه که این افراد چشمان خود را بر آن میبندند این موضوع است که برادران روس ما تاکنون در پرونده هستهای ایران به شش قطعنامه علیه ما رای مثبت دادهاند و بخشی از تحریمهای امروز ایران ناشی از زحمتی است که این برادران روس در شورای امنیت علیه ما متقبل شدهاند.