آرمانملی: افزایش تسهیلات تکلیفی به بانکها از سوی نمایندگان مجلس در روزهای اخیر با انتقادات زیادی مواجه شده بهگونهای که پس از ارسال نامه رئیس کل بانکمرکزی به مقام معظمرهبری که در آن نسبت به تبعات این تصمیم مجلس هشدار داده شده بود رهبری نیز در نامهای به نمایندگان خواستار عدم تحمیل تکالیف مالایطاق شدند، اما این پایان ماجرا نبود و اخیرا نیز نمایندگان در مصوبهای سهم هر یک از بانکها و وزارتخانهها برای پرداخت تسهیلات جهت اجرای پروژهها را تا سقف ۲۰۰ هزار میلیارد تومان تعیین کردند. موضوعی که به اعتقاد کارشناسان هرگونه تحمیل تسهیلات تکلیفی به بانکها حرکت بهسمت رشد نقدینگی و تورمی است که در نتیجه اضافهبرداشت بانکها از بانکمرکزی و در نهایت استقراض غیرمستقیم صورت میگیرد به گفته کارشناسان البته این تسهیلات در شرایطی که دولت نیز برای عدم اسقراض مستقیم از بانکمرکزی دست در جیب بانکها دارد نیز مزیدی بر علت خواهد بود تا شاهد تداوم رشد نقدینگی باشیم و به نوعی این تسهیلات به نوعی از جیب مردم پرداخت خواهد شد. یوسف کاووسی، کارشناس اقتصادی، در این زمینه میگوید: تسهیلات تکلیفی مشخص است، تکلیفی است که ممکن است
مورد رضایت شما نباشد. برای بنگاه مالی در حال انجام فعالیت، مساله سود و زیان بسیار بااهمیت است. رویه و پرداختهای موسسات مالی اعتباری بهخاطر الزاماتی دارند بهگونهایست که برای خود تعریف سودآوری دارند. وی افزود: در مواقعی دولت میگوید تسهیلات را با نرخ تعیین شده بدهید و من مابهالتفاوت آن را به شما میدهم که تا الان چیزی که در کشور اتفاق افتاده این است که دولت این را پرداخت نکرده است. مورد اختلاف دولت با بانکها نیز بر سر نرخ سود و مبلغ بدهی دولت به آنهاست و در حال حاضر ما یک مبلغ واحدی که موردنظر بانکها، دولت، بانکمرکزی و وزارت اقتصاد باشد نداریم. همچنین وی تشریح کرد: در مواردی هم که دولت پول ندارد، بدهی خود را با یک واحد تولیدی، خدماتی تهاتر میکند و اگر آن واحد تولیدی زیانده باشد، زیانانباشته داشته باشد یا کارگران اضافه داشته باشد، همه این مشکلات به بانکها تحمیل میشود. از طرفی بانکها زیر ذرهبین قرار میگیرند که شما بنگاهداری میکنید در صورتی که شاید این بنگاهداری را به اجبار به بانک تحمیل کردند و خودش نمیخواسته این بنگاهها را داشته باشد. وی درباره ارتباط تسهیلات تکلیفی با تورم گفت: وقتی
تسهیلاتی را تزریق میکنند و بانک پول کافی ندارد و باید با بانکمرکزی تسویه کند، یا از بانکهای دیگر با نرخ سود بالاتر یا از بانکمرکزی قرض میگیرد. وقتی از بانکمرکزی قرض بگیرد، به پایه پولی فشار میآید. یعنی پولی وجود ندارد اما این تکلیف انجام شده است. بنابراین بانکمرکزی یا خط اعتباری میدهد یا از پول خود تزریق میکند و سود خود را هم میگیرد اما این بیش از حد اقتصاد فشارآورده و پایه پولی هم که اضافه شود، یعنی خلق نقدینگی بیش از اندازه. درواقع هر واحدی که بانکمرکزی بدهد بین هفت تا هشت و نیم درصد اضافهتر از دیگر موارد خلق پول دارد و این باعث تورم شده و دود آن دوباره در چشم مردم میرود.