بستن
کد خبر: ۱۰۳۲۹۱۹

غرب تمایل به حضور ایران در بازار انرژی دارد

غرب تمایل به حضور ایران در بازار انرژی دارد
آرمان ملی- علیرضا پورحسین: میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌‌المللی واقع در وین روز گذشته گفته است که دیروز یازدهمین ماه از آغاز مذاکرات وین محسوب می‌‌شود. این ماراتنی طولانی و فرساینده بود و حال تقریبا به پایان رسیده است. این نقل قول از سوی برخی دیگر از طرف‌های برجام نیز شنیده شد هرچند در ابتدا برخی تصور می‌کردند که مذاکرات در وین شکست خورده است اما انتشار برخی اخبار از جمله موافقت آمریکا با برخی خواسته‌های ایران این شائبه را ایجاد کرد که غرب تحت فشار بحران اوکراین به برخی خواسته‌های دیگر ایران نیز جواب مثبت داده و به‌زودی شاهد توافق در وین خواهیم بود. امری که همزمان با بحران اوکراین می‌تواند بسیاری از معادلات را در عرصه بین‌المللی تغییر دهد. در راستای بررسی این مسائل «آرمان ملی» گفت و گویی با علی اکبر فرازی، سفیر پیشین ایران در رومانی داشته است که در ادامه می‌خوانید.

به واقع بحران اوکراین و درگیر شدن غرب با روسیه سبب شده تا غربی‌ها به ایران امتیازات بیشتری داده و به سمت توافق در وین گام بردارند؟
از زمان حمله روسیه به اوکراین، این نظریه مطرح شده بود که بحران اوکراین، مذاکرات احیای برجام در وین را تحت الشعاع قرار می دهد. واقعیت این امر این است که به صورت کلی هر اتفاقی در هر نقطه‌ای از جهان رقم بخورد، تبعاتی بین‌المللی دارد که بر سایر تحولات جهانی نیز تاثیر می‌گذارد. این اصل در خصوص بحران اوکراین و مذاکرات وین نیز صدق می‌کند. مشخصا نمی‌توان موضوع حمله روسیه به اوکراین را نادیده گرفت و آن را بی‌تاثیر بر مذاکرات احیای برجام در وین دانست. مشخصا بسیاری از جنبه‌های این تاثیرگذاری در آینده مشخص می‌شود اما امر مسلم این است که غربی‌ها به مذاکرات احیای برجام سرعت داده‌اند و در تلاش هستند هرچه سریع‌تر به یک نتیجه در وین برسند. آنها حتی تلاش می‌کنند که نتیجه مثبت و منجر به توافق باشد. طی ساعات گذشته اخبار امیدوارکننده‌ای از وین دریافت شده و این امیدواری به‌وجود آمده است که مذاکرات نهایی شود و شاید به‌زودی نیز خبر آن منتشر شود. به نظر می‌رسد اراده‌ای که میان طرفین برجام برای حل اختلافات وجود داشته است تقریبا به نتیجه رسیده است. باید توجه داشت که طولانی‌تر شدن مذاکرات نه به نفع ایران بود و نه غربی‌ها از آن سودی می‌بردند. به همین علت هر دو طرف مشتاق بودند که مذاکرات وین درگیر حاشیه های دیگر نشود و صرفا به مسائل هسته‌ای پرداخته شود. در مجموع بحران اوکراین نیز در نقش یک شتاب‌دهنده ظاهر شد. حل شدن مساله به صورت دیپلماتیک را باید به فال نیک گرفت زیرا می‌تواند دستاوردهای خوبی را در پی داشته باشد و مردم نیز در صورت نهایی شدن این روند دیپلماتیک می‌توانند آثار مثبت آن را در زندگی خود و جامعه لمس کنند و می‌توان پس از این به سمت توسعه اقتصادی نیز گام برداشت و کشور را از سختی‌هایی ک در سال‌های اخیر گرفتار آن بوده، دور کرد.
آیا موضع گیری ایران در خصوص تحولات اوکراین ارتباطی با مذاکرات در وین داشت؟
چندین موضع گیری از سوی مقامات ایران در خصوص بحران اوکراین صورت گرفت. مشخصا تماس تلفنی رئیس جمهوری با پوتین و موضع گیری در خصوص تحولات اوکراین اقدامی عجولانه بود هرچند عنوان شد که این تماس از پیش هماهنگ شده بود و ارتباطی با حمله روسیه به اوکراین نداشته است. بهتر بود مشاورین رئیس جمهوری با توجه به تمامی زوایای تحولات بین الملل ترتیبات دیگری صورت می‌دادند تا موضع گیری ایران از طریق رئیس جمهوری نیز بهتر باشد. می‌شد که این تماس تلفنی را به دور از تعجیل در برنامه قرار می‌دادیم و به شکلی دیگر با بحران اوکراین مواجه می‌شدیم. از سوی دیگر شاهد بودیم که ایران در مجمع عمومی سازمان ملل رای ممتنع داد و نه علیه روسیه رای داد و نه به نفع این کشور که این موضع گیری منطقی و خوب و متناسب با سیاست‌های کشور بود. باید توجه داشت که سیاست خارجی ایران اصولی دارد که مبتنی بر منطق است و به همین علت می‌توان نتیجه گرفت که موضع گیری آخر ایران به این اصول نزدیک بود و بهتر است در ادامه نیز همین مسیر طی شود. ایران باید طرفین جنگ را به صلح و آرامش دعوت کند و بر این مساله تاکید کند. موضع ایران در سازمان ملل بر همین منطق بود و ارتباطی با سایر تحولات پیرامونی نداشت. ایران در سال‌های گذشته هیچ‌ وقت به سمت جنگ و بحران گام برنداشته و همواره بر صلـــح و دوستی میان کشورها تاکید داشته است و ادامه این مسیر می تواند کمک بسزایی به سیاست خارجی ایران کند.
شائبه‌ها در خصوص اینکه ایران قرار است جایگزین روسیه در بازار انرژی شود تا چه میزان به واقعیت نزدیک است؟
ایران به صورت طبیعی پس از رسیدن به توافق و لغو تحریم‌ها می‌تواند وارد بازار نفت و انرژی شود و درآمدهای خوبی از این طریق داشته باشد و این امر سبب می‌شود تا اندکی از فشار بر بازار جهانی کم شود. باید توجه داشت که ایران باید تلاش کند تا ظرفیت‌های مسکوت نیز به کار گرفته شوند و با سرمایه‌گذاری لازم تولید خود را ارتقا دهد تا سهم خود را از اوپک پس بگیرد. مشخصا اگر برجام احیا شود غربی‌ها در مسیر بازگشت ایران به بازار انرژی کارشکنی نخواهند کرد و شاید حتی از این اتفاق خوشحال نیز شوند. این به نفع تمامی طرف‌هاست و بهترین فرصت برای ایران است تا در زمینه استخراج منابع سرمایه گذاری خوبی انجام دهد. ممکن است غربی‌ها مستقیما از ایران انرژی خرید نکنند اما اینکه ایران می‌تواند کمبود بازار را جبران کند باز هم به نفع آنها خواهد بود و سبب می‌شود تا قیمت نفت متعادل‌تر شود.
با توجه به اهمیت موضوع انرژی و تاثیرگذاری روسیه در عرصه‌های مختلف، آینده تحولات اوکراین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
وضعیت در اوکراین به گونه‌ای است که پیش بینی‌ها را دشوار کرده اما مشخصا طرفین باید در یک نقطه به تفاهم برسند. مشخصا تسخیر کی‌یف در روزهای آینده کار سختی برای پوتین نخواهد بود اما ماندن در کی‌یف و اوکراین مشخصا برای روسیه امری دشوار است. باید توجه داشت که رضایتمندی نسبت به روسیه در مناطق مرکزی اوکراین وجود ندارد و مشخصا روسیه نمی‌تواند در این مناطق باقی بماند. از سوی دیگر باید توجه داشت که نزدیکی ناتو به مرزهای روسیه نیز کار را برای توافق سخت کرده است. روسیه حضور ناتو در جمهوری های تازه استقلال یافته را خط قرمز خود می‌داند و به هیچ وجه عضویت این جمهوری‌ها در ناتو را نخواهد پذیرفت. این امری اجتناب ناپذیر است و بعید به نظر می‌رسد روسیه از این موضع کوتاه بیاید. کشورهای غربی نیز به خوبی می‌دانند روسیه نظاره‌گر خاموش نخواهد بود. یک مساله‌ای در این میان حائز اهمیت است. در سال‌های اخیر روسیه را در یک گوشه‌ای گیر آورده بودند و به شکل‌های مختلف علیه این کشور کارشکنی می‌کردند و مشخصا روسیه با توجه به قدرتی که در حوزه نظامی و انرژی دارد در چنین وضعیتی سکوت نمی‌کند و از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. البته این به معنای تایید جنگ و حمله پوتین به اوکراین نیست بلکه به این معناست که روسیه در زیر فشار از خود واکنش‌هایی قاعدتا نشان خواهد داد و غرب باید این را مدنظر قرار دهد. روسیه بر مسائل امنیتی خود بسیار حساس است و غرب اگر می‌خواهد به صلح و آتش بس دست پیدا کند باید این حساسیت‌ها را مدنظر قرار دهد. صلح زمانی حاصل می‌شود که هر دو طرف به خطوط قرمز یکدیگر احترام بگذارند. اوکراین و غرب مشخصا می‌دانند که گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه از سوی این کشور مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و خط قرمز روسیه است پس باید در خصوص آن تجدیدنظر کنند. از سوی دیگر روسیه نیز باید بپذیرد که نباید حق حاکمیت اوکراین را نقض کند و باید مرزهای بین المللی این کشور را به رسمیت بشناسد. مشخصا روسیه نمی‌تواند کی‌یف را از آن خود کند اما می‌تواند با دیپلماسی برای خود یک محدوده امن ایجاد کند. باید مرزهای بین‌المللی مورد احترام قرار گیرند تا بتوان یک زندگی مسالمت آمیز در شرق اروپا را تجربه کرد. البته بعید به نظر می‌رسد که روسیه بخواهد تمام خاک اوکراین را ضمیمه خود کند و اساسا چنین هدفی ندارد. روسیه ابزار لازم برای تسخیر کامل اوکراین را دارد اما به علت اینکه یک نگاه ضد روسی در غالب نقاط اوکراین وجود دارد نمی‌تواند در این کشور باقی بماند و اهداف بزرگ خود را محقق کند. پوتین نیز این را می‌داند و به همین علت چنین قصدی ندارد. روسیه به دنبال یک جنگ کلاسیک مانند آنچه که در قرن گذشته رخ می داد، نیست و صرفا اهداف امنیتی و سیاسی را دنبال می‌کند تا برای خود و روس زبان‌ها یک حاشیه امن ایجاد کند.
خطوط قرمز روسیه و پافشاری بر آنها ممکن است منجر به تغییراتی در عرصه بین‌الملل شود؟
قطعا بلوک‌بندی‌های جدید ممکن است ایجاد شود اما این به معنای این نیست که ما در آستانه تحول عمیق و ایجاد جنگ‌های گسترده در سطح جهانی باشیم. به نظر می‌رسد جنگ جدید، جنگی است در حیطه اقتصاد و تجارت بین ‌الملل و از همه مهم‌تر مسأله رقابت‌ها در فضا و حوزه آی تی‌. بنابراین دامنه گسترش فعالیت‌های کشورهای بزرگ از جمله رقابت‌های چین و آمریکا، بیشتر در فضا و زمینه آی تی خلاصه می‌شود و جنگ‌های کلاسیک نظامی تشکیل دهنده نظم نوین نخواهند بود. این نظم نوین ابعاد جدید و شکل‌های جدید خواهد داشت که به نظر من در حال حاضر شروع شده و ما نباید منتظر اتفاق خارق‌ العاده‌ای باشیم تا فکر کنیم که این نظم یک شبه اتفاق می‌افتد.
این نظم جدید و بلوک بندی‌های جدید با رشد چین از یکسو و نیاز اتحادیه اروپا به ایفای نقش جدی‌تر از سوی دیگر و همچنین چالش‌های درونی آمریکا از قبل شروع شده است ولی نباید به این معنی باشد که ما فکر کنیم چالش‌های داخلی آمریکا به معنای تضعیف آمریکا در حد یک قدرت معمولی خواهد بود. این خیلی دور از ذهن است و می‌‌بینیم که بعضی از تحلیلگران با خوش‌بینی چالش‌‌های داخلی آمریکا را به این ربط می‌دهند که آمریکا از منظر ابرقدرتی و خود پایین خواهد آمد. آمریکا هنوز که هنوز است ابرقدرت است و بودجه تسلیحاتی آمریکا از بسیاری از کشورهای دیگر از جمله چین، بودجه گسترش تحقیقات در آمریکا چه در زمینه نظامی و دفاعی و چه در زمینه‌های علمی تفاوت معناداری دارند. بنابراین وضعیت اصلا به این معنا نیست که جابه‌جایی قدرت یک شبه اتفاق می‌افتد. این جابه‌جایی قدرت از قبل شروع شده ولی بیشتر باید نشانه‌های آن را در زمینه‌های تکنولوژی و علمی و هوا فضا ببینیم. در این میان نحوه عملکرد ایران نیز حائز اهمیت است و باید هوشمندانه و سنجیده گام‌های بعدی خود را برداریم. ایران همیشه از لحاظ منطقه‌‌ای می‌‌تواند نقش بارزی ایفا کند و اکنون که بحث برجام مطرح است باید مواظبت کند که برجام را با طرف‌‌های اصلی قضیه به اتمام برسانیم و اجازه ندهیم که تنش‌های قدرت‌ها از جمله به طور مثال در تنش روسیه و اوکراین، برجام وجه المصالحه آنها قرار گیرد. ما باید مطمئن باشیم که خودمان صحنه گردان این قضیه باشیم و خودمان برجام را با طرف‌های اصلی تمام کنیم تا دیگران از کارت ایران در صحنه خودشان بازی نکنند. در منطقه نیز خودمان باید مشکلات خودمان را حل کنیم و دیپلماسی و رایزنی را اولویت خود قرار دهیم تا دیگران سوءاستفاده نکنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی