بستن
کد خبر: ۱۰۳۲۶۲۱

شایست- ناشایست زبان محاوره در ادبیات داستانی

شایست- ناشایست زبان محاوره 
در ادبیات داستانی
شبنم حاتم‌پور استادیار زبان و ادبیات فارسی
در دهه‌های اخیر که فضای مجازی با سرعتی سرسام آور در تدارک اطلاعات، اشتهای مخاطب را می‌افزاید، زبان از مر‌زهای محاوره به نرمی عبور می‌کند تا با شکستن ساختار‌های مرسوم گونه‌های جدیدی از خود خلق کند. تلاش برخی نویسندگان برای سیراب نمودن مخاطبان بیشتر، مجال درست‌نویسی را از آنان گرفته تا جایی که میان نویسندگان نیز بحث‌هایی دربارۀ املای واژگان، کاربرد نشانه‌های نگارشی و اصول درست‌نویسی زبان بالا گرفته است. بی‌میلی مخاطب عام به یادگیری اصول زبانی این پرسش را به‌وجود می‌آورد که آیا با وجود عدم تمایل خوانندگان عام به رعایت زبان نوشتاری، نویسندگان باید به حفظ بایسته‌های زبانی اصرار بورزند یا باید براساس سلیقه زبانی مخاطب، داستان‌ها و آثار خود را بنویسند؟ برای بررسی این پرسش باید به پیشینۀ تأثیر زبان گفتاری بر زبان ادبای گذشته نگاه کنیم و پس از آن آثار داستانی‌ای که با زبان گفتاری نوشته شده‌اند را ارزیابی کنیم. اگر به سیر تطور زبان فارسی در ادبیات بنگریم، خواهیم دید نویسندگان و شاعران همواره از زبان گفتاری در آثار خود بهره برده‌اند. رد پای زبان گفتاری از شاهنامه تا دیوان انوری، شعر سعدی، جامی و صائب قابل بازیابی است. از مصداق‌های کاربرد زبان گفتاری در شعر بزرگان می‌توان به واژگان اتباع، ابدال و قلب در واک‌ها، اسم‌های صوت، تخفیف دراسم، عدد و.... اشاره کرد. زین سخن دیوانه در شست اوفتاد/ زانکه اندر سقف جرّست اوفتاد (عطار، 1386: 347) به رخ چون گلستان و با یال و کفت/ که هر کش ببیند بماند شکفت (فردوسی، 1370، ج3: 1105) گرایش نویسندگان به زبان گفتار در دورۀ مشروطه افزون شد. برخی چون ایرج میرزا وابستگی بیشتر و برخی چون ملک الشعرا بهار وابستگی کمتری در آثار خود به این شیوۀ بیان نشان دادند؛ اما تحولات جامعۀ ایران پس از آن ادبیات را چه در حوزۀ نظم و چه در حوزۀ نثر به زبان مردم نزدیکتر کرد و ادبیات عامیانه به عنوان گونه‌ای جدی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. هنجارشکنی‌های زبانی با گرایشات نوگرایی در ایسم‌هایی چون ناتورالیسم و فرمالیسم در آثار ادبی بیشترشد؛ و همین سبب شد که شکستن اصول زبانی و املای واژه برمبنای زبان گفتاری در آثار ادبی مشهودتر شود. در سیر تحول کاربرد زبان گفتاری در داستان نویسی، باید به دو داستان نویس به‌نام صادق هدایت و صادق چوبک اشاره کرد که سهمشان درشکسته نویسی بیشتر از دیگران نویسندگان است. هدایت که از زبان تودۀ مردم می‌نوشت درمحاوره‌‌نویسی نسبت به برخی از نویسندگان امروز، بیشتر جانب احتیاط را رعایت می‌کرد. نمونه‌هایی از نثر او با زبان گفتاری: «آقا شما وجودتان منشأ فیض و خیر است...»(هدایت، 1330: 26) که می‌توانست «وجودتان» را وجودتون و «خیر است» را «خیره» بنویسد. یا «قربان دهنت. انگار دوره آخر الزمان است.» (هدایت، 1311: 51) که می‌توانست بنویسد: قربون دهنت انگار آخر الزمونه. اما در نثر صادق چوبک شکسته‌نویسی بیشتری وجود دارد. به کاربرد تلفظ عامیانۀ کلمات برای ایجاد زبان و لحن شخصیت داستانی در این نمونه توجه کنید: «جهان سلطان: اونوخ من دیدم انگاری نصب تنم تو هوا آویزونه بعد بوش بلند شد. از بوش می‌فهمم همه جا بو گرفته. میباس رو دار زیرم یه لگن باشه...» (چوبک، 1352: 52). نویسندگان در دهه‌های بعد توانستند نمونه‌های عالی از نثر داستانی خلق کنند که علاوه بر زبان گفتاری، لهجه مردمان جغرافیای متفاوتی را به خواننده معرفی می‌کرد: «براي رسیدن به کوير، به شوره‌زار‌ها شتر‌ها را می‌باید با مراقبت از کنارزمین‌های زیر‌کشت گذراند. شتر‌ها را دسته کرد. هی... هی.... بی‌پیر» (دولت آبادیی، 1361: 92). و یا نمونه‌ای از این نثر: «مو سر در نمی‌آرم، خویا داناست. همه چی دست خویاست. اگر خویا بخواد همه جا آروم می‌گیره... تو می‌گویی این آبادن سی چه آتش گرفت؟....» (صفدری، 1392: 241) *دولت آبادی، محمود، جای خالی سلوچ، 1361، نشر نو / - چوبک، صادق، سنگ صبور، 1352، انتشارات جاویدان / - صفدری، محمدرضا، من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم، 1392، انتشارات ققنوس / عطار نیشابوری، شیخ فریدالدین محمد، مصیبت نامه، 1386، تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، نشر سخن / فردوسی، شاهنامه، 1370، تصحیح ژول مول / هدایت، صادق، سه قطره خون، 1311، انتشارات جاویدان / هدایت، صادق، حاجی آقا، 1330، انتشارات جاویدان.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی