هنگامی که پای تصویب قوانینی مانند «طرح صیانت....» پیش میآید، واکنش طیفی از دوستان اصلاحطلب از همه خوشمزهتر است! نخستین واکنش آنها به چنین تحرکاتی این است که: «نگفتیم اگر یکدست شود اینها دودمانمان را به باد میدهند؟ پس آنها که در انتخابات شرکت نکردند، باید پاسخگو باشند؟» این بندگان خدا طوری حرف میزنند که انگار همه امور «به دست با کفایت رئیسجمهور قدر قدرت» رقم میخورد و از دیگر نهادها اصلا اثر و آثاری نبود! گویی اگر الان مثلا عبدالناصر همتی رئیسجمهور شده بود، «نمایندگان انقلابی طرح صیانت را یک بار و برای همیشه بایگانی میکردند؛ اما چون ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور شده است، از سر آن دست برنمیدارند! این دوستان که از پشت عینک مخصوص به خود به نظام مینگرند، آن سوی ماجرا را نمیبینند که اگر به فرض آقای همتی یا کسی حتی دهها بار قدرتر از او از جناح اعتدالگرا یا اصلاحطلب امروز در ساختمان پاستور جا خوش کرده بود، «مجلس انقلابی همین خرده ملاحظات کنونی را نیز در مقابل اعتراض مردم به طرح صیانت کنار میگذاشت و با نسبت دادن عموم معضلات جاری کشور به رئیسجمهور، همه نارضایتیهای عمومی را به سمت او هدایت میکرد! من
بارها تأکید کردهام که اگر قرار به اصلاح و بهبودی در کار کشور باشد، این اتفاق باید از سوی همان نیرویی صورت گیرد که قدرت واقعی را در دست دارد. قدرتهای صوری قادر به هیچ نوع اصلاح پایدار در این کشور نیستند و به فرض هم که در شرایط خاصی گامی در این جهت بردارند، بلافاصله چند گام به عقب رانده میشوند. با این حساب، همین نیروی حاکم یا به سمت اصلاح میرود و یا نمیرود! اینکه برود یا نرود به صدها عامل وابسته است که در رأس آنها نوع مطالبهگری اقشار مختلف مردم قرار دارد. در صورت ناکامی آن، دیگر فرصتی در انتظار کسی نیست و آن سوی ماجرا فقط هاویه دهان گشوده است. انتظار میرود که تمام دستاندرکاران و همینطور نیروها و کنشگران سیاسی و اجتماعی جامعه ما این مقطع بغرنج تاریخی کشور را دریابند. دریافت این وضعیت اما نیازمند دیدنِ تمامی قد و قامت و هیکل فیل در روشنایی روز است، حال آنکه هر یک از ما، فقط به جزیی از این فیل خشمگین آن هم در تاریکی دست میساییم. خدا خودش به خیر بگذراند.