ادامه از صفحه یک/ در فضای مجازی و با بودن برخی پلتفرمها اندک علاقهمندان برجا مانده در حوزه داستان و شعر ادبیات را گرد هم آوردیم، تا چراغمان نیم سوز روشن بماند، غرق در بدهی شدیم اما به امید روشنای فردا در این گرداب راندیم. روز سهشنبه ۱۸نماینده رای به طرحی دادند. طرحی که بیشتر صیانت از دلواپسان از فضای مجازی است تا خیل میلیونی آنان که در این فضا کسب و کار میکنند، اطلاعرسانی میکنند و اگر در گوشهیی از مملکت ظلمی دیدند، اگر سیلی ناحقی برگونهی مظلومی فرود آمد در خروش آیند. طرح صیانت از فضای مجازی بیشتر به تنبیه کاربران میلیونی این فضا شبیه است. کاربرانی که بر خلاف نظر اهمیت عمل میکنند. کاربرانی که اقلیت را برنمیگزینند. با این طرح ما نمیمانیم ما که صورت نه به سیلی که به خون سرخ نگه داشتهایم تا همچنان داستان و شعر و گفتوگو نیم بسمل بماند. ما تمام میشویم ما که جز از حافظ و سعدی و نیما و سهراب نگفتهایم. ما که زنده به همین فضای مجازی هستیم. به همین چند علاقهمند به شعر و داستان. باقی چند میلیون شغلی که از صفحات مجازیشان نان به خانه میبرند، به ورطهی نابودی خواهند افتاد. حکایت ما خیل میلیونی با این
هیجده نفر اعضای کمیسیون صیانت بازتاب این بیت صائب تبریزیست: