ادامه از صفحه اول/ مستثنی نبوده است. ابطال یکجانبه توافق سعدآباد را میتوان نمونهای از این نوع برشمرد. تنها تضمین واقعی در روابط بین کشورها، ایجاد منافع مشترک و یا توازن قواست. برقراری توازن قوا در سطح جهانیِ آن اما برای قدرتهای درجه دوم جهانی هم بسیار پرخرج و هزینهزاست چه رسد به قدرتهای منطقهای یا پیرامونی. در واقع، تلاش برای دستیابی به چنین توازنی، ورود به نوعی مسابقۀ تسلیحاتی دائمی است که تمام منابع اقتصادی یک کشور را میبلعد و سرانجام سبب به هم خوردن توازن به نفع رقیب میشود. این روش در واقع نقضغرض است. اتحاد شوروی با همین روش ادامه داد و سرانجام کارش نیز به اضمحلال و فروپاشی کشید. بنابراین، حسابشدهترین راه تضمینِ توافقات، کشف منافع مشترک و گسترش حوزههای آن است. اگر جمهوری اسلامی در صدد این کار برنیاید و بخواهد پس از احیای برجام، تضاد منافع با آمریکا را در سایر حوزههای مورد اختلاف دو کشور ادامه دهد یا تشدید کند، بار دیگر اصل برجام و یا فواید ناشی از آن به خطر خواهد افتاد حتی اگر کنگره آمریکا آن را با اجماع نمایندگان دو حزب به تصویب برساند!
توافق «خیلی دور خیلی نزدیک»
ادامه از صفحه اول/ برعکس شد ایران، روسیه و چین میگفتند توافق قریب است و غربیها میگفتند مشخص نیست توافق حاصل شود یا خیر. در صورتی که امروز تقریباً تمامی هیأتها از قریبالوقوع بودن توافق صحبت میکنند. هم امکان شکست مذاکره و هم امکان رسیدن به توافق وجود دارد، طبق اخبار آشکار، هنوز موارد اختلافی وجود دارد. امیرعبداللهیان در گفتوگوی اخیر خود با شبکه سیانان نیز بر این موضوع تأکید کرد. ترک مذاکرات توسط رؤسای هیأتهای اروپایی، این موضوع غیرمعمول نیست و پیش از این نیز آقای باقری، مذاکره کننده ارشد ایران تردد داشتند و به تهران بازمیگشت اما مذاکرات متوقف نمیشد. زمانی مذاکرات در سطح کارشناسان است و رؤسا بر اصولی کلی توافق میکنند و بررسی جزئیات را به کارشناسان میسپارند از این جهت ترک مذاکرات توسط رؤسا موضوع مهمی نیست و مذاکرات در جریان است. نمیتوانیم برای مذاکرات زمان در نظر بگیریم؛ چندین مرتبه آمریکاییها از زمان حصول توافق خبر دادند اما هیچ یک عملی نشد. ممکن است چندین ماه طول بکشد و مذاکرات به دور ۹ یا ۱۰ نیز بکشد. نباید انتظار داشته باشیم مذاکرات حتماً تا ۱۵فوریه اتفاق بیفتد.