یکی از اقدامات خوب در سطوح جهانی و ملی، نامگذاری مناسبتهاست که ازجمله این مناسبتها روزهای جهانی و ملی (به مناسبت ولادت حضرت علی(ع)) مددکاری اجتماعی است. امسال سیوششمین سالی است که این مناسبت در ایران گرامی داشته میشود. گرچه هنوز در تقویم رسمی درج نشده است. انجمن مددکاران اجتماعی ایران هرساله به این مناسبت برنامههای مختلفی در سطوح داخلی و بینالمللی برگزار میکند که درسال جاری چهارمین کنگره بینالمللی و سیوششمین همایش مددکاری اجتماعی باعنوان «مددکاری اجتماعی و ادغام» را در روز چهارم اسفند امسال با حضور مسئولان و اساتید جهانی و داخلی برگزار میکند. ضمن تبریک این روزها به مددکاران اجتماعی که سفیران سلامت اجتماعی هستند، این مناسبت را بهانه میکنم و به چند نکته در خصوص ادغام اجتماعی اشاره میکنم. تجربه زیسته در جهان کنونی نشان میدهد که شاهد افزایش مسائل و مشکلات اجتماعی هستیم که همین شرایط زمینه را برای بهرهگیری از ظرفیت متخصصین مختلف از جمله مددکاران اجتماعی و همینطور ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای اجتماعی را بیش از پیش فراهم کرده است. دولت و مجلس شورای اسلامی هم این ضرورت را به خوبی احساس کرده است. اقداماتی که در عرصه سیاستگذاری اجتماعی انجام شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنم. ولی غلبه اقدامات عملی در حوزههای اجتماعی و سازمانهای ارائهکننده خدمات اجتماعی مبتنی بر رویکرد ادغام اجتماعی نبوده و بیشتر مبتنی بر مرکزمداری و اقدامات فردی است. این در حالی است که بهتر از هر کسی میدانیم که با این نوع نگاه در عمل نمیتوانیم به توانمندسازی برسیم. این در حالی است که نیک میدانیم تقویت رویکردهای ادغام اجتماعی که در برخی از سیاستگذاریهای اجتماعی از قبیل توانبخشی مبتنی برجامعه برای افراد دارای معلولیت که در قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت به آنها اشاره شد و سابقه خوبی هم در ایران داریم، مدارس تلفیقی برای دانشآموزان دارای نیازهای ویژه، باز ادغام اجتماعی زندانیان و مجرمین، ادغام اجتماعی افراد دارای سوءمصرف موادمخدر و روانگردانها و آسیبدیدگان اجتماعی، بیخانمانها، ادغام اجتماعی بیماران روانی و بیماران خاص و صعبالعلاج و... بخشی از این سیاستگذاریهای انجام شده است که توسعه کمی و کیفی در عمل میتواند یک فرصت ارزشمندی برای نهادینه شدن و فراگیر شدن این رویکرد باشد. تقویت این رویکرد میتواند زمینه را برای مشارکت بیشتر مردم در امور اجتماعی، کاهش هزینهها، مسئولیتپذیری بیشتر مردم و جامعه و تقویت رویکردهای محلهمحوری و اجتماعمحوری فراهم کند که اتفاقا برای تحقق عملی ادغام اجتماعی باید به سمت مردم و توانمندسازیهای مبتنی برجامعه حرکت کنیم. هم درعرصه سیاستگذاری اجتماعی هم در عرصه عمل. بدون شک مددکاران اجتماعی با توجه به دانش و انباشت اطلاعاتی که درحوزه اجتماعی دارند، میتوانند نقش بیبدیلی در سیاستگذاریهای اجتماعی و در عرصههای اجرایی برای نهادینه شدن این رویکرد در کنار سایر متخصصین اجتماعی داشته باشند. براین باور هستم که تصویب قانون تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی که الان هم در مجلس طرح شده و انتظار هم میرود هم کمیسیون اجتماعی هم کمیسیون اصلی رسیدگیکننده به این طرح هست با تصویب این قانون نقش مددکاران اجتماعی را افزایش دهند و اجبار به داشتن صلاحیت حرفهای هم خود میتواند در توجه به این تخصص نقش مهمی داشته باشد.