بر کسی پوشیده نیست که در شرایط تحریم و افزایش نرخ تورم، بیشترین فشار بر دوش اقشار ضعیف جامعه است، تا جاییکه بسیاری را به خیابان کشانده، مثل فرهنگیان، بازنشستگان، کارگران و... البته این تجمعات از سالها پیش آغاز شد و دولت دوازدهم برای کاستن از این فشار، علاوه بر دو مرحله متناسبسازی حقوق بازنشستگان، لایحه همسانسازی حقوق بازنشستگان را با دو فوریت به مجلس فرستاد. و با وجود امضای بیش از ۲۰۰ نماینده، این لایحه در مجلس مسکوت ماند. پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم و همان نمایندگانی که اصرار بر اجرای همسانسازی داشتند، ناگهان تغییر موضع جدی از سوی آنها صورت گرفت و بسیاری مخالف همسانسازی حقوق بازنشستگان شدند، دلیل مخالفت هم تورمزا بودن این لایحه و نبود پشتوانه مالی برای تامین بودجه بود. نمایندگانی مانند آقای الیاس نادران به این هم بسنده نکرده و علاوه بر اینکه در یک برنامه تلویزیونی آن را تورمزا دانست، به جمع آوری امضا در مخالفت با آن پرداخت، و بیش از ۵۰ امضا هم از نمایندگان جمع کرده است. یکی از روزنامههای اصلی اصولگرایان هم تیتر زد، که «همسان سازی موجب ایجاد بار مالی و تعهد شدید برای دولت میشود» و نویسنده مقاله، این لایحه را عاقلانه و منطقی ندانست. طغیان، نماینده دیگری هم پیشنهاد داد که همسانسازی باید از طریق خود صندوقهای بازنشستگی تامین مالی شود، نه از طریق منابع دولت. بسیاری از دولتمردان نیز این لایحه را بداخلاقی دولت دوازدهم میدانند و انداختن توپ در زمین دولت سیزدهم برای فشار بیشتر به این دولت و در نهایت در هفتم بهمن، دولت سیزدهم لایحه همسانسازی را از مجلس پس گرفت و قول داد آن را اصلاح و لایحه جدیدی تقدیم مجلس نماید. در این شرایط امضا و بده بستان لایحه، بسیاری از بازنشستگان امروز که فشار تورم آنان را به زیر خط فقر برده و برای اجرای عدالت به خیابان آمدهاند، همان انقلابیونی هستند که در سال ۵۷ برای اجرای عدالت به خیابان آمدند و رویاها و آرزوهای بزرگ در سر داشتند، هشت سال با متجاوزان به میهن جنگیدند و همه مشکلات را بهخاطر مصالح و منافع کشور تحمل کردند. انقلابیونی که در آن زمان در فرهنگشان نه اختلاسی بود، نه رانت و همه سختیها برای حفظ انقلاب تحمل میکردند و امید داشتند روزی رویاهای آنان محقق میشود. حال برخی دیروز گرفتار فقر و فلاکت شدهاند و آنها فقط برای معیشت خود به خیابان آمدهاند و برخی امروز نیز بر سر قدرت نشسته و از حال آنها خبر ندارند. لایحه همسانسازی بسان توپی شده که هر کس سعی میکند آن را در زمین حریف انداخته و تماشا کند حریف سیاسی با آن چگونه بازی ميکند! هزار میلیاردی که معلوم نیست کجاست و قطعا در جیب اختلاسگران است، تورمزا نیست ولی افزایش اندکی پول به حقوق بازنشستگان تورمزا است و اقتصاد را بر هم ميزند؟ نمیدانم سرانجام لایحه همسانسازی چه خواهد شد، ولی نیک میدانم که بازنشستگان کشوری، لشکری و تأمین اجتماعی زندگی سختی را در زیر خط فقر یا در فقر مطلق تجربه میکنند، نمایندگان و دولتمردان اگر وقت داشتند، سری به سامانه پاکنا بزنند تا تبعیض و بیعدالتی را در حقوق و پرداختها بهتر ببیند و شاید یا لایحه همسان سازی را به سرانجام برسانند یا اندکی از حقوق خود و دیگر نجومی بگیران کم کرده و به بازنشستگان و دیگر اقشار آسیب پذیر جامعه اختصاص دهند. این از اهداف انقلاب بزرگ جمهوری اسلامی ایران بود.