هرساله جوایز ادبی بسیاری در سراسر دنیا برگزار میشود که هرکدام به بررسی و ارزیابی بخشی از ادبیات داستانی کشور و یا محدوده زبانی میپردازند. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که ارزش مالی جوایز ادبی مطرح دنیا چقدر است؟ برای پاسخ به این پرسش شاید بد نباشد سراغی از جوایز ادبی بگیریم.
جایزه ادبی «من بوکــر» از انگلستان نیز که از سال 1969 هر سال به یک نویسنده به زبان انگلیسی اعطا میشود، نمونهای دیگر از جوایز ادبی شناخته شده است. یکی از نکات جالب این جایزه این است که از سال 2014 با جهانی شدن این جایزه همه آثار با زبان انگلیسی و همینطور آثاری که به زبان انگلیسی ترجمه شدهاند، مورد بررسی و داوری قرار میگیرند و در صورت برنده شدن اثری ترجمهای، جایزه 50 هزار پوندی(معادل یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان) میان مترجم و نویسنده به تساوی تقسیم میشود. این مساله علاوه بر اشتیاق نویسندگان برای دریافت مبلغ قابل توجه این جایزه، شرایطی ویژه را برای نویسندگانی غیرانگلیسی زبان به وجود میآورد که با ترجمه آثارشان، به سمـــت جهانی شدن پیش بروند.
جایزه 15 هــزار دلاری (معادل 396 میلیون تومان) پولیتزر نیز از جوایز مطرحیست که از سال 1917 شروع به کار کرده است که برندهاش را از میان نویسندگانی انتخاب میکند که شهروندان قانونی آمریکا باشند. جایزه بریتانیایی کتاب اول گاردین نیز که توسط همین روزنامه از سال 1999 تاکنون برگزار میشود، برای بهترین اثر از میان کتاب اولیها، جایزه 10 هزار دلاری (معادل 263 میلیون تومان) همراه با تبلیغ اثر برگزیده در روزنامه گاردین در نظر گرفته است. شاید جالب باشد که بدانید هاروکی موراکامی از برندگان این جایزه بوده است که البته مواردی از این دست کم نیستند.
داوری جوایز ادبی یکی از نکات مهم و البته بحثبرانگیز به شمار میآید. اساســا چه کسانی صلاحیت انتخاب اثر یا آثار ادبی برگزیده را دارند؟ آیا صرفا نوشتن چند کتاب برای انتخاب داور ادبی کافیست؟ داوران جوایز ادبی از سوی چه کسانی انتخاب میشوند؟ آیا انتخاب داور امری سلیقهایست؟ داوری در جایزه من بوکر روندی جالب توجه دارد؛ چراکه داوران جایزه از سوی کمیتهای متشکل از ناشر، کتابدار، کتابفروش و نماینده ادبی انتخاب میشوند و البته انتخاب داور از میان نویسندگان و منتقدان ادبی انجام میشود. اما سوال اینجاست؛ هدف اصلی از برگزاری جوایز ادبی چیست؟ امروز نویسندهای که جایزه ادبی مورد نظر را از آن خود کرده، با فردایش چه تفاوتی دارد؟ آیا جوایز ادبی نقشی جز حمایت و معرفی آثار برگزیده دارند؟
با این مقدمـــه و پرسشها، سری بزنیم بــه بزرگترین جایزه ادبی کشورمان؛ یعنی جایزه ادبی جلال آلاحمد؛ جایزهای که دولتی است و نخستین دوره آن در سال 1387 و در زادروز این نویسنده آغاز به کار کرد. در ماده 1 از آییننامه این جایزه (مصوب جلسه 565 مورخ 21/4/84 شورای عالی انقلاب فرهنگی) آمده است که هدف از اهدای جایزه ملی جلال آلاحمد «ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی» از رهگذر بزرگداشت پدیدآورندگان آثار ادبی برجسته، بدیع و پیشرو است.» و براساس آنچه اعلام شده بود، این جایزه برای برگزیدگان خود تعداد 110 سکه در نظر میگرفت که با توجه به قیمت 216 هزار تومانی هر سکه در پایان سال 1387، مبلغ این جایزه در دوره اول معادل بود با 24 میلیون تومان که با توجه به نرخ قیمت مسکن در آن مقطع میتوان گفت که رقم بسیار قابل توجهی بود. اما رقم جایزه در ادامه با رشد تورم نهتنها افزایش نداشت که از تعداد 110 سکه به مبلغ نقدی تغییر و البته کاهش یافت و در دوره آخر، این جایزه به 250 میلیون تومان رسیده است؛ یعنی حدودا معادل 25 سکه. تازه نکته قابل توجه دیگر این است که این جایزه در دورههای اول، سوم، پنجم و ششم، دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم که
اخیرا شاهد برگزاری آن بودیم، هیچ اثری را در بخش رمان، داستان بلند و داستان کوتاه به عنوان اثر برگزیده معرفی نکرده است. در این شرایط باید پرسید؛ آیا در سالهای مدنظر برگزاری جوایز هیچ اثر شاخصی خلق نشده است؟ آیا ماهیت جایزه، انتخاب آثار برتر از میان آثار داوری شده نیست؟ آیا نقش جوایز ادبی حمایت از آثار است یا تخریب وجهه ادبیات؟ با این اوصاف؛ آیا هدف اصلی و اولیه برگزاری این جایزه که ارتقای زبان و ادبیات است، محقق شده است؟