بستن
کد خبر: ۱۰۳۲۰۵۵

حاشیه‌نشینی دردی که باید درمان شـود

حاشیه‌نشینی دردی
 که باید درمان شـود

ادامه از صفحه اول/ ترکیب جمعیتی ناهمسو هم از نظر فرهنگی و هم از نظر قومی و زبانی این ترکیب و این ناهمگونی را که منجر به روابط ناهنجار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شده است را به‌وجود آورده است. بافت جمعیت جدید راحت‌تر گرفتار روابط ناهنجار اجتماعی مانند اعتیاد و درگیر شدن با فروش مواد مخدر و استفاده از کودکان کار و خرید و فروش نوزادان، سرقت و در مواردی حذف رقبا می‌گردد. البته حاشیه نشینی تنها منجر به بروز ناهنجاری‌های اجتماعی نمی‌شود بلکه بستر مناسبی درحاشیه به لحاظ عوامل مختلف برای جرم‌زایی پدید می‌آید والا طلاق و قاچاق و اعتیاد در مناطق مرفه هم وجود دارد. از حاشیه‌نشینی به عنوان بیماری خاموش کلانشهرهای امروزی یاد می‌کنند و محققان این حوزه بر این باورند محصول مهاجرت تنگناهای اقتصادی و قطبی‌سازی یا تمرکزگرایی جمعیت به‌ویژه در کلانشهرها و در ایران خصوصا شهر تهران است که روند مهاجرت موجب خالی شدن روستاها و کم شدن جمعیت شهرهای کم برخوردار شده و در نهایت جمعیت در چندین شهر بزرگ به صورت حاشیه‌ای متمرکز می‌شود. برابر آمار وزارت کشور، 23 درصد از حاشیه نشینی کشور در استان تهران است و به این ترتیب سالانه بیش از 250 هزار نفر به تهران مهاجرت می‌کنند. شهری که در آغاز قرن 14 سال 1300 وقتی که کودتای سوم اسفند رخ داد، جمعیتی 200هزار نفره داشت، امروزه به کلانشهری تبدیل شده است که برابر آمار استانداری تهران سالانه بیش از 250 هزار نفر را به سوی خود جلب می‌کند. به این بخش از گزارش رسمی استانداری تهران توجه کنید: برابر چکیده اسناد توسعه‌ای و آمایشی استان تهران تراکم جمعیت حدود 20 برابری نسبت به متوسط شهری وجود شهرستان‌های بی‌بهره از خدمات مختلف به‌ویژه درمانی و آموزشی، تمرکز امکانات در مرکز استان و محرومیت دیگر شهرستان‌ها با وجود سهم 50 درصدی از درآمدهای کل کشور با کمترین میزان بازگشت در استان تهران. اخیرا مصاحبه‌ای از آقای محسن روح‌الامینی، نماینده مجلس پخش شد که اعلام می‌دارد الان خانواده‌هایی پیدا می‌شوند که در یک اتاق زندگی می‌کنند و وسط آن پرده‌ای می‌کشند و دو خانواده با سرویس مشترک در یک جا زندگی می‌کنند. یا بالای پشت بام منازل زندگی می‌کنند. البته ایشان راهکار را در شیوه زندگی سابق که خانواده‌ها از سرویس عمومی استفاده می‌کردند و با خانواده زندگی مشترک داشتند و آرزوی خانه‌دار شدن را نداشتند و با همین زندگی می‌ساختند تا احتمالا شرایط خانه‌دار شدن مهیا شود و در نهایت می‌گویند باید توقعات را کم کرد. مدتی پیش پدر و مادر زندگی کرد و توقعات را پایین آورد و راضی باشند. به این بخش از سخنان نماینده محترم مجلس کاری ندارم اما بیان واقعیت از زبان ایشان که در یک اتاق دو خانواده با کشیدن پرده زندگی می‌کنند و از سرویس‌های مشترک استفاده می‌کنند، کار داریم. چرا باید دو خانواده در یک اتاق که پرده‌ای آنان را از یکدیگر جدا می‌کند، زندگی کنند درحالی که به گفته نایب‌رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک تهران در کشور بیش از دو و نیم میلیون خانه مسکونی خالی وجود دارد که 500 هزار واحد آن در استان تهران واقع شده است. این درحالی است که در کشور کلا 25 میلیون واحد مسکونی اعم از شهری و روستایی دارد و میانگین خانه‌های خالی در ایران دو برابر متوسط جهانی است. چه بخش از این خانه‌ها، خانه‌های لوکسی هستند که به گفته نایب‌رئیس اول اتحادیه مشاوران املاک تهران اقشار متوسط جامعه توان اجاره انباری یا پارکینگ چنین خانه‌های لوکسی را ندارند. خانه‌های لوکسی که نشانه شکاف عمیق طبقاتی در جامعه ایرانی است. وقتی در جنوب شهر، دو خانواده با کشیدن پرده‌ای در یک اتاق استیجاری با سرویس مشترک زندگی می‌کنند یا زوج‌های جوان به کانتینرخوابی روی می‌آورند یا کارتن‌خوابی به بلیه‌ای در شهرها تبدیل شده است چه باید کرد؟ آیا باید گفته روح‌الامینی را مورد توجه قرار داد که قناعت کنند؟ آیا می‌شود از همه چنین درخواستی داشت؟ برابر آمار مرکز آمار ایران، ارزش تعداد خانه‌های خالی از سکنه معادل 38 سال توزیع یارانه کشور است و تهران هشت برابر لندن خانه خالی دارد. قیمت بعضی از خانه‌های خالی تهران معادل دهها خانه متعارف برای زندگی متوسط شهری است و اتفاقا بیش‌ترین خانه‌های خالی در شمال تهران قرار دارد که به عنوان سرمایه توسط مالکین آنها خالی نگه داشته می‌شوند. و همین مطلب باعث رشد حبابی قیمت مسکن شده است درحالی که 900 هزار واحد از این خانه‌های خالی متعلق به اشخاص حقوقی است و منظور از اشخاص حقوقی در این آمار، بانک‌ها، دستگاه‌های دولتی، ارگان‌ها و نهادهای عمومی است که معمولا برای افزایش سرمایه یا مصون نگه داشتن آن در برابر تورم اقدام به خرید یا ساخت املاک مسکونی و تجاری می‌کنند. دولت باید ترتیبی اتخاذ کند که اشخاص حقوقی ذکرشده که اتفاقا دولت بر آنها سیطره دارد نتوانند این 900 هزار واحد مسکونی را خالی نگه دارند. اگر زور دولت یا منافع دولت ایجاب می‌کند که دستگاه‌های دولتی صاحب این نوع خانه‌های خالی باشند باید ترتیبی حداقل اتخاذ کند که با قیمت عادله به افراد فاقد خانه به اجاره واگذار شود. اگر در هر واحد این 900 هزار واحد خانه خالی یک خانواده پنج نفره زندگی کنند، نزدیک به پنج میلیون نفر صاحب سرپناه اجاره‌ای خواهند شد و از بار تراکم حاشیه‌نشینی کاسته خواهد شد. به هر حال حاشیه‌نشینی عواقب ناگواری دارد و تا تاثیر مستقیمی بر جرم و جنایت تا گسترش فسادهای اجتماعی از قبیل قاچاق، سرقت، اعتیاد، قتل و دیگر ناهنجاری‌های اجتماعی. آیا نمی‌توان در حرکتی به گفته رئیس‌جمهور، جهادی از دست‌اندرکاران مسائل اجتماعی درخواست کرد برای عواقب مصائب حاشیه‌نشینی راهکاری مناسب پیدا کنند و دولت ملزم به اجرای آن باشد. واقعیت تلخی که اگر به درمان آن نپردازیم در آینده‌ای نه‌چندان دور آوار آن بر سر همه خراب خواهد شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی