بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۹۹۷

اعتماد زدایی سم مهلک است!

اعتماد زدایی سم مهلک است!
امید فراغت روزنامه‌نگار

مهم‌ترین و ارزشمندترین سرمایه‌ای که باعث رشد و توسعه هر کشوری‌ است، اعتماد بین مردم و مسئولان آن جوامع است. برهمین اساس بیش‌ترین سعی حکمرانان این است که بالاترین سطح اعتماد را ایجاد کنند تا با پشتوانه آن بتوانند تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های مهم را به انجام برسانند. در جوامعی که موجودیت اعتماد حلقه مفقوده بین مردم و مسئولان است آن جوامع به نوعی در فضای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... دچار سردرگمی می‌شوند. در جوامعی که به‌جای اعتماد‌سازی، اعتماد زدایی صورت می‌پذیرد اتحاد و انسجام ملی، موجودیت ندارد و به تعبیری فضای دو قطبی موافق و مخالف شکل می‌گیرد و هر لحظه ممکن است شاکله و ساختار چنین جوامعی بر اساس تکانه‌های داخلی و خارجی فرو بریزد. حکمرانان جوامعی که ملت‌های‌شان را به نوعی غریبه به حساب می‌آورند و کارکردشان را از ملی‌گرایی به گعده و جریان‌گرایی تقلیل می‌دهند در فرآیند زمان دچار فروپاشی خواهند شد. اصولا حکمرانانی که نتوانسته باشند برای جوامع‌شان رفاه و امنیت اقتصادی و معیشتی ایجاد کنند و اکثریت ملت‌شان در فقر و گرفتاری چند وجهی دست و پنجه نرم می‌کنند ناخودآگاه دچار جامعه‌ترسی می‌شوند. برهمین اساس این جامعه ترسی باعث خواهد شد بیشتر تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های‌شان به دور از چشم ملت‌شان باشد، چرا که می‌دانند فقر و گرفتاری عمومی به آنان اجازه اتخاذ هر گونه تصمیمی را نمی‌دهد. متاسفانه حکمرانان چنین جوامعی مصداق ضرب‌المثل «خشت اول گر نهد معمار کج- تا ثریا می‌رود دیوار کج» می‌شوند، چرا که هنوز نمی‌دانند از دلِ بی‌اعتمادی، اعتماد زائیده نمی‌شود! وقتی انسان‌گرایی، ملت‌گرایی و به تعبیری جامعه‌گرایی تابعی از شعار‌سازی‌ها و شعاربافی‌ها می‌شود برای تحقق شعارهای‌شان که گاه حتی آن شعارها زائیده اوهام و خیالات است و هیچ تناسبی با دنیای واقعیت‌ها ندارد ناگزیر به اقدام و عمل‌هایی می‌شوند که آن اقدام و عمل‌ها سنخیتی با واقعیت‌های جامعه‌شان ندارد. برای مثال آیا قدرت تسلیحاتی کره‌شمالی جزو اولویت‌ها و نیازهای ملت کره‌شمالی است؟ بر همین اساس حکمرانان کره‌شمالی مجبور می‌شوند بودجه‌ها و پول‌هایی که صرف هزینه‌های نظامی می‌شود را از ملت پنهان کنند چرا که به خوبی می‌دانند ملتی که گرسنه و تشنه است و در فقر عمومی به سر می‌برد چنین هزینه‌کردن‌هایی، غیرقابل قبول است. نکته قابل تامل این است حکمرانانی که جامعه‌ترسی دارند در فرآیند زمان دچار جامعه‌کُشی هم می‌شوند! دلایل این جامعه‌کُشی کاملا واضح و مبرهن است و مجال پرداختن به آن در این مقاله نیست. بنابراین حکمرانانی که برآمده از واقعیت‌های پیدا و پنهان ممالک‌شان نباشند ناخودآگاه در فرآیند زمان با جوامع‌شان دچار اختلافات ریز و درشت می‌شوند و برای این‌که بتوانند به حضورشان وجاهت بدهند مجبور می‌شوند به شعارها رنگ و لعاب بیشتر بِدمند! اما غافل از این هستند که چه بر سر جوامع تحت حکمرانی‌شان می‌آید! نکته پایانی این‌که اگر بین مردم و مسئولان هر جامعه‌ای، اعتماد وجود نداشته باشد آن جامعه در سر گشتگی قرار گرفته است!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی