بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۹۵۳

بازار کتاب و تورم 45 درصدی قیمت‌ها

بازار کتاب و تورم 
45 درصدی قیمت‌ها
هادی حسینی‌نژاد روزنامه‌نگار
صنعت نشر و بازار کتاب، زمستان سردی را تجربه می‌کند. کتاب گران است و علاقه‌مندان به مطالعه، بیشتر از هر دوره‌ای در حسرت خریدن و خواندن مانده‌اند. مطابق با آمار منتشر شده در سامانه خانه کتاب و ادبیات ایران، میانگین قیمت کتاب در دی‌ماه، طی جهشی خیره‌کننده به 71هزار و 176 تومان رسیده است و این رقم، نسبت به میانگین 49 هزار و 150 تومانی قیمت کتاب در دی ماه سال گذشته (1399) از تورم 45 درصدی خبر می‌دهد. اینکه چرا جامعه در مواجهه با افزایش قیمت‌ مواد خوراکی و فست‌فود‌ و... رفتار سازگارتری نسبت به افزایش قیمت اقلام فرهنگی مانند کتاب از خود نشان می‌دهد، مساله‌ای است که باید از منظر جامعه‌شناسی مورد بررسی قرار بگیرد، اما به هرحال، نمی‌توان رابطه مستقیم افزایش قیمت کتاب و کاهش قدرت خرید مخاطبان را انکار کرد. خریدن کتاب 71 هزارتومانی برای اهال مطالعه، سخت است! خصوصا که بدانیم؛ معمولا افراد کتاب‌خوان، به قشرهای متوسط روبه‌پایین جامعه تعلق دارند؛ یعنی همان قشری که در پایان هرماه، باید طی محاسباتی دقیق و ریاضتی، جوری روی دستمزد ناچیزش برنامه‌ریزی کند که او و خانواده‌اش در میانه‌ی ماه، دست‌خالی نمانند. شاید توجه به میانگین قیمت کتاب و نسبت آن با میزان دستمزد و حقوق افراد جامعه، بتواند ما را به جواب روشن‌تری برساند. حداقل دستمزد ماهانه‌ای که در سال 1400 برای قشر کارگر جامعه تعیین شد، دو میلیون و 655 هزار و 495 تومان بود؛ آن هم در سالی که حتی به گفته برخی مدیران دولتی، خانواده‌هایی که زیر 5 میلیون تومان درآمد ماهانه دارند، زیر خط فقرند. البته بسیاری از منتقدان، خطر فقرا را حتی تا 10 میلیون تومان، بالا کشیده‌اند که با توجه به نرخ تورم و هزینه‌های سرسام‌آور روزمره، پر بیراه هم نمی‌نماید. حالا در این شرایط، انتظار خرید کتاب و مطالعه برای اعضای یک خانواده 4 نفره، چه تعبیری خواهد داشت؟ آیا بعد از تامین معاش، هزینه‌های روزانه، هزینه‌های آموزشی و درمانی، هزینه سکونت و اجاره‌بها و... پولی برای اقشار متوسط و متوسط رو ‌به ‌پایین جامه باقی می‌ماند که آن را صرف مصارف فرهنگی و خرید کتاب کنند؟میزان فرهیختگی و حتی توسعه‌یافتگی یک کشور در جهان امروز، رابطه مستقیمی با وضعیت کتاب و کتاب‌خوانی مردمش دارد. مساله تولید دانش و اثر خلاقه به‌دور از عوامل بازدارنده‌ای چون کتابسازی و کپی‌برداری‌ها، در مقام سرمایه‌ فرهنگی، مشخصا در توسعه یک کشور، نقش دارد. بر این اساس، برنامه‌ریزی و ریل‌گذاری صحیح با هدف ترغیب جامعه به کتاب و کتاب‌خوانی و همچنین تسهیل دسترسی‌ها به کتاب، بخشی از وظایف مدیریت‌های فرهنگی را تشکیل می‌دهد. به زبان ساده‌تر، توسعه کتاب و فرهنگ کتاب‌خوانی در یک جامعه، در گروی عرضه کتاب ارزان و ترغیب عموم مردم به خرید و مطالعه آن است. مدیریت فرهنگی در کشور ما که اساسا در حوزه کتاب، همواره با تعبیر تولی‌گری دولتی گره خورده، در دهه‌های اخیر با تکرار برنامه‌های حمایتی، تقویت بازار کتاب و حمایت از خرید کتاب به مناسبت‌های مختلف - مشخصا نمایشگاه‌ها- در قالب ارائه‌ یارانه‌های مستقیم به گروه‌های مصرف‌کننده را در دستور کار داشته است. همچنین فعالیت‌های ترویجی و ترغیب جامعه به مطالعه نیز عملا در حد همین برنامه‌ها و در چارچوب تخصیص یارانه و تخفیف، باقی مانده و اقدامات مستقل و مشخصی را به‌همراه نداشته است. با این همه، در یکی‌دو سال اخیر، یکی از موانع جدی و مهم که عرصه را به کتاب‌خوانان تنگ کرده و از این حیث، منجر به رکود کسب‌وکار کتاب‌فروشان شده است، مساله‌ گرانی کتاب بوده است. ادامه‌دار شدن تحریم‌های خارجی و افزایش چشمگیر قیمت نهاده‌های تولید کتاب؛ خصوصا کاغذ که اصلی‌ترین نقش را در تعیین قیمتگذاری‌ کتاب دارد، توان خرید مخاطب را به چالش کشیده و به نظر می‌رسد طرح‌های تخفیفی، نه توانسته برای صنعت نشر حاشیه‌ امنی ایجاد کند و نه نیاز واقعی مخاطبان به کتاب را برآورده سازد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی