بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۸۸۱

امروز زمان پیدا کردن مقصر نیست

امروز زمان پیدا کردن مقصر نیست
آرمان ملی- علیرضا پورحسین: اگر چه تا پایان دور هشتم مذاکرات همه شواهد و قرائن بر پیشرفت معنادار مذاکرات در وین دلالت می‌کرد اما با آغاز دور جدید مذاکرات شرایط در وین به بیشترین شرایط حساس و شکنندگی خود رسیده است. به عبارت دیگر، دور جدید مذاکرات وین، زیر سایه رفتارهای ناسازگار قرار گرفته است. اینکه چرا مذاکرات 1+4 در دوره حاضر آن به شرایط حساس و شکننده در وین رسیده و در سکوت خبری به پیش می‌رود، سوالات زیادی را در اذهان عمومی پدید آورده است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفت‌وگویی با دکتر صلاح الدین هرسنی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل داشته است که در ادامه می‌خوانید.
به چه علت بار دیگر روند مذاکرات در وین کند شده است؟
اولین دلیل مربوط به وجود نظمی از آشفتگی و دوآلیسم رفتاری در کنگره آمریکا با نگرش‌های رابرت مالی نماینده آمریکا در امور ایران برای اعطای مجوز به دولت ترامپ در توافقات وین است. در واقع و در شرایطی که رابرت مالی گفته است که ما در مرحله نهایی هستیم و این دوره از مذاکرات دور حساسی است و تا پایان فوریه، فقط 20 روز فرصت داریم، ما شاهد آن هستیم که سناتور‌های کنگره آمریکا دولت بایدن و رابرت مالی را متهم به مماشات و سازش با ایران کرده‌اند. در این ارتباط سناتور‌هایی همچون لینسی گراهام که سناتور ایالت کارولینای جنوبی، تد کروز که سناتور تگزاس و تام کاتن سناتور آرکانزاس در زمره آن دست از سناتور‌هایی هستند که کارشکنی‌های آنها حول محور برجام منحصر به فرد است. افزون بر این و از بد حادثه، برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا نیز با برجام مخالفت دارند. باب منندز سناتور ایالت نیوجرسی، چاک شومر سناتور نیویورک و بن کاردن، سناتور مریلند در زمره سناتور‌های دموکرات مجلس سنای آمریکا قرار دارند که مخالف برجام هستند. در این ارتباط، اغلب نمایندگان جمهوری خواه مجلس آمریکا در سنا هیچ موافقتی با برجام ندارند و در خط مقدم برجام ستیزی قرار دارند، چراکه نگرش آنها همسو با نگرش‌های ترامپ است و معتقدند که برجام بدترین توافق ممکنی بوده است که از سوی دولت دموکرات اوباما با ایران منعقد شد. در واقع پیام اصلی این سناتور‌ها در شرایط حاضر نه تنها هشداری به دولت بایدن و رابرت مالی برای تغییر مسیر و برون رفت از سیاست مماشات با ایران در مذاکرات وین است، بلکه قویا تاکید می‌کنند که باید تلاش‌های تهاجمی برای جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای را آغاز و اعمال نمایند، چراکه فعالیت‌های هسته‌ای ایران به جهت مماشات و سیاست صبر و انتظار دولت بایدن پیشی گرفته و با سرعت زایدالوصف به نقطه گریز رسیده است.
برجام ستیزی سناتورهای کنگره چه پیامی برای طرف ایرانی دارد؟
به نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام برجام ستیزی سناتور‌ها، وجود آشفتگی پیرامون تداوم معضل تضمین است. در واقع سناتورهای برجام ستیز کنگره آمریکا بابت دادن تضمین به ایران از آنکه دولت بعدی آمریکا نتواند از برجام خارج شود، ناتوان هستند. آنگونه که از قرائن و نشانگان نیز پیداست، دولت بعدی احتمالا از حزب جمهوری خواه خواهد بود، چراکه میزان محبوبیت و مقبولیت بایدن بار دیگر با کاهش و افت به 44 درصد رسیده است و رکورد جدیدی را ثبت کرده است و بیشترین نزول را داشته است. به این ترتیب و در شرایطی که کمتر از یک سال به انتخابات میان دوره‌ای 2022 آمریکا باقیست، نظرسنجی‌ها از پیشی گرفتن و پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات مذکور خبر می‌دهند. در واقع همین پیروزی در حکم سکوی پرشی برای حزب جمهوری خواه برای ورود به کاخ سفید و تصدی امر ریاست جمهوری خواهد بود. بنابراین و تحت این شرایط مشکل ناتوانی دادن تضمین برای دولت جانشین، بیشتر از همه ساختاری است و ربطی به رئیس‌جمهوری خاصی ندارد و تا زمانی که معاهده‌ای نتواند حمایت دو سوم سنا و بیشتر از نیمی از مجلس نمایندگان در کنگره را به‌دست آورد، دست‌های رئیس‌جمهوری جدید بابت چگونگی برخورد با برجام باز است. در واقع می‌توان گفت که مشکل فعلی واشنگتن در همین یک مسأله مهم نهفته است، از آنکه به جهت فقدان جایگاه ساختاری نمی‌تواند دست‌‌های جانشین خود را برای خروج از توافق به ‌طور قانونی ببندد و این پیامی برای ایران است که خیلی بر مساله تضمین پافشاری نکند.
آیا برجام ستیزی سناتورهای کنگره فقط محدود به اتهام رابرت مالی به سازش و مماشات با ایران منحصر شده است یا اینکه پای طرح دیگری بابت مانع تراشی در کار است؟
در حال حاضر و در جدیدترین اقدام سناتورها، دو سناتور آمریکایی یعنی باب منندز رئیس دموکرات کمیته روابط خارجی سنای آمریکا به همراه لیندسی گراهام سناتور ارشد جمهوری‌خواه از ایالت کارولینای جنوبی، با هدف توقف غنی ‌سازی ایران و وعده بانک سوخت هسته‌ای مبادرت به تهیه طرحی کردند. هدف این طرح در درجه اول متوقف کردن غنی سازی اورانیوم است. ضمن آنکه آنها با تهیه این طرح تلاش دارند که در حمایت از ایجاد یک بانک منطقه‌ای سوخت هسته‌ای از مسابقه تسلیحاتی در غرب آسیا جلوگیری کنند. در واقع این طرح به منظور کنترل برنامه هسته‌ای ایران و جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی بی‌ثبات کننده در غرب آسیا تهیه شده است و آن گونه که گفته می‌شود تحت نظارت آژانس انرژی هسته‌ای برنامه‌های هسته‌ای داخلی خطرآفرین و بی‌ثبات‌کننده را از بین می‌‌برد. از سوی دیگر سیاست اصولی هیأت مذاکره‌ کننده ایران از ابتدا این بوده است که ملاک مذاکرات، باید منافع، اصول و دستورالعمل‌های مذاکراتی باشد و زمان دستیابی به توافق هم به تأمین شدن این اصول بستگی دارد اما به باور من این طرح خلاف اصول تیم مذاکره کننده طرف ایرانی است و یک طرح بازدارنده برای پیشرفت مذاکرات است. در واقع این طرح همان چوب لای چرخ گذاشتن است. در واقع غربی‌ها به ویژه آمریکایی‌ها با بکارگیری تاکتیک تعیین ضرب‌الاجل‌های ساختگی و ارائه طرح‌هایی چون ایجاد بانک سوخت هسته‌ای و مقصرنمایی ایران در تلاشند تا زمان را برای دستیابی به توافق محدود نشان داده و به زعم خود سریع‌تر به توافق برسند.
آیا مقامات تصمیم گیر و تصمیم ساز بابت شرایط حساس و شکننده در وین، نقش دارند؟
در واقع به همان میزانی که ما شاهد آشفتگی و دوآلیسم رفتاری در کنگره آمریکا هستیم، متاسفانه و در کمال حیرت، نظمی از آشفتگی از سوی تصمیم سازان و تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی هستیم. تصمیم سازان و تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی و راهبرد شناسان امور دفاعی ما مسبوق به سابقه بود. در این ارتباط و هنگامی که در ژانویه 2015 هنوز جوهر امضا و مهر برجام خشک نشده بود سناریوهای برجام پرانی تصمیم گیران و تصمیم سازان تمامی نداشت. در سطحی دیگر اعلام شده است که اگر تحریم تسلیحاتی آمریکا برداشته شود، قطعا یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان سلاح خواهیم بود. این مواضع بر دیپلماسی و پالس و سیگنال نگران کننده‌ای برای طرف مقابل یعنی واشنگتن و تروئیکای اروپایی برجام خواهد بود. از طرف دیگر، سعید جلیلی مواضع سر سخت‌تری را برای تیم مذاکره پیشنهاد داده است و قویا به دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکره کننده هشدار داده است که مذاکرات وین و یک توافق صرفا خوب و بی‌تضمین را، فدای ارزش‌ها نسازند.
به نظر شما شرایط حساس و شکننده مذاکرات در وین چه پیامد‌هایی می‌تواند داشته باشد؟
از منظر نتیجه گرایی، این رفتارهای ناسازگار نتیجه‌ای جز ایجاد مواضع نامنعطف و متصلب و همچنین ایجاد شرایط انسداد و فریز در مسیر مذاکرات و در نتیجه شکست آن ندارد. البته سهم رفتارهای ناسازگار واشنگتن در ایجاد شرایط انسداد و فریز بیشتر است چرا که مقامات تهران بر این باورند که عقیم سازی برجام بیش از همه در رفتارهای ایذایی واشنگتن ریشه دارد و از آنجا که نقش واشنگتن در بی‌ثمر سازی برجام آن هم از رهگذر خروج از آن غیر قابل انکار است. بنابراین واشنگتن نباید فاز جدیدی از اقدامات ایذایی را در شرایط مذاکرات جدید در دستور کار قرار دهد. در واقع به همان میزانی که واشنگتن به رفتارهای ایذایی خود ادامه دهد و همچون زمان ترامپ به کارزار فشار حداکثری روی آورد، به همان میزان نیز رفتارهای تهران غیر منعطف‌تر و سر سخت‌تر می‌شود و همین رفتارهای ایذایی و ناسازگار باعث می‌شود که تهران بخواهد برنامه‌های هسته‌ای و غیر قابل بازگشت خود را به مثابه موازنه تهدید در اخذ امتیازات بیشتر از واشنگتن و تروئیکای اروپایی برجام استفاده کند.
تقابل روسیه با غرب در خصوص بحران اوکراین بر مذاکرات احیای برجام تاثیر خواهد گذاشت؟
قطعا روسیه بی‌میل نیست که شرایط مذاکره روند کندی به خود بگیرد و حتی حاضر به فریز شدن آن است. توجه داشته باشید همین چند روز پیش، میخائیل اولیانف نماینده روس‌ها در مذاکرات وین، گفته بود که برای توافق در وین فقط پنج دقیقه فاصله داریم. نمی‌دانم اولیانف این پنج دقیقه را به توان چند حساب کرده بود؟ طولی نکشید که سرگئی لاوروف در نشست و گفت‌وگوهای نرماندی اعلام کرد برای رسیدن به توافق، راه طولانی و درازی در پیش است. حال پرسش این است چه شده است که یک موضوع از سوی دو دیپلمات کشور روسیه دچار پارادوکس می‌شود؟ واقعیت آن است که روسیه در بحران اوکراین تلاش دارد که با یارگیری شرایطی را به وجود آورد که همانند شرایط جنگ باشد اما نمی‌خواهد در این جنگ سرد ببازد. او با سوار شدن بر موج ناسیونالیسم و ملی گرایی درصدد تجدد آرمان‌های تزاریسم است و خود را یک نئو تزار در سومین دهه از هزاره سوم می‌داند. آری روسیه نمی‌خواهد جنگ سرد را بار دیگر به آمریکا ببازد. به همین خاطر است که با چین و ایران همکاری‌های چندجانبه گرایانه دارد. بدیهی است تلاش روسیه چانه‌زنی برای اخذ امتیاز در مذاکرات وین نیست، بلکه برای آن است که می‌خواهد با کارت ایران یعنی یارگیری در مقابله غرب و واشنگتن بازی کند. این رفتار فرصت‌طلبانه روسیه سبب طولانی شدن مذاکرات و چه بسا شاید عقیم شدن آن گردد.
دستگاه دیپلماسی ایران چگونه می‌تواند این مسیر سخت را که امروز با بحران اوکراین نیز گره خورده است، پشت‌سر بگذارد و به یک توافق خوب در وین دست پیدا کند؟
حال و در شرایط حاضر آنچه باید برای مقامات تهران، راهنما و الگوی عمل باشد، نه مسأله مقصر یابی واشنگتن در خروج از برجام، بلکه باز تعریف فاز جدیدی از دستور العمل سازنده برای انجام مذاکرات نتیجه محور است. برای انجام این مذاکرات نتیجه محور، به شروط جدیدی نیاز نیست، چرا که هرگونه افزودن شروط به شروط قبلی می‌تواند مواضع طرف مقابل در میز مذاکره را سخت‌تر و نامنعطف‌تر کند. افزون بر این تیم مذاکره نباید خود را تسلیم جریان‌های موازی کند و به بهانه دستاویز کردن برخی ملاحظات و در پاسخ به رفتارهای ایذایی طرف مقابل، میز مذاکره را ترک کند. به عبارت دیگر، برهم زدن و ترک میز مذاکره راهبرد و روش مناسبی برای پاسخ به اقدامات خراب کارانه واشنگتن و غرب نیست بلکه باید با ادامه مذاکره هم به لغو تحریم‌های مغایر برجام و تحریم‌های دیگر واشنگتن امیدوار بود و هم آنکه بتوان از رهگذر مذاکرات منطقی و حساب شده برای نجات اقتصاد کشور تلاش کرد و در نتیجه آنکه در دام و زمینی بازی نکرد که تل آویو و مجموعه‌های عربی آن را برای ایران تعبیه و تدارک دیده‌اند. علاوه بر این باید مراقب گره خوردن پرونده برجام به سایر مسائل نیز بود. بحران در اوکراین به اوج خود رسیده است و هر لحظه ممکن است اتفاقی در آن حوزه رقم خورد و نباید ما در وین خود را گرفتار درگیری‌های شرق و غرب در اوکراین کنیم و باید بر روی احیای هرچه سریع‌تر برجام در وین متمرکز شویم. باید از اشتباهات گذشته درس گرفت و با برداشتن گام‌های هوشمندانه در راستای تامین منافع مردم و کشور به سمت جلو حرکت کنیم.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی