بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۸۴۸

مزیت‌های سیستم دومجلسی

مزیت‌های سیستم دومجلسی
احمد شیرزاد تحلیلگر مسائل سیاسی

در ایران پیش از انقلاب هم ما دو مجلس داشتیم، مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هر قانونی که در مجلس شورای ملی تصویب می‌شد، باید در مجلس سنا هم به تصویب می‎رسید. این سیستم دو مجلسی از جهات مختلفی مزیت دارد اما مشکلش این است که فرآیند قانون‌گذاری را کند می‌کند. سیستم دو مجلسی این خوبی را دارد اگر بر فرض فضایی در مجلس نمایندگان ایجاد شد و آنان در خصوص یک موضوعی بر اساس جو تصمیم گرفتند و جنبه‌های فنی مسائل را ندیدند، این فرصت وجود دارد که به مجلس سنا برود و آنجا مجدداً بررسی شود اما البته این را هم اضافه کنم گاهی این رفت و آمدها بین مجالس تصمیم‌گیری را کند می‌کند. یک اتفاقی که افتاده این است که مجلس سنا در همه جای دنیا به سمت انتخابات دموکراتیک رفته است. در زمان قدیم در انگلستان دو مجلس وجود داشت؛ مجلس عوام که مردمان در آن عضو بودند و مجلس اعیان که اشراف‌زادگان در آن حضور داشتند؛ البته من به طور دقیق نمی‌دانم اشراف‌زادگان با چه ساز و کاری وارد آن مجلس می‌شدند اما به هر حال این تاریخچه پشت‌سر مفهوم سنا وجود دارد که سنا به نوعی از منتخبان و نخبه‌های سیاسی طبقات خاص هستند، اما امروز این مفهوم در همه جای دنیا تغییر پیدا کرده است و افراد در «مجلس سنا» با انتخابات تعیین می‌شوند. مجلس دوم که اسمش را مجلس سنا بگذاریم مجلسی است که شرایط ورود به آن سخت‌تر است به طور مثال در بعضی از کشورها گفته می‌شود افرادی که قبلاً سابقه وزارت، معاونت وزیر، استانداری یا چند دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه خود داشته باشند، می‌توانند در این مجلس حضور یابند و به این ترتیب مجلسی می‌شود که به‌طور طبیعی از افراد پخته‌تر و صاحب تجربه‌تر تشکیل می‌شود. معتقدم آقای باهنر یک مقداری تحفظ کرده و نخواسته است این قسمت را بیان کند که در واقع اگر ما فرض کنیم امروز شورای نگهبان در جایگاه «مجلس دوم» نشسته است؛ یعنی مصوبات مجلس اول را از لحاظ تطابق با شرع و قانون اساسی بررسی می‌کند، که این سوال پیش می‌آید چرا فقط مسئله شرع و قانون اساسی؟ چرا مسائل دیگر و منافعی که برای مردم وجود دارد را این مجلس نسنجد؟ واقعیت این است همین شورای نگهبان در بسیاری از موارد بر مبنای مصالح دیگر تصمیم می‌گیرد اما در جواب‌هایی که در مجلس شورای اسلامی می‌دهند لباسی از تطبیق شرع و قانون اساسی بر تن آن می‌کنند در صورتی که در بسیاری از اوقات مصالح دیگر در نظر گرفته می‌شود. بنابراین چرا مجلس دوم از هر جهت بررسی نکند که مسائل مطرح شده به نفع مردم است یا خیر. یک مجلس غیرانتخابی نمی‌تواند تاثیرگذار باشد و به تدریج باعث فاصله مردم از نظام می‌شود، مجلس شورای اسلامی فعلی هر چقدر هم در انتخاباتش فرض بگیریم یک نظرها و سلایق خاصی اعمال شده باشد به هر حال عنوان یک مجلس منتخب را دارد. من فکر می‌کنم ماحصل صحبت‌های آقای باهنر این است که ایشان خواسته این را صریحاً واکاوی کند که سیستم دو مجلسی با «مجلس دوم» با اختیارات بهتر و بیشتر می‌تواند مشکلات کشورمان را برطرف کند، اما به شرط آنکه واقعاً «مجلس دوم» مجلس منتخب باشد نه یک مجلس تشکیل شده از نخبگان سیاسی، فرهنگی از یک صنف خاص بلکه باید بتواند با رأی مردم از بین نخبگان اجرایی فرهنگی، سیاسی و کسانی‌که سوابقی در اداره کشور دارند، انتخاب شود که به نظر من این پیشنهاد بسیار خوب است. شاید اصلاح قانون اساسی نظام را از سیستم ریاست‌جمهوری به سمت سیستم پارلمانی سوق دهد، در فحوای صحبت آقای باهنر تعارضی با انتخاب ریاست‌جمهوری نمی‌بینم. مثالی که ایشان از آمریکا زده است؛ در آمریکا هم دو مجلس وجود دارد و هم رئیس‌جمهور هست. در بعضی از کشورها هم ممکن است دو مجلس وجود داشته باشد و ریاست جمهوری نباشد. در برخی از کشورها هم ممکن است نظام پادشاهی باشد اما بسیاری از کشورها «دو مجلس» دارند و رئیس‌جمهور هم در جای خودشان انتخاب می‌شود. سخنان آقای باهنر تعارضی با جمهوریت و انتخاب یک فرد به عنوان یک رئیس‌جمهور ندارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی