ادامه از صفحه اول/ این عددی که شورای عالی کار اعلام کرده برای خانواده 3. 3 نفره است. ضمن اینکه ما در آذرماه تورم بیشتری نسبت به دی ماه داشتیم و اگر این عدد بهمنماه جمعبندی میشد، بهعدد بیشتری میرسیدیم اما با توجه به اینکه سال گذشته در دیماه عددی را بسته بودیم چون میخواستیم گزارش خوبی بگیریم، امسال هم همان تورم دیماه معیار جمعبندی قرار گرفت. معیار ماده 41 قانون کار است، تبصره 1 این قانون میگوید تورم ملاک افزایش دستمزد است. اکنون حدود 40 درصد تورم وجود دارد، البته ممکن است کارفرما یا دولت اعلام کند تورم سبد نسبت به سال گذشته حدود 30 درصد است. این 30درصد هزینه زندگی است یعنی 30درصد 6میلیون و 900هزار تومان سال گذشته میشود، همان عددی که اختلاف دو سبد ما است که بیش از 2میلیون است اما این نکته را در نظر بگیریم که باید تورم هزینه زندگی لحاظ شود نه تورم بر حقوق سال گذشته معیار باشد. این باعث میشود ما هر سال اختلافمان بیشتر شود. ملاک اول ما با توجه به تاکید ماده 41 قانون، همان تبصره 2 است. تبصره 1 عنوان کرده است که دستمزد باید با توجه به تورم تعیین شود و تبصره 2 گفته است باید دستمزد هزینه زندگی را پوشش
دهد. ما اولویتمان تبصره 2 است و تبصره 1 وقتی بر هزینه زندگی تاثیر مثبت بگذارد، ملاک است. عددی که کارگرها توافق کرده باشند ملاکشان بر اساس سبد معیشت است و دولت باید اعلام کند درچه بازه زمانی سبد هزینه زندگی ما را پر میکند. هر عددی که تصویب شود قطعا بالای 2میلیون و 84هزار تومان است، زیرا این عدد اگر مصوب شود فریز مزدی رخ میدهد درحالیکه ما به دنبال افزایش دستمزد هستیم. باید تورم در هزینه زندگی به کارگر داده شود. هزینه زندگی در سال گذشته حدود 7میلیون تومان بود و حالا باید نرخ تورم در هزینه زندگی در نظر گرفته شود. در واقع تورم هزینه زندگی کارگر باید داده شود نه اینکه تورم درآمد سال گذشته پرداخت شود. سال گذشته 6900 هزینه زندگی بوده و حدود 40 درصد تورم بوده و این میشود کف خواسته کارگران که حداقل خواسته کارگر است. اولویت ما در تعیین دستمزد، سبد معیشتی است.