آیتا... صافی گلپایگانی اعتقادی تزلزلناپذیر به اسلام سنتی و فقاهتی داشت. او در این اعتقادش صادق و بیریا بود و از همین جهت نیز نه با کسانی که از بازسازی و ارائه تعبیرات تازه از مأثورات دینی سخن میگفتند، سرِ مدارا داشت و نه با آن عدهای که جنبههای فقه سنتی معطوف به رعایت پارهای حقوق فردی اتباع را قربانی سیاست و حکومت میکنند، همراهی میکرد. از همین رو، حامیان قرائتهای نو و همینطور بنیادگرا هر کدام از جهاتی خود را به افکار سنتگرایانه مرحوم آیتا... صافی نزدیک یا دور میدیدند و بر همین اساس در پارهای مسائل با او موافق و در پارهای دیگر مخالف بودند. برای نمونه نوگرایان دینی از شریعتگرایی محض و مخالفت آیتا... صافی با عرفان و تکفیر عارفان نامدار ایرانی ناخشنود بودند، اما در عوض انعطاف او در حوزه منطقه الفراغ دین را از جمله لزوم آشتی با جهان تحسین میکردند. درست در مقابل این نگاه، بنیادگرایان با سختگیری او در حوزه مسائل شرعی به استثنای حفظ حریم فردی اشخاص، مشکلی نداشتند اما نگاه او به عادیسازی شرایط کشور و محدودیت حوزه اقتدار دولت را تاب نمیآوردند. خدایش بیامرزد.