بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۰۲۸

اقتصاد را فدای سیاست نکنید

اقتصاد   را   فدای  سیاست   نکنید
مهدی تدینی تحلیلگرمسائل سیاسی

آیا غیر از این است که بزرگ‌ترین رقابت اقتصادی جهان بین آمریکا و چین جریان دارد؟ و آیا غیر از این است که بخش دوم این رقابت نیز در عین حال بین اروپا و چین در جریان است؟ علاوه بر بحث اقتصادی، آیا غیر از این است که بزرگ‌ترین تهدید بین‌المللی سیاسی برای آمریکا و سپس اروپا و در یک کلام برای غرب در وهله نخست چین است؟ بر کسی پوشیده نیست که ظرفیت‌های تهدیدزای چین از روسیه بیش‌تر است. آیا غیر از این است که روسیه بزرگ‌ترین تهدید جهانی از بعد نظامی و امنیتی برای آمریکا و بیش از آن برای اروپاست؟ اعداد و ارقام اقتصادی به خوبی نشان می‌دهد روسیه برخلاف چین هیچ‌گاه از جهت اقتصادی به رقیبی جدی برای اروپا و آمریکا تبدیل نخواهد شد اما روسیه از جهت امنیتی، نظامی، هژمونیک و منابع انرژی تهدیدی بسیار جدی برای غرب است و رقابت تندی نیز میان آن‌ها وجود دارد. روسیه دو قرن است که غرب را تهدید می‌کند. غرب ‌ستیزی از ماندگارترین سنت‌‌های فرهنگی و سیاسی روسیه است. فرقی هم نمی‌‌کند تزار، استالین یا پوتین صاحب‌خانه کرملین باشد. در سال ۱۹۷۹ تبادل تجاری چین با آمریکا چهار میلیارد دلار بود. پس از برقراری روابط دیپلماتیک و عقد معاهدات تجاری دوجانبه با رشدی شتابان امروز به بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار رسیده است و مشخصا طرف صادرات چین به آمریکا بسیار می‌‌چربد. وضع تجاری چین و اتحادیۀ اروپا هم همین است. در ۲۰۲۰ چین بزرگ‌ترین صادرکننده به اتحادیه اروپا بود و در مقابل، سومین مقصد اصلی واردات کالاهای اروپایی بود. اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین شریک تجاری روسیه است. در سال ۲۰۲۰ حدود ۳۸ درصد کل صادرات روسیه روانه اروپا ‌شده و در مقابل، ۳۶. ۵ درصد از واردات روسیه از اتحاد اروپا آمده است. روسیه ۲۶ درصد نفت و ۴۰ درصد گاز اتحادیه اروپا را تأمین می‌‌کند. این تجارت بالا در مورد آمریکا نیز وجود دارد. روسیه و آمریکا در سال ۲۰۱۹ تجارتی ۲۸ میلیارد دلاری داشته‌اند و جالب اینکه از این رقم ۱۶. ۵ میلیارد سهم صادرات روسیه به آمریکا، و ۵. ۸ میلیارد سهم صادرات آمریکا به روسیه بوده است. یعنی صادرات روسیه به آمریکا سه برابر صادرات آمریکا به روسیه است. البته روسیه شریک تجاری بزرگی برای آمریکا نیست و دلیل این امر را باید در کوچکی اقتصاد روسیه در برابر آمریکا دانست. مشخصا اعداد هیچ ‌گاه دروغ نمی‌‌گویند. این همان درس اصلی است که ما باید از چین و روسیه می‌‌آموختیم و نیاموختیم و اگر نیاموختیم گناهش را گردن چین و روسیه نباید بیندازیم. البته اگر چین و روسیه روزی به این جمع‌ بندی رسیدند که تجارت را از سیطره سیاست تا حد امکان مستثنی کنند، چیزی نبود که یک‌ شبه آموخته باشند. روسیه هفت دهه لجوجانه کاپیتالیسم‌ ستیزی پیشه کرد تا سرانجام روزی سرش به سنگ خورد. چین نیز پس از سه دهه تجربه کمونیستی مطلق فهمید باید راهش را عوض کند و البته هر دو کشور نیز پاداش این تغییر سیاست را گرفتند. کیست که منکر این باشد که چین بلای جان آمریکا، اروپا و حتی جهان شده است و روسیه نیز دیگر آن لاشه گندیده ۱۹۹۰ نیست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی