لایحه بودجه سال آینده در شرایطی دولت تقدیم مجلس کرده و نمایندگان در صحن مجلس و کمیسیونهای مختلف در حال بررسی آن هستند که بیرون از مجلس فقر و تنگی معیشت گروهها و اقشاری را به خیابانهای اطراف بهارستان کشانده است. فرهنگیان، کارکنان قوه قضائیه، بازنشستگان و... در داخل مجلس سخن از حذف ارز ترجیحی برای نهادههای دامی... و حتی نان و دارو است. گاهی هم از افزایش ده درصدی حقوق و دستمزد سخن میگویند و نمایندگان بیشتر سخن از تاب و تحمل مردم میگویند و مردم را تشویق به تحمل سختیها و فشار این بودجه میکنند؟! مثلا جعفر قادری نماینده شیراز و عضو کمیسیون تلفیق پرچمدار تشویق اصل تحمل در مردم است، و به مردم توصیه میکند: «با افزایش 10 درصدی حقوق و دستمزد، تا یکی دوسال کنار بیایید و تحمل کنید تا تورم کنترل شود، یا اینکه با حذف ارز ترجیحی قیمت کالاهای اساسی مانند گوشت و مرغ و روغن و... حداکثر دو برابر میشود» آیا با یارانه پرداختی برای مردم قابل تحمل است؟! حذف ارز ترجیحی در مورد نان و دارو هم در هالهای از ابهام قرار دارد، گاهی سخن از دادن کارت و یا همان کالا برگ نان به مردم میزنند، که شاید برای ملت و کشوری که حدود یک درصد جمعیت دنیا و بیش از ده درصد ثروت دنیا را در اختیار دارد اندکی تحقیر امیز و عجیب باشد، و در این شرایط شیرینی جز کالاهای لوکس میشود و باید سهمیه آرد نانواییها حذف گردد تا مردم هم نتوانند در پذیراییهای معمولی قدری شیرینی تهیه کنند و شاید افزایش قیمت شیرینی مانند افزایش قیمت قند و شکر بهخاطر سلامت مردم باشد؟! دولت و مجلس گویا صداهای بیرون و در خیابان را میشنوند و با توجه به قدرت این صداها واکنش نشان میدهند و لایحه بودجه را بر اساس فرکانسهای این صداهای اعتراض بالا و پایین میکنند؟! یا فقط کار خود را انجام میدهند. در این میان اولین اعتراض خیابانی کارکنان قوه قضائیه، خیلی زود به نتیجه رسید و با افزایش حقوق آنان موافقت شد، ولی لایحه رتبهبندی معلمآنکه هر پنجشنبه جلوی آموزش و پرورش، برنامه و بودجه و مجلس تجمع برپا میشود، هنوز به نتیجه مطلوب فرهنکیان نرسیده و شاید هم سرهمبندی شود و اندکی به حقوق فرهنگیان افزوده تا آنها سکوت کنند. در بیرون از خیابان قشرهای ضعیفتری که در پایان خط فقر قرار دارند هم فریاد میزنند، که شاید فرکانس این فریادهای ضعیف بتواند پرده گوش دولت و مجلس را بلرزاند. در این شرایط لایحه دوفوریتی همسان سازی حقوق بازنشستگان را هیات رئیسه مجلس هنوز اعلام وصول نشده تا بخواهد در مورد آن در بودجه سال آینده تصمیمگیری شود؟! شاید بازنشستگان که از نظر جسمی ضعیف و ناتوان هستند، فریادشان هم آنقدر قوی و رسا نیست که دیوار مجلس عبور و به گوش نمایندگان برسد و شاید اعتراض آنان برای دولت و مجلس اهمیت زیادی ندارد، اعتراض آنان خلل و اشکالی در کار دولت ایجاد نمیکند و نهایت روزی خسته خواهند شد و به توصیه نمایندگان دلسوز کشور و ملت راه درست تحمل را در پیش خواهند گرفت! بعید نیست که سال 1401 سختترین سال از نظر اقتصادی برای مردم عادی باشد. سالی که از نظر آنهایی که فیش حقوقشان با مردم خیلی تفاوت دارد، قابل تحمل باشد ولی از نظر اصول اقتصادی و مردم نه تنها غیر قابل تحمل است، بلکه برای اقشار اسیب پذیر نتیجهای جز فقر و فلاکت بیشتر ندارد. شاید سال آینده کورسوی امید برای صاحب مسکن شدن، ازدواج، و داشتن یک زندگی ساده هم برای همیشه خاموش شود، شاید کودکان کار بیشتر زباله گرد شوند و گورخوابی و اتوبوس خوابی و... امری طبیعی و عادی شود! البته شاید! شاید در سال ۱۴۰۱ در ضرب المثلهایمان هم باید تجدید نظر کنیم اندکی تغییر بدهیم؛ سالی که نکوست یا نکو نیست از لایحه بودجهاش پیداست یا هر که حقوقش بیش، توصیهاش به تحمل هم بیشتر.