مرد بهدلیل توان جسمی بر زن رجحان دارد، تا عصر امروز که ورزش برای بانوان امکان پذیر شد و شاهد رشد جسمی بیشتر و افزایش توانایی فیزیکی بانوان هستیم. خوشبختانه سکان دار جدید وزارت ورزش، دکتر حمید سجادی که خود ورزشکاری صاحب رکورد است با درک صحیح از این امر اهتمام ویژهای به مقوله ورزش بانوانافکنده و محتوای این فقره را ازجمله اهم طرحهای اعلام شده خود قرار داده است. اکنون که عموم فدراسیونهای ورزشی کشور که کار تیمهای ملی و شهرستانی بانوان را سامان میدهند، باید از رویکرد وزیر فعلی نهایت استفاده را برای ارتقاء سطح عموم ورزشها کنند از آن جرگه ورزشهای گروهی که ابزار اصلی آنها توپ یا همان گوی باستانی است مثل بسکتبال، هندبال، فوتبال میتواند روحیه کار گروهی و آموزش هماهنگی و همبستگی اجتماعی را نیز میان دختران و زنان تقویت کند و علت آنکه در این میان از والیبال نام نبردم این است که اگرچه والیبال ورزشی پرجوشش جذاب و پرطرفدار است و تمرینات آن مایه کشش قد و تقویت سراسر عضلات جسم میشود اما ترکیبی از تنیس و بسکتبال و هندبال است درعین حال به علت قرارگیری تور در وسط و جدا کردن دو گروه از هم باعث تقویت رفتار جداییطلبی و روحیه تهاجمی میان بازیکنان میشود و نوعی از جبههگیری وسنگر بندی رادر ذات دارد به خصوص شیوه ضربه زدن به توپ که تداعی کنند شلیکهای جنگی است، و صفت انزواطلبی و دوری از اجتماع را دامن میزند، اتفاقی که در بسکتبال کاملاً معکوس رخ میدهد و ظرفیت جامعه پذیری وحتی هم حسی با مخالف را نیز ایجاد میکند. اما درمورد اینکه به هرروی ورزشی پر هوادار و شورآفرین است، شکی نیست و بههمین دلیل است که اکنون 800 میلیون بازیکن حرفهای والیبال در سراسر جهان وجود دارد که 46 میلیون نفر در آمریکا زادگاه اصلی این ورزش قرار دارند و هزاران نفر هم در ایران بهطورآکادمیک به این ورزش گرویدهاند که بخشی مهمی از این شمار محاسبه نشده بانوان هستند و بر این بنیان درالزام اینکه باید بدان بها داده شود، تردیدی وجود ندارد. با این همه آنچه موضوع اصلی نارسایی عمومی در ورزش بانوان بهخصوص والیبال است همچون همه عرصهها ماجرای کم برخورداری غیرتهرانیها در بروز و ظهور بدین حوزه است برای نمونه موردی که خود سراغ دارم اینگونه است که: دردهه گذشته یکی از دختران والیبالیست که از نونهالان ورزش در استان فارس است با وجود برخورداری از آمادگی کامل و بهرهگیری ازآموزشهای مستمر و تمرینات سخت و داشتن سابقه بازی در لیگ برتر و اردوهای ملی که حتی او را مستعد تبدیل شدن به یک بازیکن بینالمللی ارزیابی کرده بودند، در زمان دعوت مجدد به تیمملی درآخرین لحظه به جرم شهرستانی بودن جای خود را به یک بازیکن مصدوم ساکن تهران داد و از این قبیل وقایع در دورههای گذشته خواسته یا ناخواسته فراوان در گوشه وکنار سازمانهای ورزش بنیان ملی رخ داده است و اگر این عقیده رواج یابد که ایران فقط تهران نیست و اقصی نقاط کشور فقط از نظر نقشه جزو این سرزمین نیستند، ریشه فرار به خارج در بسیاری از استعدادهای ورزشی بهویژه درمحور بانوان خواهد خشکید، موضوع نخبه کشی ورزشی درمورد شهرستانیها بزرگترین بیماری از پای افکن ورزش کشور ماست که اگر در این مورد ضمن در نظر گرفتن قابلیتها، به کارآوردن شیوه سهمبندی جغرافیایی برای دادن امکان بروز و ظهور به بازیکنان شهرستانی توسط مدیران ورزشی لحاظ شود، بدون شک ماجرای ضعف سازمانی در این وادی تعدیل خواهد شد، چرا نباید سالانه به هر استانی سهمیه معرفی استعداد برتر به تیمهای ملی داد؟ آنهم وقتی شهرستانهای کشور ما انبار استعدادهایی هستند که درصورت دادن چنین فرصتی بیشک بارورتر میشوند بیآنکه جای تهران نشینان ارجمند تنگ شود یا حضور ارزنده آنها کاهش یابد، تا نتیجه این تفاوتگذاری آن نشود که همان دختر نونهال اهل استان فارس با وجود آنکه به گفته مربیها و مشاوران فنی تیمهای والیبال ظرفیت تبدیل شدن به بزرگترین بانوی والیبالیست ایران را داشت، امروز به علت قرار نگرفتن درمرکز کشور بهطور کامل ورزش را کنار بگذارد و وارد حوزه شغلی غیرمرتبط شود وآموزشهای و تجارب 5 سالهای همه بیحاصل رها شود. این است که جلوگیری از پدیده ورزشزدایی درمیان نخبگان شهرستانی باید توسط گروه مدیران جدید وزارت ورزش و جوانان مورد آسیب شناسی و مهار قرار گیرد.