همه کسانی که با آیتا... هاشمــــی رفسنجانی آشنا بودند، چه آنها که با او از نزدیک ارتباط داشتند و چه کسانی که از دور او را میشناختند، وی را شخصیتی «رقیق القلب» و شدید التأثر میدانستند. وی از این جهت هر چند در میان انسانهای متعارف، عاطفیتر بود و زودتر تحت تأثیر احساساتش قرار میگرفت، ولی در مقایسه با رجال سیاسی کاملا استثنایی بود. به سرعت منقلب میشد، به راحتی اشک میریخت، به زودی آثار ناراحتی در چهرهاش ظاهر میشد، صورتش برافروخته میگشت، صدایش لرزش پیدا میکرد و حتی قدرت تکلّم را از دست میداد. و البته این حالات، به زندگی شخصی او اختصاص نداشت و بلکه در زندگی اجتماعی و سیاسی اش نیز همین تغییرات کاملا محسوس و آشکار بود، هر کس به او نزدیک میشد میتوانست بفهمد که او از آشکار شدن این تأثیرات درونی امتناعی ندارد و بلکه بالاتر از آن، وقتی درونش آشوب میشود، چارهای جز ابراز آن ندارد و نمیخواهد به شکل تصنعی خود را آرام نشان دهد. هر چند، گاه در برخی از موقعیتها نشان دادن آرامش بیشتر و کنترل احساسات، ضروری میشد و البته این کار برای او آسان نبود. لذا وقتی برای ابا عبدا... الحسین(ع) ذکر مصیبت میکرد و یا حتی وقایع تلخ تاریخی را بیان مینمود، قبل از دیگران اشک میریخت، ناراحتی اش از اندوه از دست دادن دوستانش ـ حتی کسانی که با او اختلاف داشتند ـ بروز میکرد، وقتی خاطرات تاریخی را مرور میکرد، تلخیها او را منقلب میساخت، در هنگام دیدار از آسیب دیدگان و بهخصوص کودکان، کنترل خود را از دست میداد و... . برای آیتا... هاشمی رفسنجانی، امتیازات فراوانی میتوان برشمرد، او از هوش فوقالعادهای برخوردار بود، قدرت فکری اش در تجزیه و تحلیل مسائل قوی بود، فردی مثبت اندیش و امیدوار بود، دارای صلابت و اراده جدی در مواجه با مشکلات بود، بسیار نترس و شجاع بود و... ولی او در کنار این گونه کمالات، از رقت قلب نیز در حد بسیار بالائی بهرهمند بود، افزون شدن این خصلت به خصائص قبل از یکسو به او جامعیت اخلاقی و اجتماعی میداد و از سوی دیگر به «تعدیل» شخصیت و رفتار او کمک میکرد. زیرا شخصیتی که از شجاعت برخوردار است وقتی فاقد رقت قلب باشد، به سرعت تصمیم به رفتارهای خشن میگیرد و برای ضربه حداکثری به طرف مقابل، مانعی احساس نمیکند، چه اینکه اگر شخصیتی با عقل فوقالعاده، فاقد لطافت روح باشد، به گمان آنکه با محاسبات عقلی میتوان بر همه مشکلات فائق آمد، در تصمیمات عقلانی خود، از جنبههای عاطفی غافل میشود و همین طور... و درست به همین دلیل است که برای شخصیتهای سیاسی و به خصوص کسانی که در سطح رهبری قرار میگیرند، رقت قلب نه فقط یک فضیلت، بلکه یک ضرورت است و اگر این نقشآفرینی اجتماعی و در شرایط حاد انقلابی باشد، نیاز به رقت قلب، «ضرورت قطعی» شده، و خلأ آن میتواند فاجعهآفرین باشد.