نزدیک به چهار ماه از دور چهارم گفتوگوها میان ایران و عربستان در بغداد میگذرد، اما هنوز از سرگیری این گفتوگوها در هالهای از ابهام بود تا اینکه اخیرا فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق به ایران سفر کرد و یکی از اهداف مهم سفر وی هم برگزاری هرچه زودتر دور پنجم گفتوگوها بود. بعد از این سفر احتمال از سرگیری گفتوگوها در سایه پیگیری و تلاش مستمر دولت عراق بالا رفته، اما هنوز تاریخ دقیقی مشخص نشده و به نظر میرسد که این مساله با یک سری متغیرات میدانی و سیاسی گره خورده است. اما پرسش کانونی این است که چرا از سرگیری این گفتوگوها این همه به تاخیر افتاده است؟ در پاسخ میتوان به عوامل متعددی اشاره کرد که در عین اظهار تمایل دو طرف اصلی برای تداوم مذاکرات، اما در عمل موجب کندی روند و توقف نزدیک به چهار ماه آن شده است. نخست عاملی فنی است که به اوضاع داخلی عراق و انتخابات آن بر میگردد. دور چهارم گفتوگوها حدود دو هفتهای قبل از انتخابات پارلمانی عراق برگزار شد که بعد از آن عملا عراق وارد فاز تنش داخلی در نتیجه اعتراضات به نتایج انتخابات شد و دولت این کشور روی این مساله متمرکز شد. در همین حال هم، تداوم کشمکشهای داخلی
و متهم شدن الکاظمی - میانجیگر ایران و عربستان - از سوی متحدان عراقی تهران به دستکاری نتایج انتخابات تا حدودی از تمایل ایران برای انجام گفتوگوها در این شرایط کاست. در آن سو هم، چهار دور از گفتوگوها برگزار شده بود و سطح دور آخر آن هم بالا بود که از طرف ایران سعید ایروانی، معاون بینالملل شورای عالی امنیت ملی و از طرف عربستان نیز خالد الحمیدان، رئیس دستگاه اطلاعات آن کشور شرکت کرده بود. اما گفتوگوها در چهار دور جز پیشرفتهای موضعی پیشرفت محتوایی نداشت و طرفها تا توانستند گل و بلبلی برای یکدیگر و از اهمیت کاهش اختلافات و تنشها و اتحاد اسلامی و غیره سخن گفتند، اما ترجمان آن صرفا در ملایم شدن ادبیات رسانهای مقامات دو کشور نمود یافت و عملا نه تنها آتش بسی در مناطق بحران زده در منطقه رخ نداد بلکه درگیریها و تنشها هم تشدید شد و اوضاع یمن و لبنان گواهی بر این مدعاست. این گفتوگوها در حالی آغاز شد و ادامه یافت که عربستان با جابه جایی قدرت در آمریکا و همسو با درخواستهای دولت جدید از اعلام آتش بس و آمادگی خود برای حل بحران یمن خبر داد و حملات ائتلاف کاهش قابل ملاحظهای یافت، اما در عین حال محاصره مناطق تحت
کنترل انصارا... به قوت خود باقی بود. در این شرایط اما حملات موشکی و پهپادی به عربستان و تاسیسات حساس آن و پیشروی آنها در داخل یمن به ویژه در منطقه مارب شدت یافت. از این رو، از همان دور اول گفتوگوها در بغداد، مهمترین و اصلیترین مطالبه طرف عربستانی توقف حملات انصارا... بود، اما طرف ایرانی با این قرائت که این خواسته از سر استیصال و عجز است، دست بالا واکنش نشان داده و ریاض را به صنعا و مذاکره مستقیم با آن حواله داد؛ تلاشی که معطوف به سوق دادن ریاض به شناسایی قدرت حاکم بر صنعا به عنوان بازیگر برتر داخلی در یمن بود. اما عربستان که ایران را همه کاره صنعا میداند، از ورود به فاز مذاکره مستقیم با انصارا... یمن اجتناب میکند. در دور چهار گفتوگوها، گویا طرف ایرانی پیشنهادهایی به طرف عربستانی به ویژه درباره بحران یمن از جمله توقف حملات و رفع محاصره مناطق تحت کنترل انصارا... ارائه میدهد. در مقابل نیز عربستان نگرانیهای خود را از برنامهها و سیاستهای ایران در چند حوزه بیان میکند. اما عربستان در اقدامی قابل تامل پس از دور چهارم و به ویژه در هفتههای اخیر رویکرد خود در یمن را تغییر میدهد و حملات را با آن شدت
هفتهها و ماههای آغاز جنگ از سر میگیرد و در این مدت حملات متعدد و نسبتا بیسابقهای در سالیان اخیر در صنعا و مناطق دیگر از جمله شبوه انجام میدهد که هنوز هم ادامه دارد. به موازات آن نیز فشارهای عربستان بر لبنان با قطع روابط سیاسی به بهانه اظهارات جرج قرداحی تشدید میشود. جالب اینجاست که ازسرگیری حملات شدید در یمن و همچین فشارها بر لبنان برای اخراج حزبا... از قدرت به نوعی با از سرگیری مذاکرات وین همزمان شد و با کندی مذاکرات، حملات در یمن به شدت بالا گرفت. به هر حال اگر هم صرفا از قاب گفتوگوی عربستان و ایران به تحولات امروز یمن بنگریم، میتوان گفت که انگیزه مهم ریاض از این کار در سایه مواضع پیشین ایران در گفتوگوها نوعی اهرم سازی و خلق برگه فشار برای بازگشت دست پر به گفتوگوهای دو جانبه است. از این رو، در حالی که گویا طرف ایرانی به درخواست بغداد برای شروع دور پنجم گفتوگوها پاسخ مثبت داده، اما به گفته منابع آگاه ظاهرا هنوز عربستان پاسخی نداده است.