مدتی است که دولت طرح بازتوزیع عادلانه بنزین را در دست بررسی دارد و قرار است که پس از نهایی شدن مرحله آزمایشی طرح در جزیره کیش و رفع ایرادات احتمالی آن، سازوکاری در کل ایران تعریف شود که تمام اقشار جامعه، چه ثروتمند و چه فقیر، به یک میزان از یارانه بنزین برخوردار شوند. تاکنون گفته شده است که در اجرای پایلوت طرح، سهم هر ایرانی دارای کارت ملی، 15 لیتر بنزین یارانهای (1500 تومان برای هر لیتر) خواهد بود؛ اعتبار یارانه در کارت بانکی سرپرست خانوار دیده خواهد شد که قابلمصرف، تبادل و معامله است. ایده طرح یارانه عادلانه بنزین متعلق به سال 94 است. موضوع این بود ما این انرژی را به زحمت تولید میکنیم پس با چه قیمتی ارائه کنیم. یعنی موضوع تسهیل قیمتهای حاملهای انرژی بود. آن زمان گفتیم در یک پایلوتی مانند مناطق آزاد قیمت سوخت را واقعیسازی کنیم. آن زمان جزیره قشم را پیشبینی کردیم چون جمعیت کم داشت اما کیش بزرگ بود. یکی از مشکلات بزرگ این طرح، افزایش شدت مصرف انرژی است. این مسئله خسارت ملی که میزند اقتصاد را منهدم میکند. اول باید اقتصاد را درست کنیم و اگر این مهم انجام شد بقیه موضوعهای مرتبطش هم اصلاح میشود. یک بخش مهمی اصلاح سامانه توزیع برق است. باید منابع مالی و سرمایهایمان در تولید انرژی مورد تجدیدنظر قرار گیرد و در فروش و مصرف داخلی فرآوردههای نفتی باید تجدیدنظر شود. باید قیمت واقعی را در فروش داخلی به دست بیاوریم و آن زمان جلوی شدت مصرف انرژی در کشور گرفته میشود، زیرا افزایش پایداری که میل به مصرف فرآوردههای سوختی را دارد جلویش گرفته میشود. همچنین موضوع قاچاق سوخت به کشورهای همسایه را داریم و شبکه فساد و تخریب و تولید اقتصاد ملی را داریم که باید به آن پرداخته شود. هدف کلی طرح، توزیع یارانه بنزین از طریق ارائه سهمیه بنزین به افراد بهجای خودروها است. یعنی دولت از این طریق تعادلی در جهان ایجاد کند و بعد قیمت تمامشده بنزین را اعلام کند یا حالا که این سهمیه به همه آحاد ملت پرداخت شد وقتی به افراد بگوییم بنزین را باید 20 هزارتومان بخرید قاعدتاً کنترل میکنند. یعنی باید در زمینه مصرف سوخت فرهنگسازی کنیم. آن زمان تصمیم گرفتیم قیمت سوخت را بر اساس برابری با قیمتهای فوب خلیجفارس یا تصویر ماهانه نرخ ارز با قیمتهای بینالمللی سوخت اعلام کنیم. اگر قیمت سوخت واقعی میشد قطعاً دیگر قاچاق سوختی انجام نمیشد زیرا قیمت سوخت منطقی بود و موضوع قاچاق در پایانه فرآوردههای نفتی را از بین میبرد. همچنین مابهالتفاوتی ایجاد میشد که با آن صندوق ریالی توسعه ملی ایجاد میکردیم و شاهد توسعه ملی درون مرزهای خودمان بودیم. مکانیزم اجرای این طرح هم به واسطه کارت شهروندی انرژی بود که یک کارت اعتباری بود. صاحب این کارت میتوانست آن را به اعضای دیگر خانوادهاش که ماشین دارند، بدهد و امکان جابهجایی سهمیه بهصورت کارت به کارت انجام میشد. در آن طرح موضوع «سرمایه اجتماعی یارانه» را مطرح کردیم، یعنی اگر یارانه را درست استفاده کنیم از آن سرمایه اجتماعی ایجاد میکنیم و آن سرمایه اجتماعی میتواند خلق ثروت کند. نکته دوم اینکه یارانه مبتنی بر گاز و برق بود. همه این یارانهها اکنون در حال پرداخت است اما پنهان است و اگر آشکار شود آن وقت مردم پی میبرند که شدت مصرف انرژی چه فاجعهای ایجاد میکند. بهگونهای طراحی شده که هم اثرات اجتماعی داشته باشد و هم منجر به مصرف بهینه شود. از آنجاییکه «کارت شهروندی انرژی» به آدمها قدرتی میدهد که هرکدام یک اعتباری دارند و آنهایی که مصرف نمیکنند بتوانند آن را منتقل کنند، هم یک مدل همکاری و خانوادگی و دوستی ایجادشده و هم اینکه خانوادهها به فکر مصرف بهینه هستند. بخواهیم به قیمت فوب خیلج فارس برای سوخت هزینه پرداخت کنیم رقمی بیش از 20 هزارتومان درمیآید ولی اکنون چون با یارانه است، ارزان میافتد. ما 27 میلیون کارت سوخت داریم که در ماه 60 لیتر سوخت دریافت میکنند. به میزان سه میلیون از این کارتها، دولتی است و 24 میلیون هم خصوصی است. این عددها نشان میدهد ما در ماه 1میلیارد و 620 میلیون لیتر بنزین یارانهای داریم. حالا بهجای 60 لیتر بشود، 15 لیتر که در طرح توزیع عادلانه یارانه بنزین است و به جای 27 میلیون به 85 میلیون نفر پرداخت شود، میشود یکمیلیارد و 275 میلیون لیتر بنزین که مابهالتفاوت آن بسیار زیاد میشود. در این حالت هم صرفهجویی رخ میدهد و همچنین دیگر قاچاقچی سوخت نخواهیم داشت.