ادامه از صفحه 3/ واقعا من هیچ وقت ندیدم سردار عبوس باشد و یک جوری در جلسات عمل کند که انسان نخواهد ادامه بدهد. این ویژگیهایی که بنده به صورت خلاصه خواستم با مصادیق مورد نظر در آیات و احادیث عرض کنم، واقعا سردار را این گونه میدیدم. اینجا که بحث «میدان و سیاست» هست لاجرم باید همراه میشدیم. آشنایی ما با سردار سلیمانی اینجا شدت گرفت. وقتی که وارد وزارت خارجه شدم ما هفتهای یک جلسه در وزارت خارجه خدمت ایشان داشتیم. اما وقتی تحولات در منطقه شروع شد، جلساتمان را بیشتر کردیم. هم جلسات حضوری بین ما و سردار در وزارت خارجه بیشتر شد و هم در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که آن موقع آقای جلیلی دبیر بودند، جلسات زیادی داشتیم که مسائل را رصد کنیم. سردار مطالعه میکرد و اهل مطالعه از دریچههای متعدد بود و مهمترینش این بود که من واقعا این را بدون مداهنه میگویم و نمیخواهم غلو کنم، واقعا برای سردار همان حدیث حضرت علی(ع) هست. روایتی که ایشان میفرماید که انسانها در برابر شما دو نوع هستند، یا برادر دینی و یا همنوع شما در خلقت هستند. نگاه سردار واقعا یک نگاه انسانی بود و مسائل را از دریچه نظامی صرف نگاه نمیکرد. زمانی
این نگاه پیش میآمد که نگاههای دیگر تکمیل شده باشد، آیا ضرورتی دارد یا ندارد.