روند فعلی مذاکرات احیای برجام در وین به گونهای است که بتوان پیش بینی کرد در ماه جاری میلادی به توافق رسید؟
زمانی که تیم مذاکره کننده ایران به تهران بازگشته بود و پیش از آنکه مذاکرات فعلی آغاز شود، دیپلماسی پنهانی بین ایران و روسیه، ایران و چین و با واسطه با آمریکا آغاز شد که در این جلسات که در پشت درهای بسته برگزار میشد، طرفین از ایران درخواست داشتند که برای رسیدن به توافق، ایران باید سطح انتظارات خود را کاهش دهد و مشخص بود که از ابتدا ایران با انتظارات زیادی وارد مذاکرات شده بود و باید تعدیل در این عرصه بهوجود میآمد.
در همین راستا ایران انعطاف خوبی از خود نشان داده است و همین امر سبب شده تا روند مذاکرات مثبت باشد. باید توجه داشت که ایران در فضای داخلی، منطقهای و جهانی با مشکلات متعددی رو به رو است و دولت ایران به همین علت علاقه دارد تا توافق حاصل شود و در این زمینه به خوبی باید از ابزار خود استفاده کند تا به توافق دست یابد. ایران کاملا حق دارد تا در خصوص ابعاد مختلف توافق نگران باشد اما از طرف دیگر نیز باید به سمت توافق حرکت کند تا فرصت ایجاد شده از بین نرود. انعطاف نشان دادن میتواند منجر به این شود که ایران امتیازات خوبی نیز بدست آورد و صرفا جنبه منفی ندارد. مهمترین خواسته ایران هنوز نیز به نظر میرسد که مساله تضمین در خصوص حفظ توافق است که بر سر آن اختلاف وجود دارد. وزیرخارجه هم در اظهاراتی خواسته است که تحریم نفتی و بانکی ایران لغو شود اما به این مساله توجه نکردهاند که سیستم بانکی ما به علت عدم پذیرش Fatf در لیست سیاه قرار گرفته است و کشورهای دیگر به این علت و به علت اینکه نظام بانکی دچار مشکل شده است نمیتوانند با ایران ارتباط مالی برقرار کنند. باید به این مسائل بیشتر توجه شود تا اگر هم اتفاقی در وین رخ داد
با موانع دیگر برای حل مشکلات اقتصاد مواجه نشویم. ایران از طرفهای مقابل خواسته است تا شرکتهای خود را ترغیب به سرمایه گذاری در ایران کنند در حالی که چنین امری ممکن نیست زیرا مهم ترین شرکتهای جهان خصوصی هستند و دولتها نمیتوانند آنها را به سمت و سوی خاصی سوق دهند. مشخصا امروز اگر ایران به تعهدات هستهای خود پایبند شود میتواند امتیازات خوبی دریافت کند. در وین صحبت بر سر این است که از ابتدا تحریمها برداشته شود و سپس تعهدات هستهای از سوی ایران اعمال شود و به نظر میرسد قسمتهای زیادی از این قسمت از مذاکرات نیز به خوبی پیش رفته است. امروز توافق دروین تقریبا حتمی به نظر میرسد و نباید این فرصت را از دست داد. اینکه در سالهای آینده شرکتهای غربی در ایران باقی میمانند یا خیر، مسالهای نیست که امروز بتوان در خصوص آن به توافق رسید و همه چیز به خود ایران بستگی دارد. امید میرود که مذاکرات در روزهای آینده سازندهتر باشد و اگر مشکل خاصی رخ ندهد و طرفین منعطف عمل کنند، میتوان توافق در وین را نزدیک دانست.
اینکه تیم مذاکره کننده ایران به زبان فارسی وارد گفت و گوها شده چه آسیبهایی میتواند در مسیر رسیدن به توافق داشته باشد؟
در وهله اول باید گفت که اقدام ایران مشکل قانونی خاصی ندارد زیرا شاهد هستیم که در مجمع عمومی سازمان ملل برخی کشورها به زبان خودشان صحبت میکنند و این گونه نیست که همگان به زبان انگلیسی صحبت کنند. البته آنها برای تمام کشورها با زبانهای مختلف صحبت میکنند اما در مذاکره و دیپلماسی ضرورت دارد تا حتما یک زبان واحد وجود داشته باشد. در گذشته شاهد بودیم که زبان دیپلماسی فرانسه بود و امروز نیز مرسوم است که جهانیان به زبان انگلیسی در مجامع مختلف صحبت کنند. با این وجود عدم مذاکره به زبان انگلیسی امور را سست میکند که احتمالا به علت عدم آشنایی با مفاهیم تخصصی زبان انگلیسی در حوزه دیپلماسی باشد. این اقدام سبب شده تا تیم مذاکره کننده را در عرصه بین المللی مورد سرزنش قرار دهند. مشخصا این صحبتها باید ترجمه شود و در تنگاتنگ مذاکرات حساس هستهای چنین مقولهای خود دردسرساز خواهد شد، زیرا باید متخصص امر در این حوزه ورود کند. ایران دیگر وزیرخارجهای همچون محمدجواد ظریف نخواهد داشت که بر دیپلماسی به زبان انگلیسی کاملا مسلط بود. ایران طی 200 سال اخیر و از زمان فتحعلی شاه که وزارت خارجه تاسیس شد، هیچگاه وزیرخارجهای به توانایی
محمدجواد ظریف نداشته است که چنین تجربه و تخصصی داشته باشد و بر زبانهای مختلف مسلط باشد. اینکه ایران به زبان انگلیسی مذاکره نمیکند یک نقطه ضعف است. البته شاید چاره دیگری وجود نداشته است و تیم مذاکره کننده ایران بر این باور بودهاند که به این شکل میتوانند اهداف و خواستههای خود را صریحتر مطرح کنند. برخی در این میان گفتهاند که ما متون را به زبان فارسی به طرفهای دیگر میدهیم و آنها در کشور خود و پیش معتمدین خود آن را ترجمه کنند که این کار مشخصا خوشایند نیست و ضعف تیم مذاکره کننده ایرانی را نشان میدهد.
در روند مذاکرات برجام در روزهای اخیر، کشورهای اروپایی به شکلی خاص و مبهم عمل میکنند، بهواقع نقش اروپا در مذاکرات وین چیست؟
اقدامات سه کشور اروپایی را میتوان در چارچوب سیاست فشار بر تهران تفسیر کرد. غرب در تلاش است تا فضای بین الملل و منطقهای را علیه ایران تحریک کند. البته از میان سه کشور اروپایی، فرانسه از مذاکرات ابتدایی برجام نیز این مشکل را با ایران داشت و به همین دلیل هم دیدیم مذاکره کننده ارشد ایران با مذاکرهکننده فرانسه بهصورت دوجانبه گفت و گو کرد تا به نتیجهای برسند. مشخصا اگر ایران بخواهد با مطرح کردن انتظاراتی همچون پرداخت غرامت که در قاموس دیپلماسی نوین جایی ندارد به روند مذاکرات ادامه دهد، قطعا به نتیجه نخواهیم رسید و اروپا نیز به سمت آمریکا میرود اما به نظر میرسد ایران دیپلماسی نرمتری را برای دستیابی به توافق در پیش گرفته است. امروز ضربالاجل غرب واقعی است چراکه دیگر هیچ کشوری نباید اجازه داشته باشد تا زمان را در مسیر دستیابی به توافق تلف کند و اروپا نیز به همین علت امروز مواضع سخت تری نسبت به ایران دارد.
در روزهای اخیر شاهد بودیم که اولیانوف به عنوان واسطه میان ایران و آمریکا اعلام آمادگی کرد، ایران میتواند در این عرصه به این شخص اعتماد کند؟
با توجه به گفت و گوی جدید بایدن و پوتین از یکسو و همچنین مراوداتی که کشورهای عربی و اسرائیل با روسیه دارند، به نظر میرسد که مجموع این کشورها به دنبال این هستند که مواضع ایران را متعادلتر کنند تا توافق شکل گیرد. روسیه به این نتیجه رسیده است که باید توافق شکل گیرد و علاقه ندارند تا در همسایگی آنها یک کشور اتمی وجود داشته باشد. روسیه در حال بازی با ایران است. روسیه نه میخواهد ایران را از دست دهد و نه ایران قدرتمند را خواهان است. از سوی دیگر روسیه باید روابط خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس را تنظیم کند و به همین علت زیرفشار عربستان و امارات نیز قرار گرفته است. امروز اگر ایران از خود نرمش نشان داده است ظاهرا بهخاطر توصیه های روسیه بوده است. اولیانوف نیز به عنوان نماینده پوتین در مذاکرات یک بازیگر ماهر در عرصه دیپلماسی است و به همین علت شاهد هستیم که نقل قولهای زیادی از او مطرح میشود که در این نقلقولها یکی به میخ میزند و یکی به نعل. سیاست همین است و اولیانوف با اتکا به همین توانایی توانسته موفق ظاهر شود و دو کشور را به سمت یک توافق سوق دهد.
آیا چین هم مسیر روسیه را طی میکند و آیا با توجه به همکاری تسلیحاتی چین با عربستان معادلات تغییر کرده است؟
باید توجه داست که همکاری چین و عربستان در حوزه موشکی در آینده میتواند معادله قدرت در خلیج فارس را تغییر دهد، زیرا اسرائیل هم همکاری زیادی با همین کشورهای عربی خلیج فارس دارد و میخواهد به نحوی ایران را در محاصره امنیتی قرار دهد. از سوی دیگر باید توجه داشت که عربستان در حال باج دادن به برخی کشورها به شیوههای مختلف است تا قدرت اول منطقه شود. آنها در حوزه نفت به روسیه باج دادند تا روسیه علیه آنها موضع گیری نکند و امروز هم در حال باج دهی به چین هستند تا چین را از ایران دور کنند و روابط ایران و چین راهبردی نشود. به نظر میرسد تا حدودی در این عرصه موفق بودهاند. شاید یکی از علتهای کندشدن روند قرارداد ایران و چین نیز همین اقدامات عربستان باشد. از سوی دیگر در خصوص قرارداد ایران و روسیه نیز طبق نظر برخی کارشناسان روس شنیده میشود که 5 سال زمان نیاز دارد تا نهایی شود هرچند بهزودی رئیس جمهوری ایران پیرامون آن به روسیه سفر میکند. مجموعا باید توجه داشت که شرایط برای ایران سخت شده است و ایران نمیتواند همچون گذشته عمل کند. ایران همواره گرایشی به سمت روسیه و چین داشته است که با باج دهی کشورهای عربی به آنها شاید
گرایش آن کشورها به سمت ایران مختل شود و روسیه و چین اندکی از ایران فاصله گیرند. ضرورت دارد تا ایران برای حفظ تعادل در این عرصه اقداماتی انجام دهد تا در عرصه جهانی بتواند بیشتر منافع خود را تضمین کند.
ممکن است این کارشکنیها منجر به شکست مذاکرات در وین شود؟
قدمهای امیدوار کنندهای در وین برداشته شده است که شاید دیگر اقدامات مخرب نتواند علیه مذاکرات شود و صرفا باید در خصوص انتظارات به توافق رسید. از روز اول آغاز مذاکرات گفتم که این حجم از انتظارات و اینکه آنها عذرخواهی کنند، تحریم را برداند، غرامت دهند و تضمین کنند، منطقی نبوده و در فضای دیپلماسی نمیگنجد لذا ایران به درستی مواضع نرم تری گرفت که شاید کارشکنیها هم دیگر بر آن تاثیر منفی نگذارد. اقدام خوبی هم است، زیرا ایران اکنون گرفتار سه کانون مشکل است. یعنی در فضای منطقهای، بینالمللی و داخلی مشکلاتی دارد و حتی مشکلات داخلی ما دیگر قابل تحمل نیست و اگر این اوضاع ادامه یابد در سال آینده با بیکاری گسترده عمومی مواجه خواهیم شد و زمینههای اعتراضات اجتماعی جدیتر از آنچه بوده فراهم میشود. این وضعیت نمیتواند ادامه یابد به همین دلیل ایران رفته رفته مواضع منطقیتری گرفته و انتظارات خود را ملایم کرده است. با این رویه به نظرم غربیها نیز استقبال خواهند کرد. به این خاطر که نه ما و نه آمریکاییها آمادگی جنگ و درگیری نداریم و این گزینه باید فراموش شود تا دیپلماسی مشکل را حل کند.