آلیس در سرزمین عجایب تجربه خود را با گشودن یک درِ کوچک مینیاتوری به اندازه کف دستش آغاز کرد. رد شدن از در امکان پذیر نبود اما روی اکسیری که بر میز کوچکی قرار داده بودند تا آلیس را به سمت آن دنیا بکشانند، نوشته شده بود «من را بنوش.» آلیس این ریسک را پذیرفت که اکسیر را سربکشد و وارد دنیای عجیبی شد که از قضا خیر و شر در آن به جنگ برخاسته بودند. اما آلیس در شناسایی دشمنان خود در جبهه شر مشکلی نداشت. صورت دهشتناک و زشت آنها نشان میداد که آدمهای بد داستان هستند و بدی آنها این است که میخواهند همه را در اختیار خود داشته باشند و با بیمهری و خودخواهی به همدیگر و به دیگران آسیب بزنند تا منافعشان در تسخیر دیگران و همه امکانات تامین شود. چرخه بستهای از تصاحب و بردهداری که مغایر با روح آزاد انسان و سایر موجودات است. آلیس بیمادر بزرگ شده بود. روح لطیف و پاک و خیرخواهیاش موجب شد تا جبهه خیر را انتخاب کند و قهرمان آدمهای خوب داستان شود. هر کسی نقش خود را میدانست و همه چیز شفاف و قابل لمس بود. در دنیای غیرواقعی که آلیس وارد شده بود، تکلیف همه چیز و همه کس کاملا مشخص بود. وهمی به مراتب شیرینتر از خیال و رویایی که آلیس از کودکی هر شب آن را تجربه میکرد و منتظر بود تا روزی وارد چنین دنیایی شود. آلیس خبر نداشت که روزی دری نامرئی در زندگی واقعی آدمها گشوده میشود که میتواند آنها را به دنیایی که هیچ چیز شفاف و مشخص نیست بکشاند. دنیای که در ورودی آن اکسیری نیست که بگوید من را بنوش و حتی زمزمه خرگوشی مهربان و نگران که کمک حالت باشد. متاورس دنیایی است بدون هشدار، که از داستانهای علمی تخیلی و پیش بینیهای سازندگان امپراطوری رسانهها آغاز شده و کاربران اینترنت را به مرور زمان در خود غرق میکند. غول در حال ظهور که آدمیزاد را یاد تصویری از بردههای کامپیوتری میاندازد. بردههایی که گوش به فرمان هوش مصنوعی هستند و با اشارهای به هر سمت و سویی که میخواهد کشانده میشوند و آن طور که میپسندد، فکر میکنند. بستر فریبنده متاورس که ممکن است با بازیهای کامپیوتری همراه شود شکل جدیدی از زندگی در بستر اینترنت است. متاورس میگوید من فراتر از جهان هستم و روزی فرا میرسد که تک تکتان با پای خودتان وارد دنیای من شوید. در دنیای که ساخته و پرداخته خود انسان است، به مرور زمان هوش مصنوعی میتواند، چشم و گوش و ادراک ما را مسخ کند. متاورس فضای وهم آلودی مانند متافورسیس کافکا است. مسخ شدگی و تغییری بیبازگشت. در دنیای متاورس روابط جدیدی شکل خواهد گرفت و آدمها در اتاقهای مجازی تمامی رفتارهای خود را به شکل جدیدی تغییر خواهند داد که از من انسانی فاصله گرفته و به من مجازی نزدیکتر شده است. بعد از روی کار آمدن پلتفرمهایی که میشد در آن بدون اندیشه و با تصویر و فیلمهای کوتاه یک دقیقهای و جملاتی با 280 عدد کاراکتر، جسته گریخته تاثیری خلق کرد و رفت، اینبار در متاورس داستان دوری انسان از اندیشه خود و از تمامی علمی که ساخته به مراتب بیشتر و پررنگتر خواهد بود. متاورس بدون در ورودی مشخصی ما را به سمت دنیایی هدایت میکند که شاید روزی انقلاب هوش مصنوعی در مقابل انسان قلمداد شود.