یکی دو نسل سیاستمداران ترکیهای تلاش قابل احترامی کردند تا ترکیه از پیشرفت خوبی برخوردار شد. از جمله آقای اردوغان. اما وی شروع کرده به پنبه کردن بافتههای خود و قبلیها. از جمله مشکلات این کشور تورم است و تنزل ارزش پول و ایجاد بلاتکلیفی در سیاستهای حکومتی. چند مورد دستور کاهش نرخ بهره را صادر کرده که مکرر مسئولان اقتصادی دولت به اعتراض از اقدامات او کنارهگیری کردهاند و ایشان هم به راه خود مصمم است. مصداق همان تلهای که افراد مستبد در آن میافتند. یک مورد که اخیراً مطرح شد اینکه پس از کاهش دیگری در نرخ بهره و هجوم مردم برای خرید ارز، دولت وی به منظور تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از هجوم مردم به حاشیه امن، اعلام کرده که سود سپردههای بانکی را با توجه به کاهش نرخ لیره و افزایش ارزش دلار جبران میکند. با این نیت که انگیزه خرید ارز منتفی شده و بلکه انگیزه برای فروش ارز توسط مردم فراهم شود. یک نکته قابل توجه اینکه این سیاست عکس همان سیاست کاهش نرخ بهره ایشان است، چرا که اگر به سپردهها متناسب با تورم پرداخت انجام شود، تفاوتی با افزایش نرخ سود سپرده ندارد. دیگر اینکه اگر بانکها طبق نظر آقای اردوغان وام ارزان
بدهند و این مابهالتفاوت هم از منابع بانک تامین شود به بحران بانکی میانجامد، اگر بانک مرکزی تامین کند به تورم فزاینده و کاهش بیشتر ارزش پول. مشکل چیست؟ خلاصه مطلب اینکه شاید بسیاری از سیاسیون و مردم و روشنفکران نیز یک نکته را که دویست سال است شناخته شده و کانون علم اقتصاد است متوجه نمیشوند و نمیپذیرند. و آن اینکه یک نظام اقتصادی مثل یک موجود زنده از مکانیسمها، ساز وکارها و قاعدهمندیهای خاصی تبعیت میکند و به دستور و حکم نمیتواند تمکین کند. دیگر اینکه کار برد سیاست اقتصادی تا جایی موثر است که مانند معالجه توسط یک پزشک خوب به توانمندیهای زیستی بیمار کمک کند و توانمندیهای زیستی را تقویت کند. این هم در پزشکی شناخت فیزیولوژی بیمار را لازم دارد و درک اینکه موجود زنده با مکانیسمهای خودش زنده است و اینکه دارو فقط باید جلو اضمحلال آن ساز و کارهای حیاتی را بگیرد و آن را تقویت کند، در این حالت معالجه تمهید موفقی خواهد بود. همین مطلب دقیقاً در مورد نظام اقتصادی یک کشور مصداق دارد. برای مثال ایشان هم مثل بسیاری توجه نمیکند که نرخ بهره را دولت و بانک مرکزی تعیین نمیکند نظام اقتصادی تعیین میکند. سیاست پولی
فقط جریان پول را میتواند به نحوی مدیریت کند که همراه آن نرخ درونی اقتصاد باشد چون در غیر این صورت یا تورم یا رکود ایجاد میشود. همین مطلب در مورد نرخ ارز صادق است. تا مقام مزبور این مطلب را وجدان کند خسارت بسیار بهبار خواهد آمد.