حمید پورشریفی
دانشیار گروه روانشناسی بالینی
دانشگاه علوم بهزیستی
سالهاست که هشدار میدهیم مسئولان موضوع سلامت روان را جدی بگیرند، چون جامعه ایران جامعه شادی نیست و خیلی زود تحت تاثیر هیجانات منفی قرار میگیرد. ما میدانیم شادابی و هیجانهای منفی رابطه تنگاتنگی با هم دارند، بهطوریکه به همان میزان که شادابی بالاست هیجانهای منفی پایینتر خواهد بود و ما شواهدی داریم که متأسفانه مردم ما مردم شادی نیستند؛ پس احتمالا دچار هیجانهای منفی هستند. در این خصوص ممکن است پژوهش دقیقی وجود نداشته باشد ولی شواهد زیادی گویای این است که در کشور ما خشم، بسیار بالاست؛ یعنی ما بهراحتی هیجان منفی خشم را تجربه و آن را ابراز میکنیم؛ مثلا در رانندگی و جاهای دیگر؛ پس خشم یک هیجان منفی آسیبزننده است. البته خشم فینفسه بد نیست و دفاع از قلمرو است ولی اگر کنترل نشود مثل سیل میتواند آسیبزننده باشد. مثلا مساله بورس یک مساله مالی است و همه میدانیم مسائلی مانند مسائل مالی و فقر میتواند بر سلامت روان تاثیر داشته باشند. اما تاثیر بورس حتی فراتر از تاثیر یک مسئله مالی است چراکه بورس با یکسری پارامترهای دیگر بیشتر از یک عامل فشارزا توانسته است آسیب پذیریها روانی مردم را تحت تاثیر قرار دهد.
چیزی که در شدت آسیب پذیری مسئله بورس باید دقت کنیم این است که مردم اگر به بورس رجوع کردند بخش مهمی از این تمایل به واسطه پیامهایی بود که از سیستم حاکمیتی دریافت کردند و پیام ضمنی از نهادهای رسمی این بود که مردم میتوانند در بورس به نتایج مالی خوبی دست پیدا کنند اما همه دیدیم که شرایط تغییر پیدا کرد و بسیاری از مردم مشکلات مالی عدیدهای پیدا کردند و این اتفاق باعث شد که نگرشهای خاصی پدید بیاید که نمیتوان به پیامهای رسمی زیاد تکیه کرد یا اینکه مثلا وضعیت کشور قابل پیش بینی نیست و از همه مهمتر اینکه سمت و سوی اقتصادی آینده نه تنها خوشایند نیست بلکه تیره و تار است؛ بنابراین همه این نگرشها میتواند ناامید کننده باشد. ما میدانیم که انسانها بر پایه آینده شفاف، روشن و قابل پیش بینی میتوانند بر استرسها غلبه کنند و وجود نگرشهایی مغایر با این موارد میتواند مشکلات روانشناختی زیادی به وجود بیاورد. پیش بینی ناپذیری، کنترل ناپذیری و ناامیدی میتواند بر پدیدایی و تشدید مشکلات روانشناختی نظیر اختلالات اضطرابی یا افسردگی و حتی مشکلات روان اجتماعی مثل افزایش افکار خودکشی و یا سوء مصرف مواد تاثیر جدی بگذارد،
مساله بورس را نمیتوان تنها یک مسأله استرس زا برای خانوادهها تلقی کرد چون چنین مسألهای قطعا بر عملکرد شهروندان در شرایط کاری مختلف و در روابط با همدیگر و افزایش مشکلات مهمی در جامعه مانند خشم نقش داشته باشد. همه این موارد در شرایطی اهمیت دو چندان پیدا میکند که بدانیم قبل از کرونا ۲۶. ۷ درصد جامعه کشور درجات مختلفی از مشکلات روانشناختی را تجربه میکردند و پیش بینی میشود که ایام کرونا و مسائل مرتبط با تحریم بر میزان این مشکلات روانشناختی افزوده باشد و حالا باید مسأله مانند بورس را هم به این عوامل بیفزاییم چون قطعا باعث افزایش مشکلات روانشناختی زیادی شده است. بورس یک مساله استرس آوری است که قطعا میتواند بر روی سلامت روان اثر بگذارد و نتیجه نگرفتن در بورس باعث تشدید علائم اضطراب، افسردگی و خشم در افراد جامعه میشود. در همین یکسال گذشته افراد زیادی در جامعه بودند که به واسطه مسائل روانی که برایشان پیش آمد دچار اختلال در خواب، سردردهای عصبی و... شدند. اشتباه دولتها در امید دادن به مردم برای سود کردن در بورس قابل انکار است، درحالیکه ذات بورس نوسان است. گاهی شاخص بالا میشود و گاهی پایین میآید اما اینکه
دولتی یا دولتهایی به مردم وعده بدهند که مدام در بورس سود میکنند این وعدهها امید کاذب در عموم مردم ایجاد میکند و هر چیزی خلاف این رخ بدهد سرخوردگی اجتماعی را تشدید میکند. افزایش آمار خودکشی، مشکلات خانوادگی، افزایش خشم زوجین و... در آینده پای مردم را به مطبهای روانشناسی باز خواهد کرد.