آرمان ملی- حمید شجاعی: دولتهای یازدهم و دوازدهم به ریاست حسن روحانی پس از 8 سال کارنامه نسبتا معقولی را از خود برجای گذاشتند و هر چند که در برخی حوزهها همچون سیاست خارجی یا طرحهای زیر بنایی عملکرد مثبت و موفقی داشتند اما در حوزه اقتصادی، معیشت مردم، رشد قیمتها و در یک کلام مدیریت وضع زندگی مردم نمره چندان قابل قبولی دریافت نکردند. این در حالی است که برخی معتقدند حسن روحانی در 2 سال آخر نه تنها به مشورتهای جریان حامی توجه نمیکرد که بیشتر بر مدار و محور تفکرات حاکم بر دولت پیش میرفت و همین امر نیز باعث بهوجود آمدن برخی عملکردهای بعضاً ناموفق و ریزش سرمایه اجتماعی شد. شاید اگر روحانی پس از دور اول ریاستجمهوری از قدرت کنار میرفت امروز همچنان جریان اصلاح و اعتدال میتوانست بر اریکه قدرت باقی بماند و رویکردهای خود را برای حل مشکلات جامعه پیش ببرد.
اتوبان تعامل یک طرفه
ماهها است که دولت حسن روحانی به اتمام رسیده و سید ابراهیم رئیسی به جای وی کرسینشین پاستور شده است. اما حالا به نظر میرسد که میتوان راحتتر در مورد دولت روحانی، چگونگی عملکردش، نحوه مواجههاش با جریانات سیاسی و تعامل با کشورها در نظام بینالملل به قضاوت نشست. در این راستا برخی معتقدند که هر چقدر دولت نخست حسن روحانی حد فاصل سالهای 92 تا 96 موفق بود و توانست میزانی از رضایت جامعه را در حوزههای مختلف حوزه اقتصاد و معیشت جامعه به دست آورد به همان میزان در دولت دوم از 96 تا 1400 عملکرد نه چندان موفقی داشت و هر چند که در برخی حوزهها شاهد برخی عملکردهای مثبت از سوی دولت بودیم اما در مجموع کارشناسان و تحلیلگران دولت دوم روحانی را به موفقیت دولت اول او قلمداد نمیکنند. این در حالی است که بسیاری از اصلاحطلبان نیز بر این باورند که شاید اگر از همان روز اول مینشستند و با حسن روحانی قرار و مداری در خصوص دولت و چگونگی عملکرد در حوزههای مختلف میگذاشتند امروز مصداق آش نخورده و دهان سوخته نبودند که دولت اعتدالگرای روحانی را که بیش از اصلاحطلبان به اصولگرایان میدان داد به نام اصلاحطلبان سند بزنند. هر چند در
همان زمان در سال 96 نیز بارها گفته شد که اصلاحطلبان با وجود آماده بودن سرمایه اجتماعی و حمایت حداکثری باید گزینهای همچون اسحاق جهانگیری را به عنوان گزینه حداکثری خود در انتخابات معرفی و بر روی وی اجماع میکردند اما به هر صورت شرایط به گونهای پیش رفت که باز هم اجماع بر روی روحانی شکل گرفت. البته اصلاحطلبان حمایت قاطع خود را از وی تا روز آخر انجام دادند اما اتوبان یک طرفه تعامل و رفاقت اصلاحطلبان با روحانی بیش از ضرر چیزی برای آنها نداشت؛ چرا که به واسطه عملکرد نا موفق دولت در برخی حوزهها به ویژه معیشت مردم؛ سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان نیز تا حد زیادی تحلیل رفت و همین امر شکست آنها در انتخابات مجلس یازدهم در اسفند 98 و ریاست جمهوری سیزدهم در 1400 را قم زد. این تجربه باعث شد تا اصلاحطلبان به قرائت بسیاری از فعلان سیاسی این جریان دیگر به سمت ائتلافی اینگونه نروند و تحت هر شرایط حرکتی جبههای داشته باشند.
باید با روحانی توافق میکردیم
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در ارتباط با حمایت اصلاحطلبان از حسن روحانی در انتخابات 92 اظهار داشت: ما در جمهوری اسلامی تا الان اصرار داریم که رای مردم باید تعیین کننده باشد و همه تصمیماتی که مخالفان مرحوم آیتا... هاشمی و مخالفان اصلاحات گرفتند و همه تصمیماتی که جبهه اصلاحات گرفت، اگر با رای مردم پشتیبانی نمیشد هیچ اتفاقی نمیافتاد. حسین مرعشی گفت: داستان این بود که در یک اتفاق غیر قابل پیش بینی صلاحیت آیتا... هاشمی رفسنجانی رد شد؛ روزنامه کیهان زمانی که مطلب مینویسد باید مطالبش را جدی گرفت چون بدون پشتوانه نیست، در آن زمان هم یادداشتی نوشته بود که آقای خاتمی رای دارد ولی کاندیدا نمیشود چون نمیخواهد در پروندهاش رد صلاحیت ثبت شود، آقای هاشمی تایید صلاحیت میشود ولی رای ندارد و به همین علت کاندیدا نمیشود اما زمانی که آقای هاشمی کاندیدا شد به رغم پیشبینی حسین شریعتمداری در کیهان ایشان رد صلاحیت شدند. وی افزود: اصلاحطلبان و مجموعهای که آماده شده بودند تا از ریاست جمهوری آقای هاشمی دفاع کنند همه توافق کردند از آقای روحانی حمایت شود. یک اشکالی اصلی که به این موضوع وارد است، این است که دوستان ما هیچ
نشستی با آقای روحانی نداشتند و هیچ شرطی نگذاشتیم و منطق سیاسی این حمایت قوی نبود. کسانی که میخواستند از آقای روحانی حمایت کنند باید نشستی میگذاشتند و در مورد کابینه و برنامههای آینده با آقای روحانی یک چارچوبی را توافق میکردند که این نقص وجود داشت. وی در خصوص چرایی عدم اجماع اصلاحطلبان در سال 96 بر روی اسحاق جهانگیری بیان کرد: در آن مقطع در بین خود ما هم بحثها و تبادل نظرها به همین سمت و سو بود. بنده از کسانی بودم که فکر میکردم آقای روحانی نقش تاریخی خودشان را ایفا کردند و دلیل ندارد این سرمایهای که در آقای روحانی جمع شده بود را به سادگی و صرفاً برای ریاستجمهوری استفاده کنیم.
روحانی میتوانست استعفا دهد
مرعشی بیان کرد: آقای روحانی اگر برای دور دوم کاندیدا نمیشد یکی از شخصیتهای معتبر، جاافتاده و صاحب نفوذ ایران بود، الان هم شخصیت معتبری است ولی آن نفوذ اجتماعی که میتوانست داشته باشد را امروز ندارد و حتما میشد تغییراتی را به وجود آوریم منتهی این چیزی نبود که بدون توافق آقای روحانی شدنی باشد. عضو جبهه اصلاحطلبان ایران اضافه کرد: آقای روحانی زمانی که مطرح بودند ما به آقای جهانگیری هم اصرار کردیم که کاندیدا باشند ما میتوانستیم اصلاحات اقتصادی را پیش ببریم ولی اتفاق غیر قابل پیشبینی که افتاد این بود که بهرغم همراهی بسیار صمیمانه آقای جهانگیری با آقای روحانی در مبارزات انتخاباتی 1396 و همراهی بینظیری که ایشان با رئیس خودش داشت، آقای روحانی دقیقا برعکس آن عمل کرد و در دور دوم ریاست جمهوری کاملا آقای جهانگیری را از تصمیم گیریهای مهم دولت حذف کرد. نماینده ادوار مجلس در خصوص تاثیرپذیری دولت از تحریمها و خروج آمریکا از برجام بیان کرد: اگر ملی فکر میکردیم و اگر رهبری صلاح میدانستند بعد از این اقدام خصمانهای که آمریکاییها و بیعرضگی که اروپاییها کردند، دلیل نداشت دولتی که شعار و سیاستش گفتوگو است
روی کار باشد و روحانی میتوانست استعفا دهد. وی تصریح کرد: من به رهبری گفتم و شنیدم که آقای روحانی هم با رهبری مطرح کرده بودند اما رهبری در آن مقطع صلاح ندانستند.