وضعیت اقتصادی که امروز شاهد آن هستیم چند مؤلفه را حاکم بر خود میبیند. نخست؛ از هم گسیختگی اقتصاد طبقه متوسط و طبقات فرو دست که در حال سراشیبی هستند. دهکهای پایین جامعه به لحاظ افراد فقیری که روز به روز به این دهکها اضافه میشوند در حال فربه شدن است. دوم ؛ وضعیت بینالمللی اقتصاد کشورمان است که در حال منزوی شدن هستیم. بالاخره در یک مقطعی توانستیم و امکانش فراهم بود که با جهان خارج وصل شویم و صادراتمان را رونق دهیم. اما امروز متاسفانه میبینیم درهای صادرات یکی پس از دیگری بسته میشود. حتی کشورهایی مثل روسیه که که محصولات کشاورزی به آن صادر کنند امروز با مشکل خاص خودش روبهرو است و نقل و انتقال پول در بانکهای بینالمللی مشکل شده است. نکته سوم، بحران عدم توازن در منابع اولیه است. ما امروز بحران آب داریم که با کشاورزی تناسب ندارد و عدم استفاده از مواد اولیه خام که تحت عنوان خام فروشی از آن یاد میشود، موضوع محوری در صنایع بالادستی قرار دارد. به هر حال این مشکلاتی که امروز گریبانگیر کشور شده علت و شاه بیتاش را میتوان در سیاست خارجی دید و همه هزینههایی که برای سیاست خارجی میپردازیم عملا بارش را بر دوش ملت میگذاریم. این بحران برای کسی ناشناخته نیست و میدانیم که کشورهای غربی، کشورهای وابسته به آنها و حتی کشورهای بلوک شرق با توجه به اینکه منافع خودشان نسبت به منافع ایران بر ایشان اولویت دارد، منافع خود را چسبیدهاند و حاضر نیستند که محکم در کنار ایران بایستند و اگر ایران حرفهای درست و صحیحی در عرصه بینالملل دارد، بخواهند از ایران دفاع کنند. متاسفانه یک صدای واحد وجود ندارد. تا قبل از اینکه دولت سیزدهم روی کار بیاید بحث بر سر این بود که دولت آقای روحانی حرکت درستی ندارد و با مشکلاتی مواجه است اما به هر حال دولت تغییر کرد و دولت اقای رئیسی روی کارآمد. با این حال در همین دولت دستگاه قانونگذاری و اجرایی بازهم شاهد چندگانگی و دیدگاه متفاوت و عملکردهای متضاد هستیم. لذا احساس میشود ایراد همیشگی که همواره در دولتهای مختلف شاهد آن بودیم یعنی مسلوبالاختیار بودن دولت در مسائل کلان اکنون نیز وجود دارد.