برای بررسی متوازن و علمی دور جدید مذاکرات اتمی، باید نگاه مثبت و منفی و پیشنهادها را مد نظر قرار داد. از نکات مثبت؛ 1- تغییر چهرهها، تیم جدید، طرح و ایدههای نو، حتی تغییرات در تعداد اعضای شرکت کننده و مباحث حاشیهای (بهدرست یا غلط) مثبت ارزیابی میشود. 2- اینکه؛ مباحث و توافقات قبلی نادیده گرفته شده، اتفاقا اقدام درستی است و با گذشت زمان و اتفاقات در میدان و رفتار طرفهای مقابل ایران، تغییر مسیر جمهوری اسلامی توجیه علمی دارد. 3- بهترین و مهمترین برگ برنده ایران، خروج آمریکا از برجام توسط دولت ترامپ و میل به بازگشت دولت بایدن است که باید با دریافت خسارت اجازه ورود بعد از اخراج آمریکا توسط ترامپ داده شود و از نظر تبلیغات رسانه ای در اذهان عمومی جهان می توان بسیار مانور داد. 4- از وقت کشی تا جدی بودن و عقلانی بودن خواسته ایران در رسانهها و اظهارات خارجیها صحبت می شود که بیانگر بههم ریختن طرفهای مذاکره با ایران است. چه بسا وقت کشی به نفع ایران باشد اما علمی اجرا می شود. اینکه سطح مذاکرات را پایین بیاوریم و در سطح سفرا و کارشناسان باشد را میتوان در دستورکار قرار داد. توافق خوب با خسارت مالی بر توافق بد برای تحصیل مالی ارجحیت دارد. مورد منفی؛1- چارچوب مذاکراتی که؛ 6 کشور را در مقابل ایران متحد کنیم، مناسب نیست. فقط در دادگاه نورنبرگ برای نازیهای آلمان چنین جلساتی تشکیل شده بود. باید تدبیر کرد و یکی از راهها میتواند؛ مذاکرات دوجانبه با دولتهایی که با فعالیت اتمی ایران مشکل دارند اقدام کرد. 2- وزن تاثیرگذاری بهخصوص در ایجاد مانع طرفهای مذاکره مشخص نیست. بهعنوان مثال در بین 6 کشور؛ به ردیف؛ کدامین کشورها بهترتیب بیشترین چالش و بهانه گیری و عدم جدیت و به انحراف کشاندن روند را ایجاد می کنند؟ به نظرم انگلیس خود را صاحب کنترل ایران و خلیج فارس می داند و از حمایت فرانسه و آلمان و آمریکا برخوردار است. آلمان «پادو» است و سیاست خارجی مستقل ندارد. فرانسه برای اخذ امتیاز در افریقا و اروپا از انگلیس حمایت می کند. «سبیل» اولیانوف را اگر نمیتوانیم بتراشیم؛ به نحو مقتضی چرب کنیم و تذکر بدهیم. شنیدم ایران حوزه نفوذ انگلیس و روسیه است و ایران هم نسبت به این دو کشور رفتاری «نرم» دارد! چین از روسیه حمایت میکند زیرا روسیه هم در ماجراهای کره شمالی، از خط مشی چین حمایت می کند. چنین نظریهای یا امثال مشابه را در تیم اتمی نمیبینیم. نظریهپردازی در جمع اصحاب رسانه و نخبگان مشهود نیست. سه کشور آلمان و فرانسه و انگلیس در تخریب روند مذاکرات پیشقدم شدند لذا فشار ایران باید روی انگلیس و فرانسه و تحریم منافع آنها متمرکز شود. 3- دانستن زبان خارجی، تیپ و نمایش دیپلماتیک یا همان BodyLanguage و بسیاری از موارد تشریفات میتواند مهم نباشد اما، لازم است و انتظار از ایران به عنوان الگو و صاحب اندیشه در اذهان عمومی داخل و خارج بسیار بالاست که باید تدبیر شود. پیشنهادها؛1- اسناد ارایه شده توسط تیم مذاکره کننده در اختیار نخبگان و رسانه قرار داده شود تا از طریق واکنش امانوئل مکرون و خانم «لیز تراس»و اتحادیه اروپایی و بلینکن و رسانههای غربی تاثیرپذیر نباشیم. اگر رژیم اسرائیل به اسناد طرف ایرانی دسترسی دارد، چرا رسانه و نخبگان داخلی دسترسی نداشته باشند؟ پوشش خبری و اظهارات تیم مذاکره کننده، واکنشی است نسبت به رفتار طرف مقابل و می توان گفت ادبیات تیم هسته ای ایران بیشتر انتقاد و غلط گیری از اظهارات طرف های مذاکره است و ابتکار عمل فعلا در طرف های مقابل ایران است و نمونه آن یکی به میخ و یکی به نعل «اولیانوف» روسی است. عدم دسترسی به طرح تیم مذاکره کننده، اعتماد به نفس نخبگان و رسانههای ایرانی برای دفاع علمی و با اتکا را کاهش میدهد. رهبر انقلاب در روز پرستار بر «ضرورت روایت حقیقی» تاکید داشتند و گفتند: «اگر این کار نشود، دشمن روایت تحریفآمیز خود را در افکار عمومی جاری و با عوض کردن جای ظالم و مظلوم، اقدامات مستمر ظالمانه خود را توجیه می کند.» باید دانست: «آنکه روایت می کند، حکومت می کند.» باید اسناد و طرح ایران در اختیار نخبگان و رسانههای داخلی قرار بگیرد تا از سوی طرف مقابل، روایت نشوند و حکومت نکنند! 2- باید به اسم؛ شخص و کشور خاص که مانع تراشی میکند؛ نام ببریم. کلی گویی که غربیها یا اروپاییها مخالفند آنها را در شیطنت و پنهان شده در قالب های مثل اتحادیه اروپایی و غرب و آژانس، گستاختر می کند. 3- اینکه مقاومت جواب داده، درست است. اینکه سیاست نظام در هستهای موفق بوده، درست است ولی برای کاهش هزینه ها، باید با جدیت و جسارت بیشتر پیگیری شود. اختلاف دولت بایدن با اسرائیل برای اقدامات علیه جمهوری اسلامی ما را به یک نتیجه دیگر هم می رساند؛ آمریکا «قدرت سخت» و ابزاری برای امیال مخرب دیگران شده است. ترامپ گفت «موج/خر سواری تمام شد.» ولی دولت بایدن تحت عنوان چندجانبه گرایی و مشورت با متحدین که به نظر میرسد فقط انگلیس و اسرائیل متحد آمریکا هستند و شیطنت و عدم صداقت این دو هم اثبات شده، ابزار قدرت سخت در دست و تفکر دیگران شده است. پس باید با حضور دیپلماتیک در واشنگتن، نه برای روابط دوجانبه بلکه پیشگیری از «اغفال»آمریکا و استفاده بهینه از قدرت سخت آمریکا برای جهانی آرام بخش بهره برداری کنیم.