توسعه ارتباطات ادبی، ایجاد شبکههایی از علاقمندان زبان و ادبیات فارسی و تربیت نسلی از ادیبان که دستگاه دیپلماسی فرهنگی از برنامههای تازه خود برشمرده، این سوال را برای اهل فرهنگ ایجاد میکند که چنین هدف و برنامهای با چه سازوکارهایی در داخل و خارج از کشور قرار است محقق شود؟ این حوزه از مسئولیت، لاجرم زیر ذره بین نگاه دغدغهمندان دیپلماسی فرهنگی کشور قرار گرفته و یا خواهد گرفت، از این نظر که چگونه کار آغاز خواهد شد، چه گامهای استواری برداشته میشود و چه سامانی خواهد یافت تا پرسشها و دغدغهها در این زمینه، پاسخ درخوری بیابد. بهنظر میآید با این گام جدید که به گونه تخصصی به موضوع نگریسته شده، باید نخست به مسائل و چالشهای پیشروی آن توجه کرد: ۱- در ارتباط با روابط ادبی با کشور همسایهمان افغانستان نگاهی به شرایط این روزهایش بیاندازیم. با سلطه طالبان، فارسیسرایان بسیاری از این کشور رانده شده و بازگشتشان را در چنین موقعیتی نمیتوان متصور شد. حضور طالبان، به طور قطع بر نوع روابط فرهنگی ادبی ایران و افغانستان تاثیرگذار خواهد بود. بدیهی است با روی کار آمدن طالبان، موجی از نارضایتی در میان نخبگان فکری و ادبی بوجود آمده، و ما قرار است با تمامیت فرهنگ و ادبمان با تمامیت ادب و فرهنگ افغانستان به گفتوگو بنشینیم، به طوری که نه به دامن سیاست آلوده شویم و نه از اقدامهای خلاقانه و مبتکرانه دست شسته و فضایی آرام و همدلانه را تجربه کنیم. بنابراین، نیاز به امنیت داریم تا مسیر فعالیتها را آسان و هموار کند. اختلاف در گرایشهای سیاسی و حب و بغض های شخصی در شرایط فعلی، نوعی بلبشوی سیاسی و فرهنگی را موجب شده، لذا کارها را با مشکلاتی مواجه میکند و گامهای رو به جلو را همراه با ترس و لرز میسازد! دیپلماسی ادبی در این حوزه مهم اکنون با چنین واقعیتی روبهروست و نمیتوان از کنار آن گذشت. اگر بگذریم چشممان را به روی واقعیتها بستهایم و لذا، تبادلات به نتیجه نخواهد رسید. این روزها بسیاری از شاعران افغانستان فریاد و نالههای غریبانه دارند که نشان دادنش از سوی ما لابد بهصلاح نخواهد بود و لابد ما به سراغشان هم نخواهیم رفت! ۲- برداشتن موانع ارتباط فرهنگی ادبی با کشور تاجیکستان از مهمترین کارهایی است که پیش روی دستگاه دیپلماسی فرهنگی قرار دارد. قطع رابطه فرهنگی از سوی کشور همزبان و همفرهنگ با هیچ دلیل عقلی و منطقی و حتی سیاسی سازگار نیست. گویی دو برادر تنی دینی از هم جدا شدهاند و ما روز نزدیکیشان را به زمان سپردهایم! دوری فرهنگی ایران و تاجیکستان دوری دو کشور، دو تاریخ مشترک و دو همزاد است! ۳- ایجاد سازوکار مناسب برای گسترش دیپلماسی ادبی در سطح جهان، لوازم و امکاناتی را میطلبد تا به سرانجامی پایدار بینجامد و نظامی با ثبات باید تا با تغییر و جابجایی مسئولیتها، روز و ساعت ختمش اعلام نشود! ۴- بدیهیترین اقدامی که در اولین قدم در این خصوص بهنظر میآید ایجاد دبیرخانه ثابت به این منظور است. جایی که مجموعه اطلاعات ادبا و شاعران و شخصیتهای متخصص و موسسههای داخل ایران و خارج از کشور در آن ثبت و ضبط شود (ایجاد بانک اطلاعات). عدم تشکیل بانک اطلاعات جامع و آرشیو اسناد، بسیاری از مراکز فرهنگی را در امر سیاستگذاری و برنامهریزی آزار میدهد. ۵- تشکیل کارگروههای تخصصی گام بعدی خواهد بود. کارگروههای تخصصی از آن نظر اهمیت دارد که مانع کار سلیقهای و تک بعدی شدن آن میشود. در این شرایط است که کار ماهیت و شکل ملی به خود میگیرد که به دنبال آن اراده ملی در کار خواهد آمد.