ایران در حالی وارد مذاکره با کشورهای غربی شده که بهدنبال برداشتـــه شدن تحریمهاست. به نظر شما رویکردی که ایران در مذاکرات در پیشگرفته به چه میزان ما را به اهداف خود نزدیک میکند؟
ایران با مطالبات حداکثری وارد مذاکرات شده است. مطالبات کنونی ایران حتی از مطالبات برجام در سال2015 نیز بیشتر ارزیابی میشود. نکته دیگر اینکه در پیشنهادت ایران اشتباهات تکنیکی وجود داشته است. در مذاکراتی در این سطح اگر یکطرف قصد داشته باشد در رویکرد خود تجدیدنظر کند این کار را بهصورت یکجا انجام نمیدهد. این در حالی است که درگذشته شش دور مذاکره بین ایران و کشورهای غربی نیز صورت گرفته است. اگر ایران قصد تجدیدنظر در رویکرد خود را داشت باید آن را بهصورت بندبند و بهصورت مجزا مطرح میکرد. تیم مذاکره با توجه به تخصص و تجربهای که دارند در دور نخست اشتباهات تکنیکی را مرتکب شدند که با واکنش منفی طرف مقابل مواجه شد. پس از بازگشت به تهران و بررسیهایی که انجام دادند تا حدودی متوجه اشتباهات خود در دور نخست شدند. به همین دلیل در دور دوم تا حدودی مواضع گذشته خود را اصلاح کردند اما نمیتوان عنوان کرد از مواضع خود کوتاه آمدند. در دور اخیر مذاکرات مذاکرهکنندگان ایران تا حدودی در طرح مواضع خود تجدیدنظر کردند. با این وجود به نظر نمیرسد مذاکرات با پیشرفت همراه باشد. مذاکرات فعلأ در شرایط تبادلنظر پیش خواهد رفت و به
نظر نمیرسد طرفین رویبند و یا مسألهای توافق کرده باشند. نکته دیگر اینکه ما به پایان سال میلادی نزدیک میشویم و این موضوع میتواند دوباره درمذاکرات وقفه ایجاد کند و احتمالأ ادامه مذاکرات در سال2022 دنبال خواهد شد. این احتمال وجود دارد که وقفهای احتمالی در مذاکرات درروند و نتیجه مذاکرات تأثیر منفی بگذارد.
چرا تیم مذاکرهکننده ایران دچار اشتباه تکنیکی در مذاکرات شد؟
واقعیت این است که تیم مذاکرهکننده فعلی ایران نسبت به تیم قبلی که شش دور مذاکره را پشت سر گذاشت از تسلط و آمادگی لازم برخوردار نبود. یکی از دلایل این اتفاق نداشتن تجربه کافی از سوی تیم مذاکرهکننده جدید است. نکته دیگر اینکه در مذاکراتی در این سطح در ابتدا باید بهصورت شفافی و با گفتوگو یک درک مشترک درباره مسائل شکل بگیرد و سپس این توافقات شفاهی روی کاغذ نوشته و مکتوب شود. تیم قبیل مذاکرهکننده ایران پس از شش دو مذاکره و گفتوگوهای بیواسطه و رودررو بهخوبی با رویکرد طرف مقابل آشنایی داشت و به درک مشترکی از مواضع یکدیگر رسیده بودند. ما باید بپذیریم که تیم مذاکرهکننده کنونی ایران از توانایی و تجربه تیم گذشته برخوردار نیست. نکته مهم دیگر اینکه تیم جدید ناچار است از طریق مترجم مفاهیم خود را بهطرف مقابل انتقال بدهد. این در حالی است که مفاهیم حقوقی که در این مذاکرات وجود دارد بسیار پیچیده است و نیازمند دقت بالایی است.شرایط به شکلی است که تیم مذاکرهکننده ایران حتی در زبان فارسی نیز تسلط لازم روی مفاهیم حقوقی ندارند. به همین دلیل انتقال این مفاهیم از طریق مترجم بهطرف مقابل با اشکالات جدی مواجه خواهد بود. در
مذاکرات مهم نیست که مذاکرهکننده چه میگوید و بلکه آنچه حائز اهمیت است این است که طرف مقابل چه درکی از مواضع و خواستههای طرف ایران پیدا میکند. مذاکرهکنندگان قرار نیست برای خودشان صحبت کنند و بله قرار است درک طرف مقابل را نسبت به خواستههای ایران افزایش بدهند. تیم مذاکرهکننده ایران توانایی مثل قبل را ندارد که خواستههای ما را طوری مطرح کند که در طرف مقابل این آمادگی به وجود بیاید که به این خواستهها پاسخ مثبت بدهد.
چرا آقای باقری از مترجم استفاده میکنند؟ ایشان به زبان انگلیسی مسلط نیستند؟
خیر؛ به دلیل اینکه به زبان انگلیسی مسلط نیستند از مترجم استفاده میکنند. حتی اگر ایشان به زبان انگلیسی نیز مسلط بودند مباحث حقوقی و بهخصوص مباحث مرتبط با خلع سلاح هستهای ازجمله پیچیدهترین زبان حقوق دنیاست. حتی اگر متنهای حقوقی در این زمینه به زبان فارسی نیز نوشته شود کسی که در زمینه حقوقبینالملل تخصص ندارد، نمیتواند بهخوبی این مفاهیم را درک کند. اگر فرض بگیریم چنین متنی بهصورت انگلیسی نوشته شود پیچیدگی آن افزایش پیدا میکند و چنین فردی نمیتواند با تسلط درباره آن موضعگیری کند. نکته دیگر اینکه اغلب مذاکرهکنندگان غربی ازجمله دیپلماتهای باسابقه هستند که درگذشتـــه در سمتهای مختلفی کارکردهاند. ایــن در حالی است که این وضعیت درباره مذاکرهکنندگان ایران وجود ندارد و طرفین از نظر سطح سیاسی و دیپلماتیک در یک سطح قرار ندارند.شرایط آقای ظریف و عراقچی نسبت به تیم مذاکرهکننده فعالی متفاوت بود و آنها از تجربه و تخصص لازم برای مذاکره برخوردار بودند. آقای ظریف و عراقچی بهخوبی با زبان دنیا آشنایی داشتند و درگذشته در مذاکرات مختلف حضور داشتند. این در حالی است که اعضای تیم مذاکرهکننده فعلی ایران فاقد چنین
تجربههایی هستند.تجربه نقش مهمی در دیپلماسی دارد. کسی که وارد مذاکراتی به این حساسی میشود باید درگذشته صدها دیدار دیپلماتیک با مقامات کشورهای مختلف داشته باشد تا بتواند در چنین مذاکراتی با تسلط عمل کند.ما باید بپذیریم که ادبیات دیپلماتیک با ادبیات کوچه و بازار باهم متفاوت است.
در دور هفتم مذاکرات عنوان شد ایران شش دور مذاکرات قبلی را پذیرفته اما در روزهای گذشته برخی از مقامات کشورهای غربی عنوان کردند ایران در دور هشتم پیشنهادهایی را مطرح کرده که در عمل به معنای نفی شش دور مذاکرات گذشته است.آیا درواقع تیم مذاکرهکننده ایران شش دور مذاکره قبلی را پذیرفته است؟
مشکل اصلی همین موضوع است. در شش دور مذاکره قبلی و در مذاکراتی که صورت گرفت طرفین به یک متن مشترک رسیدند که روی اغلب مفاد آن به توافق رسیده بودند.مذاکرهکنندگان فعلی گمان میکنند تیم قبلی مذاکرهکننده ایران میتوانسته امتیازات بیشتر بگیرد که نگرفته است. نکته مهم اینکه متن پیشنهادی تیممذاکرهکننده فعلی ایران به شکلی است که در برجام وجود ندارد. از سوی دیگر به باور مذاکرهکنندگان غربی متن پیشنهادی ایران به شکلی است که در شش دور مذاکرات قبلی تجدیدنظر صورت گرفته است.ازنظر کشورهای خارجی رفتار و اظهارات تیم مذاکرهکننده جدید ایران به معنای این است که ایران به دنبال طرح موضوعات و بحثهای جدید در مذاکرات است.
مهمترین این موضوعات چیست؟ ایران قصد دارد چه بحثهای جدیدی را وارد مذاکرات کند؟
مهمترین موضوعاتی که ایران به دنبال این است که وارد مذاکرات کند نحوه لغو تحریمها و بازگشت ایران به تعهدات برجامی خود است.ایران قصد دارد دستاوردهایی که پس از خروج ترامپ از برجام به دست آورده را حفظ کند و با حفظ این دستاوردها از کشورهای غربی بخواهد که تحریمهای اعمالشده علیه ایران را لغو کنند.این در حالی است که اگر قرار است توافقی صورت بگیرد باید ایران سطح غنیسازیهای خود را به میزانی برساند که در سال2015 رسانده بود و در برجام نسبت به آن متعهد شده است. در چنین شرایطی نیز آمریکا تحریمهای هستهای ایران را لغو خواهد کرد. درنتیجه موضوع برداشته شدن همه تحریمها،گرفتن تضمین و راستی آزمایی که امروز ایران مطرح میکند در برجام سال2015 وجود ندارد و پیشبینینشده است.رویکردی که ایران در این زمینه در پیشگرفته به معنای این است که هم برجام توافق شده در سال2015 را قبول ندارد و هم شش دور مذاکراتی که درگذشته صورت گرفته است.
درحالیکه ایران با مطالبات حداکثری وارد مذاکرات شده اخباری منتشرشده که بایدن قصد دارد تحریمهای ایران را تشـــدید کند. واکنش کشورهای نسبت به مطالبات حداکثری ایران چه خواهد بود؟آیا آنها نیز با رویکرد حداکثری با ایران مواجه خواهند شد؟
بهصورت طبیعی همه کشورهای مذاکرهکننده در ابتدا با مطالبات حداکثری وارد مذاکرات میشوند.موفقیت در مذاکرات به معنای این است که بین مطالبات حداکثری و واقعیتهای حداقلی که وجود دارد یک میانگین ایجاد شود و بهعنوان دستآورد موردقبول طرفین قرار بگیرد. هرچه واقعیتها به مطالبات حداکثری یک کشور نزدیکتر باشد به همان اندازه احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود. وضعیت امروز مذاکرات مانند مواد غذایی است که دست یک آشپز ماهر قرار داشته باشد یا یک آشپزی که از آشپزی چیزی نمیداند. بدون تردید آشپز ماهر از این مواد غذایی یک غذای خوشمزه ایجاد میکند و در مقابل کسی که از آشپزی درکی ندارد نمیتواند غذای قابل قبولی دست کند. در اینجا مواد غذایی یکی است و این هنر آشپز است که تعیینکننده است. یکی از این مواد غذایی یک غذای خوشمزه درست میکند و دیگری نمیتواند چنین کاری را انجام بدهد. در مذاکرات نیز این هنر دیپلمات است که مطالبات کشور را به چه صورتی مطرح کند که منافع حداکثری مردم ایران به دست بیاید.اگر مذاکرهکنندگان ایران قصد دارند با مطالبات حداکثری وارد مذاکرات شوند تا در نهایت به یک نقطه تعادل دست پیدا کنند رویکرد مناسبی است. اما در
این زمینه نیز باید استراتژی وجود داشته باشد. تنها به داشتن استراتژی میتوان به این نقطه تعادل دست پیدا کرد. آنچه در واقعیت رخ میدهد این است که در طول مذاکرات ایران و آمریکا به مطالبات حداکثری خود دست پیدا نخواهند کرد. ما باید مذاکرات را به شکلی مدیریت کنیم که آن چیزی که مطلوب ماست را به دست بیاوریم و کمتر از حداقل، خط قرمز ما باشد. هنر مذاکرهکنندگان ایرانی این باشد که به نقطه تعادلی دست پیدا کنند که در راستای منافع ملی باشد. در چنین شرایطی اگرمذاکرهکننده از تجربه کافی برخوردار نباشد این احتمال وجود دارد که یا مذاکرات به شکست منجر شود و یا اینکه مطالبات حداقلی ایران نیز از دست برود.
با توجه به شرایط شکلگرفته در مذاکرات به چه میزان احتمال موفقیت مذاکرات در کوتاهمدت وجود دارد؟برخــی معتقــدند احتمال موفقیت وجود دارد اما نه در کوتاهمدت. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
برای موفقیت مذاکرات دو مشکل وجود دارد.نخست اینکه بازگشت به برجام سال2015 به معنای این است که ما به دنبال توافقی هستیم که تنها18 ماه دیگر دوام دارد و عمر آن در سال2023 به پایان میرسد. به همین دلیل اگر توافقی نیز صورت بگیرد موقت به شمار میرود.اگر این دوره زمانی نیز طی شود این احتمال وجود دارد که هیچ توافقی حاصل نشود. نکته حائز اهمیت این است که شرایط اقتصادی ایران به سرنوشت برجام گرهخورده است. این در حالی است که این وضعیت برای کشورهای غربی و آمریکا وجود ندارد.دست مذاکرهکننده ایران در چنین شرایطی بازنیست. نگرانی و ادعا بیمورد طرف مقابل این است که ایران به سمت ساخت بمب اتمی حرکت نکند و به نقطه گریز نرسد. نگرانی طرف مقابل به شکلی نیست که بهصورت مستقیم روی وضعیت زندگی مردم و روابط خارجی آنها تأثیر بگذارد. دوم اینکه اگر مذاکرات ادامه پیدا کند و تا سال2023 ادامه پیدا کند عملأ عمر برجام به پایان میرسد و موضوع مذاکرات جدید مطرح خواهد شد. درنتیجه به سود ایران است که حتی اگر به دنبال مطالبات حداکثری خود است فعلأ به یک توافق موقت با طرف مقابل دست پیدا کند تا بتواند وضعیت داخلی و سیاست خارجی را مدیریت کند و پس
از مدتی بهدنبال خواستههای دیگر باشد. برجام بین بودن و نبودن قرارگرفته و این ایران است که باید درباره آن تصمیم بگیرد. اسرائیل و کشورهای عربی به دنبال این هستند این زمان گرفته شود. این درحالی است که اگر ترامپ و بایدن دوباره در انتخابات ریاست جمهوری مقابل هم قرار بگیرند دیگر نمیتوان شانس پیروزی مجدد برای بایدن در نظر گرفت.