بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۸۳۵

من خودم در دانشگاه کمربند ایمنی خوانده‌ام

من خودم در دانشگاه کمربند ایمنی خوانده‌ام
محمدامین پورحسینقلی ظنزنویس
با اجباری شدن نصب کمربند روی اتومبیل‌ها، گروهی از ضدکمربندها به صورت خودجوش تجمع کردند. آنها در حالی‌که تنبان‌های خود را به جای کمربند، با کش بسته بودند نسبت به اجباری شدن کمربند اعتراض داشتند. ضدکمربندها عموما حامیان چیزهای سنتی بودند. گرچه اینبار سنتی صنعتی را قاطی زده بودند و یک چایی نبات هم روش (که چنان توپ بود که ملت ساقی‌اش را زنده می‌خواهند). آنها به چهار گروه تقسیم می‌شدند؛ گروه اول یا ارگانیک‌پسندها: فقط با اسب و استر آمد و شد می‌کرد و طبیعتا کمربند ‌لازم نبودند. گروه دوم سوار ماشین می‌شدند اما به کمربند اعتماد نداشتند و منتظر بودند بقیه حداقل بیست سال از کمربند استفاده کنند و اگر کسی نمرد، آنها هم ببندند. گروه سوم می‌گفتند کمربند یک توطئه جهانی است که تحقیقات دانشمندان (احتمالا دانشمندان ژاپنی که از نبستن کمربند ما هم برق تولید می‌کنند) نشان می‌دهد همه‌ کسانی که کمربند می‌بندند از طریق میکروچیپ جاسازی شده در الیاف کمربندها به دوربین‌های کنترل سرعت و سپس به سامانه‌ای مخفی در زیر اقیانوس اطلس متصل می‌شوند. بعد از دو سال عقیم می‌شوند. بعد از سه سال کچل می‌شوند و بعد از چهار سال به زمین گرم خورده و سقط می‌شوند. گروه چهارمی هم بودند که چون نمی‌توانستند با کمربند پشت فرمان آهنگ پلی کنند، کمربند نمی‌بستند. یکی از لیدرهای ضدکمربند با اشاره به اینکه خودش در دانشگاه رشته‌ کمربند ایمنی خوانده گفت: من کمربند نمی‌بندم و دوبار هم با چشم بسته از خیابان رد شدم و هیچ ماشینی با من تصادف نکرد! یکی دیگر از ضدکمربندها با انتشار تصاویر یک خودروی وطنی (پیکان نه، اون یکی!) که زیر تریلی رفته بود گفت: راننده کمربند داشت ولی باز هم تصادف کرد و مُرد! نه به مقررات راهنمایی و رانندگی! با این حال کمربندهای ایمنی به وفور از خارج وارد می‌شد و بیشتر مردم از بستن آن استقبال می‌کردند. چند شرکت دانش‌بنیان نیز با دریافت بودجه‌های مختصر (در حد چرک کف دست) مشغول تحقیق برای اختراع مجدد کمربند ایمنی شدند. یکی از این شرکت‌ها که قبلا توانسته بود با دریافت مقدار دیگری چرک کف دست، خط‌کشی عابر‌پیاده را مجددا اختراع و روی آسفالت نصب کند، با تلاش شبانه‌روزی یک کمربند صددرصد داخلی عرضه کرد. رئیس ستاد بحران کمربند در مراسم رونمایی از این کمربند داخلی، وعده داد فقط تا دو ماه دیگر ما به قطب تولید کمربند ایمنی در منطقه و شاید جهان تبدیل می‌شویم. او درحالی‌که سگک کمربند مورد نظر را به سختی به قفل سمت شاگرد وصل می‌کرد، با غرور گفت: ما می‌توانیم! گرچه کمربند مزبور اصلا به تولید نرسید و شرکت نیز برای برنامه‌ریزی جهت توقف خط اکتشاف کمربند، مجددا درخواست بودجه کرد. اندک اندک بازار کمربند ایمنی با واردات و نیز تولیدات داخل اشباع شد و حتی کمربندهای ممنوعه (که بعدا مثل ویدئو و نوار کاست، مجاز اعلام شد) به بازار آمد که مردم آنها را زیر لباس می‌بستند تا کسی متوجه نشود! دیگر کسی درباره‌ کمربند اعتراضی نداشت. چون حالا اعتراض‌ها به ایربگ راننده معطوف شده بود. ضدایربگ‌ها معتقد بودند همین دنبه‌ شکم‌مان به صورت کاملا سنتی کار ایربگ را انجام می‌دهد؛ پس نه به ایربگ‌های کشنده!
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی