بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۷۷۰

انسانیت و ایدئولوژی

انسانیت و ایدئولوژی
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر
با توجه به انبوه و انواع چالش‌هایی که زیست شهروندان را دشوار کرده است پر بیراه نیست اگر گفته شود، «انسانیت در جامعه آسیب دیده است». مدیریت کلان سیاسی در قالب انواع نهادها، کارگزاران و صاحب منصبان مسئول مستقیم صیانت از انسانیت به عنوان یک پدیده اجتماعی برآمده از خرد جمعی می‌باشد. از این رو، ناکارآمدی سیاست ورزان در انجام وظیفه، یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های تضعیف و آسیب به انسانیت می‌باشد. ادامه عملکرد مخرب بی‌شک «مدنیت را دچار بحران جدی می‌کند». صاحب منصبان و سیاست ورزانی که مخالف «جدی بودن تضعیف انسانیت» هستند، به پدیده‌هایی چون خرید و فروش نوزاد، تضعیف بی‌سابقه نهاد خانواده، فروش اعضای بدن به‌خاطر دشواری‌های مالی، جوانانی که برای بقا، روزی حلال را در سطل‌های زباله جست‌وجو می‌کنند، کولبری، سوخت بری، خیابان خوابی، انبوهی از خانواده‌های بدون درآمد، جلای وطن جوانان تحصیلکرده و میهن دوست و... را در نظر بگیرند. اینکه سیاست‌ورزان میهن‌دوست باید دست از منافع جناحی دست بکشند و پیرامون کارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر تنها هدف واقع‌بینانه یعنی منافع ملی، اجماع و همکاری کنند، یک الزام ملی است. عملکرد جناحی تنها حاکی از عدم درک وخامت اوضاع کشور یا پیگیری اهداف غیر ملی است. یکی از چالش‌های جدی عرصه سیاسی، باور مندی برخی اذهان به برخی «ایدئولوژی‌های غیرکاربردی» و فاقد درک کاربردی از چیستی انسان است، که یکی از بنیادی‌ترین عوامل تخریب مدنیت و در نتیجه انسانیت هستند. تبیینی کلی و مختصر پیرامون چیستی و کارکرد مفهوم «ایدئولوژی و انسان» ارائه می‌شود. ایدئولوژی؟ ایدئولوژی به بیانی کلی و کاربردی، «یک ساختار فکری» است. اینکه کارکرد و هدف این ساختار فکری؛ تبیین و قابل درک کردن چیستی، چرایی و اهداف انسان، جامعه و طبیعت است. «بنیادی‌ترین هدف یک ایدئولوژی واقع‌گرایانه، تولید انواع راهکارها، اندیشه‌ها، طرح‌ها و... کاربردی، به منظور ایجاد زیستی امن، آرم و با رفاه نسبی برای انسان‌هاست». ایدئولوژی‌ها برآیند مستقیم سطح و عمق دانش موجود در یک جامعه یا مقطع تاریخی هستند. درجوامع قبل از عصر روشنگری معمولا ایدئولوژی‌ها برآمده یا تولید اذهان رویا پرداز و... بوده‌اند، اما بعد از توسعه علوم در عرصه‌های گوناگون به ویژه علوم انسانی و علوم اجتماعی در عصر روشنگری، دیگر تولید ایدئولوژی‌های غیرکاربردی امکان‌پذیر نبود. به عبارتی، «عصر روشنگری که به تعبیری بستر تولد خرد جمعی در جوامع تلقی می‌شود، پایان ایدئولوژی‌های غیرکاربردی بود». در جهان خرد بنیاد معاصر «ایدئولوژی‌های غیر کاربردی تنها ابزاری در دستان کشورهای توسعه یافته بود». به دلایل بی‌شمار، دیگر نمی‌توان برای این ایده که «ذهن انسانی» با عالم ماورا ارتباط دارد، خریداری پیدا کرد. چراکه پژوهشگران علوم روانشناسی، جامعه شناسی، اخترشناسی، ریاضیات، فیزیک، شیمی و... به شکلی «کاربردی و قابل فهم برای عموم»؛ ذهن انسان، جهان مادی، چیستی و کارکرد جوامع و... را تبیین و قابل فهم کرده‌اند. به عبارتی در جهان خرد بنیاد معاصر برخلاف قرون پیشین که علوم و خرد موجود در جوامع به سطح امروزی وجود نداشت، این امکان وجود داشت که برخی پدیده‌های ذهنی و مادی را بر اساس برخی تبیین‌های خاص توضیح دهند. در جهان خرد بنیاد معاصر «ایدئولوژی باید قابل فهم، ملموس و دارای اهداف قابل سنجش همگانی» باشد. ایدئولوژی که منجر به فقر و...شود، غیرکاربردی است. ایدئولوژی(سیاسی) به عنوان «یک سیستم یا ساختار فکری» برآیند تعامل فرد با محیط زیست ملموس، قابل ارزیابی، قابل فهم می‌باشد. اگر استدلال فوق منطقی تلقی شود، آنگاه می‌توان ادعا کرد که «ایدئولوژی تنها یک نقشه یا برنامه کلان مبتنی بر سطح و عمق فهم جهان پیرامون، به منظور صیانت، آرامش و سلامت انسان‌ها می‌باشد»، چراکه در جهان خرد بنیاد معاصر و با توجه تبیین انواع پدیده‌ها در جهان قابل فهم، توسط علوم گوناگون، ایدئولوژیی‌ای که حول صیانت، آرامش و سلامت انسان نباشد، تنها حاکی از اذهان غیر موثر است. بی‌تردید یکی از بنیادی‌ترین بسترهای عدم توسعه‌یافتگی برخی جوامع، بعضی«ایدئولوژی های سیاسی با مبانی مبهم و غیرکاربردی» است.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی