اساسا نحوه فعلی مذاکرات از سوی ایران و ارائه پنج درخواست میتواند گره گشای روند مذاکرات باشد؟
مشخصا قبل از ورود به هر مذاکره و رایزنی، طرفین نيازمند بررسی نحوه و شيوه ورود به آن مذاكره هستند. به ويژه مذاكرات پيچيده هستهاي كه هم چندجانبه و هم چند موضوعي و هم هر يک از طرفهاي مذاكره بنا بر مصالح ملي خود از يك طرف، هدف و تمايل متفاوت دارند و از طرف ديگر نسبت به منع اشاعه هستهاي تعهد مشترک دارند و مراقبند تا ايران از كنترل استراتژيك كه جنبه فني آن را سازمان بين المللي انرژي هستهاي نظارت دارد خارج نشود. به نظر میرسد حتما تيم هستهاي و شوراي عالي امنيت ملي بر اين ملزومات و اطلاعات اشراف دارند ليكن اينكه تا چه اندازه برآورد صحيح اطلاعاتي و تحليلي از تفاهم پنهان جناح غربي طرف مذاكره و شگردها و تئوری بازي آنان دارند مهم است. بهطور مثال رفتار و شگرد فرانسه با تيم كنوني مشابه همان شگرد و رفتار مذاكرات با تیم قبل در ژنو يک و دو است. مسالهای که مهم است این مورد بوده که آيا حافظه اطلاعاتي رفتار فرانسه در ژنو يك و دو در از سرگيري مذاكرات تيم كنوني دقيقا مطالعه شده و نحوه عمل با دوگانگي رفتار فرانسه حتي با آمريكا بررسي شده است؟ بقيه اعضا نيز رفتاري كم و بيش مشابه در جهت مهار ايران با كمترين دستاورد براي
ايران را دارند چون ايران ضعيف و تحت كنترل استراتژيک هدف آنان است. به همين دليل طرح چند موضوع و درخواست در مذاكرات اشكالي ندارد زيرا تیم های تخصصي هر موضوع برای چگونه توافقي با آن موضوع ماموريت دارند ليكن ابعاد ديگر نحوه مذاكرات يعني شگرد و آرايش و راهبردهاي جناحهاي مذاكره كننده مهم است كه در صورتي كه از اطلاعات، حافظه انباشته و سابقه مذاكرات و برآورد صحيح از شگردها و عمليات رواني هر يک از اعضا استفاده بجا نشود مذاكره به نتيجه َنمیرسد. در عين حال گاهي هم به نتيجه نرسيدن مطلوبتر از نتيجه بد در مذاكرات است. از نوعی که آينده كشور را در بن بست قرار دادند نظير تعهدات ١٥و ٢٥ساله در برجام. هرچند ماورا متهم به وقت كشي كنند نبايد آينده كشور را به اين مذاكرات گره بزنيم زيرا اكنون كه شاهديم گره خوردن حال كشور به مذاكرات چه زياني دارد. بايد مراقب باشيم هم از تعهداتي كه تاكنون دادهايم و طرف مقابل تخطي كرده بهره ببريم و هم دست و بال خود را براي آينده نبنديم زيرا فشار، تهديد، كنترل استراتژيک بر ما ادامه دارد مگر اينكه زمين و شيوه عمل بازي هستهاي را تغيير دهيم كه يک استراتژي متفاوت است و قابل مطالعه.
گفت و گوی ایران با امارات و عربستان در راستای حل و فصل اختلافات منطقهای ذیل برجام تعریف میشود؟
در شرايط كنوني هر گفت و گو با هر كشور به ويژه آن سوي خليج فارس و خاورميانه به مذاكرات هستهاي ارتباط مستقيم دارد زيرا اعراب و اسرائيل همان قدر دنبال ايران ضعيف و كنترل استراتژيک ما هستند كه اروپا و آمريكا و هيچ يک از همسايگان ما تمايل به رقيب قدرتمندي نظير ايران ندارند. بنا بر اين هر يک نقشي دارند كه قطعه يک پازل امنيتي هستند تا ايرانی که برای منطقه خاورميانه ترسيم شده بشويم و نه ايرانی كه در چشم انداز اول قدرت منطقه ترسيم كردهايم. مگر آنكه نشان دهيم كه به دنبال تعامل هستيم و براي امنيت سازي و همكاري در خاورميانه همانقدر جدي هستيم كه در آسياي مركزي و قفقاز و آسيای جنوبی و شانگهاي. كه انتظار انسان است. البته تحفظات زيادي در اين انتظار و قبول آن وجود دارد. مشخصا مساله ایران و منطقه نیز پیچیدگیهای خاص خود را دارد و باید همراستا با برجام و اختلافات بین المللی حل و فصل شود. به عنوان كسي كه از دهه هفتاد و دوران سخنگويي در جريان بحران هستهاي بوده و از سال ١٣٨٣ تا ١٣٨٧در كميسيون امنيت ملي مسئول پرونده هستهای بودهام و حتي با سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا براي ممانعت از انتقال پرونده هستهاي از وين
به نيويورک در بروكسل ديدار داشتم و اخبار و روند مذاكرات هستهاي و توافق برجام را نيز دنبال كردهام، بر اين عقيدهام چون راهبرد طرفين مذاكره با ايران به ويژه ایالات متحده آمريكا، انگليس و فرانسه نفع حداكثري و نفوذ بيشتر بر كشورهاي كوچک ثروتمند خليج فارس، يكپارچه سازي امنيتي جنوب و شرق مديترانه تا اسرائيل است، تمايلي براي پاسخ به خواست ما ندارند. بنابراین ايران ضعيف و ضعيفتر را ترجيح ميدهند تا جايي كه به تغيير رفتار ايران و رضايت و اطمينان نسبي در خاورميانه و اروپا برای آمريكا حاصل شود. به همين دليل سیاست تبليغي آمریکا اعلام آمادگی براي مذاكرات اما با راهبرد حداکثر سختگیری و استفاده از عملیات روانی و تهدید اسرائیل هست تا مذاکرات يا به منزله پتكي بر ميخ برجام باشد يا بينتیجه و ميداند كه اين روش با منطق و خواست ایران و روحیه و ماموریت تیم مذاکره کننده سازگاری ندارد. در چنين وضعيتي، عوامل تاثیرگذار دیگری لازم است پشتوانه تیم مذاکره کننده ما باشد تا برای آنان موازنه قدرت چانه زنی در مذاکرات ایجاد کند و طرف مقابل را متقاعد کند که برای توفیق در مذاکرات، انجام توافق از سقف پیش بینی شده به بالا لازم است و نه
از کف به بالا تا طرف مقابل متوجه شود که اگر در مذاکرات کنونی غرامت خروج از برجام را جبران نکند و با تیم ما به نتیجه نرسد و تیم ما را از ادامه مذاکرات مأیوس کند، ناچار به هزینه بیشتر با دستاورد کمتر در آینده نزدیک خواهد شد. این مواردی است که باید مدنظر قرار گیرد و مشخصا نقشی تعیین کننده در مذاکرات جاری در وین دارد.
این فرضیه که روسیه در سالهای اخیر ایران را تبدیل به اهرم فشار کرده و از ایران علیه غرب استفاده کرده است، صحت دارد؟
اين سوال را از پرزيدنت پوتين هم بپرسيد، صادقانه خواهد گفت بله. او قطعا پاسخ میدهد اگر جز اين بوده و از اين فرصت استفاده نكرده باشم، بايد به تدبير من براي روسيهاي قوي ساختن شک كنید. مشخصا چنین اقدامی را روسیه در برهههای مختلف زمانی انجام داده است و از ایران به عنوان برگ برنده خود علیه غرب استفاده کرده است. ايران اين فضاي ژئوپليتيک و فرصت اقتدار بيشتر را در اختيار روسيه قرار داده تا بتواند از روسيه هم پيمان بسازد و در اين هم پيماني با مباني متفاوت تا اندازهاي موفق بودهايم اما تا این مقوله تا جایی دوام دارد كه هم رفتارهاي متناقض روسيه را تحمل كنيم. تا زماني كه امتيازهای ژئوپليتيک ايران بيشتر از اروپا و آمريكا به نفع روسيه باشد شاید این روند ادامه داشته باشد. در قبال روسیه باید هوشیار بود زیرا هر کشوری در وهله اول به دنبال منافع خودش است و هیچ کشوری منافع خود را فدای ایران نمیکند.
غربیها بهصورت مکرر عنوان میکنند که فرصتی برای مذاکره نیست و ایران هرچه سریعتر باید از خود انعطاف در مذاکره نشان دهد. با این وجود اساسا تا چه زمانی فرصت برای احیای برجام وجود دارد؟
در ابتدا باید خطاب به غربیها گفت که البته برجام آنقدرها هم متضمن منافع ما نبوده است، زیرا آنها نتوانستند به تعهدات خود عمل کنند كه امروز نگران احياي آن باشيم. از طرفي برجام را از زمان خروج ترامپ، ما يک طرفه حفظ كردهايم. چند درصد غني سازي آن هم در شرايطي كه آژانس نظارت دارد به معناي لغو برجام از طرف ما و واكنش به اقدام آمريكا نبوده بلكه هشداري به همه طرفهاي مذاكره و شوراي امنيت صادر كننده قطعنامه ٢٢٣٣ بوده يا آمريكای بايدن که بعد از ٤ سال از خروج ترامپ، میخواهد تعهد و توافق خود را اجرا كند يا اگر قرار باشد تحريم و تهديد و فشار ادامه يابد، دليلي ندارد ايران يک طرفه خود را مقيد به ماندن در وضعيت بلاتكليفي بداند. هر كشور ديگري جاي ايران بود حدود 4 سال خویشتنداري نميكرد بنابراين از نظر من طرف مقابل همين وضعيت را ترجيح ميدهد چون ايران را شير درندهاي در خاورميانه تبليغ كرده كه اگر تحت تهديد و فشار و تحريم و كنترل استراتژیک آمريكا نباشد اولين قربانی آن اسرائيل است و بعد سایر کشورهای عربی منطقه. در سايه اين راهبرد همه آنان كه از شير ميترسند، هزينه ميكنند تا در قلمرو خود با فرزندانش حبس شود و جيره آن هر
روز كمتر و نحيفتر گردد. كاري كه دارند با ايران ميكنند و همه كشورهاي پيرامون ما خشنودند. آنها پس از سالها به این نتیجه رسیدهاند که فقط از طریق اقتصادی میتوان به ایران ضربه زد و این راه را نیز در پیش گرفتهاند. اگرچه ظاهر فرضيه ایران هراسی آنان درست باشد براي ما بحرانساز بوده و خواهد بود و براي آنان درآمد زا و امنيت خاطر بوده و خواهد بود به شکلی که شاهد هستیم میلیاردها دلار از این طریق سلاح فروخته و اقتصاد خود را نجات دادهاند اما اين بدان معنا نيست كه ما قلمرو خود را با تدبير و حتي با ريسک هم كه شده گسترش ندهيم زيرا راهبرد مقابله با اين سياست مزدورانه ضد بشري، جهش و غرش شير گونه و گريز از حلقهاي است كه هيچ كار هم نكنيم هر روز تنگتر ميشود. امروز خواست همه طرفها متضمن احياي برجام است و نه فقط ايران. ايران نشان داده است که تاكنون يک طرفه برجام را رعايت كرده و از قطعنامه شوراي امنيت تخطي نكرده اگرچه حق داشته عمل مقابل به مثل انجام دهد. بنابراین این طرفهای مقابل هستند که ممکن است زمان را از دست دهند. تیم مذاکره کننده ایرانی نیز هرگاه به این نتیجه رسیدند که بیشترین امتیاز را دریافت کردهاند باید به
سمت توافقی پایدار گام بردارند. فضا به گونهای است که بعید به نظر میرسد طرفهای غربی به این سرعت میز مذاکرات را ترک کنند. امروز اگر طرفهای غربی از ایران میخواهند که در راستای احیای برجام از خود نرمش نشان داده و از مواضع خود کوتاه بیاید، آنها خود نیز باید این اقدام را انجام دهند. برجام نیازمند نرمش و خویشتن داری همه طرفهاست تا به احیا نزدیک شود و از این وضعیت کماگونه خارج شود. اراده سیاسی عملیاتی مشخصا آن چیزی است که میتواند محرک گفت و گوهای سیاسی در این عرصه باشد.