ریزگردها و آثار مخرب زیست محیطی نیز دامنگیر ایران شود. واگذاری منابع کشور به افراد درون ساختار قدرت موجب تخریب محیط زیست شده و آب بسیاری را برای استحصال منابع مصرف کرده که آن نیز ناشی از سیاستهای به اصطلاح خصوصیسازی است که معادن کشور را در اختیار دوستان و آشنایان قرار میدهد تا آنها هر اقدامی که خواستند، برای استحصال معادن از منابع آبی داشته باشند. احداث کارخانههای فولادی و پتروشیمی در مناطق خشک و کویری کشور از دلایل اتلاف منابع طبیعی و منابع مالی کشور است که امروز باعث شده جامعه ما در این بحران دست و پا بزند و اسیر آن باشد. برای نمونه در خراسان رضوی در شعاع 100 کیلومتری 7 کارخانه فولاد وجود دارد که با ظرفیت 15 یا 20 درصد خود فعالیت میکنند. یا در شهر یزد شاهد رشد بیسابقه صنایع سرامیک و فولاد هستیم. شاهد بودیم که در دورههای مختلف ریاستجمهوری که روسایجمهور از آن مناطق آمدند صنایع آب و برق در آنها ایجاد شده در حالی که منابع ارزی و ریالی آن باید صرف استقرار این صنایع در مناطق حاشیه خلیج فارس میشد. در اسفند سال 96 انتقال آب از دریای عمان به صنایع مرکزی ایران تصویب شد که یک فاجعه است و از آن بهعنوان
موفقیت صنعتی یاد شد در حالی که صنایع فولادی باید به حاشیه خلیج فارس منتقل شود. هزینه کشور صرف لولهکشی برای انتقال آب به کویر ایران میشود به طوری که به ازای هر متر مکعب 2 دلار هزینه و نیاز به انرژی و برق دارد در حالی که اصلیترین مسئله این مناطق، آب شرب آنهاست. در سال 97 مقدار زیادی از محصولات کشاورزی ما به کشورهایی مانند عراق و پاکستان قاچاق شد در همین سال 750 هزار تن پیاز و سیبزمینی که بسیار آببر هستند به همسایگان صادر کردهایم. علاوه بر این 110 هزار میلیارد تومان یارانه حمل و نقل کشور دراین سال بود که قطعا بخشی از آن در محصولات صادر شده بوده است.