معیشت مردم ایران خواه ناخواه به مذاکرات گره خورده است، زمانی که نتوانیم کالا از خارج بخریم و نفت صادر کنیم طبیعتاً بر روی اقتصاد تاثیر منفی دارد و تورم ایجاد میکند. از تورم بدتر اثر روانی است، بخشی از اقتصاد ما که به تحریمها مرتبط نیست، همین که مذاکرات نتیجه ندهد تاثیر روانی منفی در پی دارد. مذاکرات برجامی ایران و 1+4 در هفته گذشته که هر کدام از طرفین بر سر موضع خودشان ایستادند بلافاصله نرخ برابری دلار در برابر ریال از 27 هزار تومان به 30 هزار تومان افزایش پیدا کرد. طبیعتا افزایش نرخ دلار بر قیمت سایر کالاها تاثیر و به اصطلاح اثر تورمی دارد. هیچ اتفاقی رخ نداده ولی همین که اعلام میشود مذاکرات به شکست انجامیده است دلار بالا رفت و اگر دورهای بعدی مذاکرات به شکست بینجامد و به جایی نرسد قطعا اقتصاد کشور با مشکلات بزرگی مواجه میشود. آقای رئیسی در گفتوگوی تلویزیونی اخیرخودشان گفتند که تورم مهار شده و اقتصاد و آینده خوبی را پیش بینی میکنیم. الان در دو، سه هفته اخیر تمام کالاهای پایهای افزایش قیمت داشتهاست، چرا؟ برای این که بحث مذاکرات معلق است و آینده روشن نیست دقیقا چه اتفاقی رخ خواهد داد و مردم از نظر روانی آرامش ندارند و سرمایه و نقدینگی خود را به سکه و دلار تبدیل میکنند که در بازار اثر تورمی دارد. همه اینها به خاطر این است که آینده اقتصاد ما مبهم است. دولت محترم با هر تدبیری که میداند باید کاری کند این مذاکرات به نتیجه مطلوب برسد. اصل در مذاکرات بده و بستان است. مذاکرات یعنی تفاهم، گفتوگو و داد و ستد در عرصه سیاست اما باید به گونهای مذاکره کرد که عزت و احترام ایران زیر سوال نرود. اگر مذاکرات به شکست بینجامد و تحریمها تشدید شود و خدایی نکرده پرونده دوباره به شورای امنیت برود و ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار بگیرد آن وقت عزت و احترام ایرانی ملکوک خواهد شد. اگر نفت را نتوانید به قیمت بازار بفروشید، باید امتیاز بدهید تا نفت را بخرند و گاه مجبورید کالا در مقابل نفت دریافت کنید و هر کالایی که بخواهند در مقابل نفت به شما بدهند، این فایدهای ندارد. ممکن است خیلی از کشورها بیایند و نفت شما را بخرند و در مقابل برنج، گندم و دانههای روغنی بدهند و آنهم به هر قیمتی که خودشان بخواهند و نفت را هم به هر قیمتی که خودشان بخواهند، میخرند، این تحریمها ضررها دارد. دولت تلاش کند تا به هر طریق ممکن گفتوگو کند. اگر مذاکره با آمریکا به صورت مستقیم صورت بگیرد، بهتر است. به هر حال به جای این که طرف اصلی را در اتاق دیگری بنشاند و از طریق دیگری پیام برساند، این مذاکره نیست و فایده لازم را هم ندارد. اگر مذاکره مستقیم انجام شود و موضع ایران روشن و شفاف بیان شود و اصل بر این باشد که مشکلات مردم را حل کنند و تحریمها، دولت موفق میشود. وگرنه اگر بخواهند با این وضعی که الان هست و با این تورم و تحریمها بر این باورم که دولت در حد انتظار موفق نمیشود، برای اینکه اقتصاد ما از منظر واقعی و روانی به تحریمهایی که وجود دارد، گره خورده است. آقای رئیسی میخواهد مشکل را حل کند ولی در کشور ما همیشه دولت صاحب اختیار تام نبوده است، یک گروههای رادیکالی هستند که فشارهای زیادی وارد میکنند، همانطور که در آمریکا وجود دارد، در ایران هم وجود دارد. اگر دولت خودش باشد چون واقعیت جامعه را بیشتر مشاهده میکند، میخواهد مشکل را حل بکند ولی متاسفانه گروهی که بقای خود و اقتصادشان را در تحریمها میبینند ممکن است فشار بیاورند و موضع دولت را بهگونهای دیگر رقم بزنند.