در این چند دهه، در اصفهان صنایع فلزی آببَر توسعه داده شده است و کشاورزی ۱۷۰ درصد رشد کرده است؛ در چهارمحال و بختیاری، کشاورزی و باغکاری ۶۰۰ درصد رشد کرده است؛ در اصفهان شش هزار هکتار برنجکاری میشود؛ در خوزستان با بیش از سه تا پنج برابر بودن تبخیر آب نسبت به استانهای شمالی، دستکم صد هزار هکتار برنجکاری میشود (این رقم در سال ۹۸ به بالای ۲۰۰ هزار هکتار هم رسید)، همچنین سه میلیارد مترمکعب آب برای تولید نیشکر مصرف میشود؛ در یزدِ کویری با توسعه بیرویه کشاورزی، صادرات آب مجازی داریم؛ و در همه این استانها هنوز هم شاهد گسترش این گونه فعالیتهای آببَر هستیم. و البته همه این خطاهایی که مردم کردهاند نیز به سیاستهای نادرست دولتهای مختلف باز میگردد. به گمانم وقت آن است که حکومت بپذیرد که لاپوشانی کردن بحرانها دیگر جواب نمیدهد. حکومت باید این فرصت تاریخی را از دست ندهد و راه گفتگوی «آشکار»، «بی پرده»، «جدی» و «عقلانی» را برای جامعه بگشاید. گفتگو بین نمایندگان جوامع محلی با حکومت، و گفتوگو بین نهادهای مدنی و نخبگان منتخب مردم استانهای مختلف با یکدیگر. تا حکومت به خطاهای گذشته خودش صادقانه اعتراف نکند و تا مردم این استانها از خطاهای خودشان در مصرف آب شرب و کشاورزی و صنعتی آگاه نشوند، هیچ گفتوگوی جدی شکل نمیگیرد. بدون آگاهی از واقعیت، همهطرفها، خود را محق میدانند و دیگران را مقصر. وقتی در استانهایی که شاهد بحران آب هستیم، هنوز مغازهها جرأت میکنند پیادهروها را با آب لولهکشی شهری بشویند و هنوز شهرداریها جرأت میکنند چمن بکارند و هنوز کارخانهها جرأت میکنند با آب شهری بدون بازچرخانی فعالیت کنند، نشانه این است که هنوز کسی بحران آب را باور ندارد. به گمانم تجربه راهاندازی گفتوگوهای شفاف و جدی با مردم شرق اصفهان میتواند آزمون مهمی برای توانایی حکومت در حلوفصل بحرانهای آینده باشد. چرا هنوز صدا و سیمای استانی یا سیمای ملی اجازه نداده است تا نمایندگان مدنی این کشاورزان حرفهای خود را با همه مردم ایران مطرح کنند؟ البته گفتوگو همیشه دو یا چند طرف دارد. نخبگان مردمی همه استانها و نیز کارشناسان مستقل و سیاستگذاران ملی و استانی، همه حق دارند که ادعاها و سخنان خود را به گوش جامعه ایران برسانند. آگاهی دقیق از واقعیت، همه ما را محافظهکارتر و گشودهتر خواهد کرد. اما در گام اول، همه ما بهتر است برای تمرین حکمرانی مشارکتی در دنیای مدرن، درسهای خود را از اول بخوانیم. لطفا تصمیم بگیریم همهمان دست از خود داناگری و خود مُحِق پنداری برداریم و درس تعامل مدنی را از «بابا آب داد» شروع کنیم. به نظرم همه باید برای گفتوگو بر سر آب، اول مساله را دقیق بشناسیم و با صبوری و گشادگی سینه، سخنان همه طرفها را بدون عصبانیت و پرخاشگری بشنویم. این کاری است که به سرعت باید شروع و تمرین کنیم. حجم اطلاعاتی که در فضای مجازی درباره آب میچرخد بسیار زیاد و بخش بزرگی از آنها یا یکسونگرانه یا غلط است و فقط به عصبیت و پرخاشگری بیشتر مردم استانهای همجوار میانجامد. همه نخبگان حوزه آب موظفند دست به روشنگری در این حوزه بزنند.