یک کارشناس ارشد مسائل بین الملل، در خصوص ارزیابی هفتمین دور مذاکرات وین که در روز جمعه به پایان رسید، اظهار داشت: ایران ورود بسیار هوشمندانه و معناداری به صحنه مذاکرات داشت. ترکیب تیم مذاکرهکننده، تعداد اعضای هیات ایرانی و همچنین وزن کارشناسی آن مجموعا حاوی این پیام بود که «ایران برای حل مسئله به میدان آمده» و در این راه نیز آماده و مصمم است. رضا نصری گفت: علاوه بر این، هیأت ایرانی با یک بسته پیشنهادی بر سر میز آمد و در عمل بدون فوت وقت وارد متن ماجرا شد. ضمن اینکه مواضعی که آقای باقری کنی در مصاحبهها و نشستهای خود بیان داشت برخلاف گمانهزنیها مواضع عملگرایانه، حقوقی و متوازنی بود. در مجموع، به نظرم هم فُرم و هم محتوا به نحوی اندیشیده شده بود که از یک سو فضاسازیهای طرف مقابل - مبنی بر اینکه ایران صرفاً قصد وقتکُشی دارد- تا حدودی تعدیل شود و از سوی دیگر، افکارعمومی و بازار کسبوکار در داخل کشور از اینکه دولت جدید در لغو تحریمها و احیای برجام مصمم است آسودهخاطر شود. وی در مورد دو سند ازرائه شده از سوی ایران در خصوص لغو تحریمها و هستهای بیان کرد: در مورد جزئیات دو سند، هنوز اطلاعاتی در دسترس عموم
نیست. اما اینکه بعد از دور اول مذاکرات برخی رسانهها تلاش کنند پیشنهادات و مواضع ایران را غیرمنطقی و زیادهخواهانه جلوه دهند؛ یا اینگونه القا کنند که مذاکرات قطعاً شکست خواهد خود، کاملاً قابل پیشبینی بود. هدف آنها این است که با این فضاسازیها به تیم مذاکرهکننده ایران فشار بیاورند، فضای داخل کشور را ملتهب کنند و به خصوص بازار ارز را نیز تحت تأثیر قرار دهند. اما حقیقت این است که به رغم همه این جوسازیها، در نهایت بنا شده دور بعدی مذاکرات آن هم در هفته آینده مجدداً برگزار شود! وی افزود: از بدو ورود تیم مذاکرهکننده ایران به وین شاهد بودیم چگونه ابتدا در مورد تعداد اعضای هیات ایرانی، سپس در مورد هزینه اقامت آنها در هتل و بعد در مورد محتوای پیشنهادات ایران - بهویژه در مورد دستاوردهای شش دوره مذاکرات قبل - شایعهسازی و دروغپراکنی صورت گرفت. نصری در تحلیل اظهارات برخی مقامات طرف های مقابل ایران در این مذاکرات مدعی هستند که تیم ایران متوجه فوریت شرایط نیست و یا خواسته های ایران ناامیدکننده و زیاده خواهانه است، عنوان کرد: در تحلیل تعاملات دیپلماتیک، باید همواره در نظر داشت که آمریکاییها و اروپاییها بسیار
خوب میدانند چگونه -با تزریق اخبار گزینشی و برخی کلیدواژهها به رسانهها- از ظرفیت آنها برای پیشبرد اهداف خود بهرهبرداری کنند. به همین خاطر هم لازم است اولاً افکار عمومی در داخل نسبت به این ترفندها آگاه باشد و به سادگی تحت تاثیر این جوسازیها قرار نگیرد؛ و ثانیاً، تیم «روابط عمومی» هیأت ایرانی نیز برای مواجهه با این فضا کاملاً آماده باشد و متناسب با ذائقه مخاطب به روشنگری و تشریح مواضع برحق خود بپردازد. وی در عین حال تاکید کرد: در این راستا، باید توجه داشته باشیم که توسل به یک گفتمان و ادبیات «پسااستعماری»- که ذات و ماهیت و تاریخ غرب را زیر سئوال میبرد و ناگزیر در ذهن مخاطب به شکلگیری نوعی قطببندی منجر میشود -به هیج عنوان به نفع منافع ایران نخواهد بود. حقیقت این است که کمک به ایجاد چنین بستری تنها به نیروهایی کمک خواهد کرد که از هماکنون میخواهند با این فضاسازیها راه را برای تصویب طرحهای جدید در کنگره و ایجاد مانع تازه و اجماع علیه ایران همواره سازند. این کارشناس ارشد مسائل بین الملل در خصوص تلاشهای مقامات صهیونیستی در به بن بست کشاندن این مذاکرات و فشارهای آنها بر توقف انجام این مذاکرات اظهار
کرد: یکی از مهمترین دغدغههای اسرائیل این است که ببینند ایران و آمریکا در یک موضوع راهبردی به یک راهحل دیپلماتیک رسیدهاند، حتی زمانی که دولت ایران از «ضد آمریکایی»ترین و به اصطلاح «تندروترین» جناحهای سیاسی کشور تشکیل شده است! اگر فعالیت لابیهای اسرائیل در واشنگتن را طی سی سال اخیر بررسی کنید، خواهید دید مهمترین تلاش آنها همواره این بوده که از هرگونه تعامل دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، از هرگونه توافق کوتاهمدت و بلندمدت و از هرگونه گام در جهت تنشزدایی و همزیستی جلوگیری کند. وی تصریح کرد: جای تعجب است چرا ایران این تکاپوی لابیها و این حساسیت رژیم اسرائیل را نادیده میگیرد و از آن برای پیشبرد منافع خود در کارزارهای دیپلماتیک استفاده نمیکند؟ به عنوان مثال، نخستوزیر اسرائیل اخیرأ در تماس تلفنی با آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا به صراحت خواستار توقف مذاکرات وین شده است! حال سوال اینجاست چرا در واکنش به تلاشهای او، دولت ایران با گفتوگوی مستقیم با هیأت آمریکایی موافقت نمیکند؟