آرمان ملی- منیره چگینی: این روزهــا که بحث مهاجرت معکوس ایرانیان و بازگشــت به وطن داغ است، بیشتر نگاهها به سمت و سوی نخبگان و افراد صاحب هنر و... معطوف شده که جمعیتی بالغ بر چهار میلیون را شامل میشود. در این میان اما کسی از سرنوشت هزاران زندانی که با کمترین سابقه و در پــی یک خطا، حال بدون حامی دوران محکومیت خود را سپری میکنند، خبر ندارد. آمار دقیقی از زندانیان ایرانی خارج از کشور وجود ندارد، اما دیماه سال گذشته علی باقری کنی، معاون امور بین الملل قوه قضائیه تعداد آنها را حدود سه هزار نفر برآورد کرده بود و تاکید داشت که «خانوادههای آنها به دسترسیشان قطع است و پیگیری کارشان سخت شده.»
با این حال و طی چنــد دهــه اخیـر سکوت وزارت امور خارجه در قبال این افراد که «ایـرانی» هستند، قابل تامل است و به باور کارشناسان این وزارتخانه با موسسههای حقوقی میتوانست که مشکلات آنها را کاهش دهد، اما اتفاق قابل توجهی در این رابطه تاکنون رخ نداده است. موضوعی که اخیرا دبیر ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران و معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان وزارت امور در نشست مشترک معاون امور بینالملل قوه قضائیه نیز به آن اشاره دارد. همانگونه که کاظم غریب آبادی پس از سالها درباره ایرانیان زندانی در خارج از کشور اظهار نظر کرده: «برخی از ایرانیان زندانی در زندانهای خارج از کشور از لحاظ خدمات بهداشتی، سلامت و قضائی در شرایط مناسبی قرار ندارند.» وی در ادامه صحبتهایش به انفعال دستگاه دیپلماسی ایران به این افراد اشاره دارد و میافزاید: «در این زمینه وزارت امور خارجه تمام تلاش خود را انجام میدهد و تصمیم گرفتیم تا برنامه منسجمی را برای آنها داشته باشیم. ایرانیانی که جرمی مرتکب شدند صرفا باید مجازات آن جرم را تحمل کنند. وظیفه ما و دستگاه سیاست خارجی این است که از تمامی ظرفیتها استفاده کنیم و در این زمینه یک راهکار انتقال
محکومان با رضایت خود آنها است و راه دیگر این است که با مقامات ذیربط در کشورهای هدف پیوسته در حال مذاکره برای رفع مشکلات ایرانیان زندانی در خارج از کشور باشیم. خانوادههای برخی از این زندانیان که در داخل کشور هستند ملجأیی جز ما ندارند لذا در این زمینه برای ارائه مساعدت به این خانوادهها میتوان از ظرفیت بنیاد تعاون زندانیان استفاده کرد.» این صحبتها هرچند بارقهای از امید را در میان خانوادههای نگران زندانیان خارج از کشور که هیچ راه ارتباطی با آنها ندارند، ایجاد میکند، اما بر کسی پوشیده نیست این روزها که موضوع مهاجرت اين روزها از نخبگان به افراد معمولي جامعه کشيده شده و ميليونها پناهجوي ايراني در اين راه پرخطر يا جانشان را از دست ميدهند يا در کمپها و زندانها در انتظار سرنوشتشان هستند، زندانیان خانوادگی نیز باید جز این افراد دانست. مردمی که برای بهای زندگی بهتر یا حداقلی در شرایط سخت دست به مهاجرت میزنند اما یا جانشان را از دست میدهند یا سر از زندان یا کمپهای مهاجرت اجباری در میآورند.
بیش از 560 زندانی فقط در مالزی
یک جامعه شناس که سالها برای آزادی زندانیان ایران و رساندن حرفهای آنها به گوش مسئولان تلاش کرده، در این رابطه به «آرمان ملی» میگوید: «آوارگي، اسارت و رنج ايرانيان در مراکز پناهندگان در بسياري از کشورها و احساس مصيبت و بدبختي در زندانهاي برخي ديگر از کشورها، موجب فشار مضاعف تا حد خودکشي شده است. چندين بار به مراکز ذيربط از جمله وزارت امور خارجه نامه نوشتیم که گروهي از دلسوزان و کارشناسان به کمپهاي پناهندگان ايراني در ترکيه، استراليا، بوسني و... اعزام شوند تا بسياري از اين هموطنان که حتي سابقه عزيمت به يک کلانتري را در ایران ندارند و ترس سابقهدار شدن «سياسي» مانع از بازگشتشان به کشور ميشود، به کشور بازگردانده شوند.» محمود بیاتی در ادامه صحبتهایش میافزاید: «در مالزي و ترکيه با تعدادي از هموطنان روبهرو شدم، سه نفر از آنها تازه از زندان آزاد شده بودند و هنوز جاي تازيانه و چاقو در بدنشان ديده ميشد، آنها ميگفتند 568 ايراني محکوم به اعدام فقط در مالزي منتظر سرنوشت خود هستند. خانواده برخي از آنها مورد آزار قرار ميگيرند و کسي به فريادشان نميرسد. يکي ديگر از آنها ميگفت: «حاضرم تمام توالتهاي ايران
را بشويم اما اينجا نمانم.» اينها فرزندان ايران هستند که فريب خوردهاند، و بايد به آغوش پرمهر وطن بازگردانده شوند. آيا فرزندان ما در کشور و شهر خودمان خطا نميکنند؟ چرا دستگاه ديپلماسي در قبال شخصيت و آبروي ايرانيان سرد و بلااثر برخورد ميکند؟ بد نيست به گفتههاي مادري که ميگفت: «هشت سال است که فقط دوبار با پسرم در زندان مالزي تلفني حرف زدم.» اشارهاي داشته باشم. وقتي ما اينچنين رفتار ميکنيم، از ديگران چه انتظاري ميتوان داشت؟»
4 میلیون ایرانی در خارج از کشور
این گفتهها در شرایطی مطرح میشود که براساس بررسی تحقیقات مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار در سالهای اخیر، بیشترین افرادی که از ایران مهاجرت میکنند کسانی هستند که در جستوجوی کار و پیروی از خانواده هستند. بیش از 50 درصد افراد ساکن در ایرن به دلایل فوق الذکر به مهاجرت فکر میکنند، البته این آمار مربوط به سال 99 است و طبق یک نظرسنجی غیر رسمی که توسط خبرنگار «آرمان ملی» در میان جمعیت 800 نفری صورت گرفت، 85 درصد آنها حاضر به مهاجرت در هر شرایطی بودند. همچنین آمارها نشان میدهد بیش از نیمی دیگر از ایرانیانی که به خارج از کشور مهاجرت کردهاند، دارای تحصیلات عالی هستند. بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که طی دو سال اخیر، زندگی و کار برای اکثر مردم ایران در شرایط مطلوب و مناسبی قرار نداشته و هیچ فرقی ندارد که شخص دارای تحصیلات عالی باشد یا خیر. با این حال غریب آبادی معتقد است که «ما بیش از ۴ میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم که تقریبا پنج درصد ایران را شامل میشود و این یک سرمایه بزرگی برای کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. در تمامی ادوار، ایرانیان خارج از کشور و ایرانیان داخل کشور برای
مجموعه حاکمیت و نظام تفاوتی نداشتهاند و اینگونه نبوده که فقط کسانی که در داخل کشور زندگی میکنند را جزو هموطنان خود تلقی کنیم و از ایرانیان خارج از کشور غافل باشیم.»