بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۲۰۸

اصلاح‌طلبان امیدوار باشند

اصلاح‌طلبان امیدوار باشند

ادامه از صفحه اول/ این تصویر البته از تصورات موهوم ترسیم نشده، بلکه با شناختی که از لحظه‌های مهم تاریخ معاصر ایران وجود دارد و تصورات حقیقی را در ذهن و دل هر انسان معتقد و امیدوار بازآفرینی می‌کند، شکل می‌گیرد، به شرط اینکه همه اعضای خود ساخته و با ارزش جبهه اصلاحات و همه بزرگان احزاب اصلاح‌طلب، عزم خود را جزم کنند و به دور از بعضی خودخواهی‌ها و منم منم‌ها و قدرت‌طلبی‌ها، پای در رکاب صداقت برای نجات ملت بگذارند و پیش بروند. همه این‌ها صد البته بستگی دارد به این که لیدرها و هواداران جبهه اصلاحات: اول- ناامیدی را از خود دور کنند و در این فکر و اندیشه نباشند که چون تمامی ‌مواضع قدرت و امور کشورداری در اختیار رقیب است و این رقیب هم قدرت هر برخوردی با اصلاح‌طلبان را برای همیشه در دست دارد، پس نمی‌شود کار کرد و حتی نمی‌شود امیدوار بود. این تجربه و آموزه، همیشه و در همه جا وجود دارد که قدرت دست به دست می‌شود و اگر چند صباحی، جناح اصولگرا موانعی برای پیشروی اصلاحات، در مسیر فعالیت سیاسی و حکومت‌داری اصلاح‌طلبان ایجاد می‌کند، جزو نگرانی‌های موقتی است و نباید به‌خاطر وجود این موانع، امید‌های درونی را سوزاند و افق آینده را تیره و تار دید.پس اولین گام این است که چراغ امید را در دل خود و دل شهروندانی که نگاهشان همیشه به رفتار و کردار و گفتار لیدرهای اصلاحات بوده و هست، روشن نگه دارند. دوم - وقتی حضور رقیب را موقتی دانستید و پنداشتید که مردم خیلی زود نا کارآمدی جناح مقابل رامشاهده خواهند کرد- که البته زود نشان داده می‌شود -یاس‌های موقتی هم از وجود اصلاح‌طلبان زدوده می‌شود. پس از آن زمان رفع اختلافات فرا می‌رسد. یکی از علل شکست خوردن اصلاح‌طلبان در بعضی از مواقع در چند دهه گذشته، همین اختلافات فرصت سوز بوده است که متاسفانه آتش آن از درون شورای اسلامی شهر ‌دوره اول پایتخت و بعضی از شهرهای بزرگ کشورمان شعله کشید، آن گاه به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 رسید. اگر پدیده بسیار بسیار زشت و غمبار اختلاف در آن شورا پدیدار نمی‌شد و همچون دوم خرداد 76، قدرت در اختیار عناصر خدوم و دلسوز قرار می‌گرفت و نیز اگر خودبزرگ‌بینی‌ها و خودموفق‌پنداری‌ها که نتیجه‌اش فاصله افتادن بین شخصیت‌ها به هنگام انتخابات ریاست جمهوری نهم نبود، امروزه هم با دنیا ارتباطات گسترده داشتیم و هم چرخ اقتصاد و چرخ علوم جدید در همه زمینه‌ها می‌چرخید. وحدت و حضور اصلاح‌طلبان و هواداران فراوانشان در دو سه سال بعد از خرداد 76 باعث شد که تیغ نظارت استصوابی به شدت کند شود و مجلس ششم پر شود از اصلاح‌طلبان، اما همین که اصولگرایان، دوره دوم شورا های اسلامی‌شهر ‌تهران و شهرهای بزرگ را از دست اصلاح‌طلبان گرفتند و در مجلس ششم هم پاره‌ای اختلافات بین نمایندگان اصلاح‌طلب در درون مجلس و بین دولت و مجلس در فضای سیاسی کشور و در سیستم اجرائی و تقنینی نمایان شد، رد صلاحیت‌ها و در پی آن شکست‌های مکرر، کار را در به انزوا اصلاح‌طلبان کشاند و قدرت خدمتگزاری خالصانه و مدبرانه آنان را از مدیریت جامعه دورکرد. بازگشت به شرایط مطلوب و پیش افتادن از رقیب در به دست گرفتن مواضع خدمت‌رسانی، ایجاب می‌کند که همه به نظرات واحدی برسند و از پراکنده کاری فاصله بگیرند. این البته به مفهوم این نیست که احزاب و تشکل‌های اصلاح‌طلبان تعطیل یا بی‌خاصیت شوند، بلکه در مشترکات به یک جمع بندی سودمند برسند. بدیهی است زمینه این شرایط ایده‌آل و این ایده مناسب وقتی فراهم می‌شود که دو کار ضروری و اصولی انجام گیرد. یکی تهیه یک مانیفست واقع‌گرایانه که هر بند آن دارای تعاریف روشن و مردم پسند و تعیین کننده حدود شرایط حضور افراد و تشکل ها در جناح اصلاحات باشد. شرایط بدون چارچوب و فاقد متدهای سختگیرانه برای عضویت در این جناح، باعث هدر رفتن فرصت‌ها و توسعه اختلافات می‌شود. دیگر این که رهبران صادق و اولیه و کاملا مورد تائید اکثر مردم، بدون رودرواسی، عذر اصلاح‌طلبان بدلی و فرصت طلبانی را که پشت ارزش‌های اصلاح‌طلبانه ایستاده‌اند و راه ناکجاآباد جناح راست را می‌روند، بخواهند و از میان خود طرد نمایند، که اینگونه افراد بلای جان جناح و البته جبهه اصلاحات شده‌اند. سوم - خیلی از مخالفان که ایده‌براندازی را تعقیب می‌کنند و هر کدام به دلائلی کشورمان را ترک کرده و رسانه‌هائی در فضای مجازی راه انداخته‌اند و یا دستشان به رادیو و تلویزیون‌های فارسی زبان می‌رسد، در این چند سال، همنوا با اصولگرایان افراطی، به طور مکرر فریاد می‌زنند و تبلیغ می‌کنند که اصلاحات مرده است و نیز به بعضی شعارهای عده‌ای جوان در دو سال پیش که معترض اوضاع بد مملکت بودند، تمسک پیدا می‌کنند و می‌گویند که دوران اصولگرایی و اصلاح‌طلبی گذشته است! این شعار‌ها فعلا در حدی نیست که نظر عموم ملت ایران را بازتاب دهد و ریشه طرح آن در هنگام تجمعات اعتراضی ناپیداست، لذا اصلاح‌طلبان وظیفه دارند که با حضور پیوسته در میان مردم و شنیدن درد‌ها و آلام جامعه، این تبلیغات مسموم علیه اصلاحات را بی اثر کنند. چهارم - نکته آخر این که اصلاح‌طلبان باید از بعضی از شعارهای اولیه شان عدول یا عبور کنند و با طرح شعارهای جدید و مناسب و مورد نیاز مردم و به ویژه نسل جوان، طرحی نو دراندازند و جامعه را برای شرایط خوب مهیا سازند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی