مصرف مواد مخدر آسیبزا و صنعتی در میان اقشار جامعه و مخصوصا جوانان و نوجوانان افزایش پیدا کرده و همانگونه که چندی پیش فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با هشدار به ورود بیسابقه مواد مخدر شیشه به کشور گفته است: «در دو ماه گذشته بالغ بر یک تن شیشه در تهران کشف کردیم؛ جوانان بین ۱۸ تا ۲۵ سال بیشترین مصرف شیشه را دارند.» البته سردار رحیمی به این موضوع اشارهای نداشتند که چقدر از این افراد دختر و چقدر پسر هستند، اما مصرف شیشه به بهانه لاغری که بیشتر در میان خانمها و دخترها رواج دارد، زنگ هشدار جدی برای آینده کشور است. متاسفانه آمار مجرمان زیر 18 سال به مرز هشدار رسیده است، هشدار درباره افزایش میزان جرم در میان نسل نوجوان به ویژه دختران را باید به عنوان یک زنگ خطر جدی قلمداد کنیم و این میزان از حد هشدار فراتر رفته است. این هشدارها از یک دهه قبل آغاز شده است و تغییرات در روشهای تعاملی نوجوانان در فضای خانواده و محیط اجتماعی ظرف دو دهه گذشته سیر مناسبی را نشان نمیدهد، بنابراین باتوجه به شرایط حوزه تربیتی در جامعه و روشهای تعاملی ناکارآمد با نوجوانان در آموزش و پرورش، فضای خانواده و فضاهای تعاملی جامعه قابل پیشبینی بود جامعه نتواند با نوجوانان ارتباط و تعامل مناسب را برقرار کند. جامعه نتوانسته پاسخگوی مناسبی برای نیازهای این نسل باشد. در واقع رشد تحولات جامعه به رغم تغییر در نیازهای نسلهای مختلف رشدی نامتوازن و نامتعادل است و بخشهای زیادی از جامعه ترجیح میدهد با روشهای غیرعلمی، سنتی و روشهایی که شاید در 50 سال گذشته در جامعه رواج داشته قصد ارتباط با نوجوان را دارد. شکاف نسلی امروز میان والدین و فرزندان در خانوادهها برگرفته از عوامل متعددی است و طی سالیان و سه دهه گذشته در جامعه ما رشد چشمگیری داشته است. در عصر حاضر و دهه اخیر شاهد تولد ارتباطاتنوین از نسل فضاهای مجازی و تکنولوژی نیز بودیم، تعاملی که جایگزین ارتباطات سازنده و رفاقت بین والدین و فرزندان میشود. در فضای خانواده نتوانستیم طرح درستی از روشهای تربیتی تعریف کنیم و آموزش و پرورش نیز به همان موازات نتوانسته این نقیصه را جبران کند. این نهاد با همان سبک و سیاق قبلی که براساس آن بنا نهاده شده بود همچنان اصرار دارد با دانشآموز و نسلهای نوپای جامعه برخورد کند. بنابراین خروجی اقدامات نهادهایاجتماعی مانند نهاد خانواده یا آموزش و پرورش بسیار نگرانکننده است. نسل نوجوان امروز در هویتیابی خود دچار مشکل و جامعه پذیری ناقصی را دریافت کرده است. بنابراین نتوانسته فرایند اجتماعی شدن را در نهادهای اجتماعی جامعه دریافت کند و جامعهپذیری ناقص ناهنجاریها را در سن نوجوانی که فرد به سن بلوغ نرسیده و دوران هویتیابی اوست، ایجاد میکند. بنابراین برخی ناهنجاریها، رفتارها و انتخابهای جایگزین در این نسل باقی میماند و نوجوان در راستای کمک به کسب هویت ناقص خود تلاش میکند خود را با شرایط موجود جامعه منطبق کند. امروزه این انطباق، انطباق سالمی نیست. از نوجوان انتظاری نمیرود و خردهای به او گرفته نمیشود، جامعه کمترین تکلیف را نسبت به نوجوان برای خود قائل است. تکالیف امروزه خانوادهها و آموزش و پرورش در قبال نوجوان پاسخگوی این نسل نیست.