بستن
کد خبر: ۱۰۲۶۲۶۷

آقای رئیسی! آموزش و پرورش را جدی بگیرید

آقای رئیسی! 
آموزش و پرورش را جدی بگیرید

ادامه از صفحه اول/ قرار گیرند. نمی‌دانم ظرف 40 سال گذشته اعتبارات نهضت چگونه هزینه شد که امروزه آمار واجب‌التعلیم‌ها و کسانی که حداقل باید آموزش ابتدایی تا سطح دبیرستان را در کارنامه خود داشته باشند، آمار وحشتناکی است. با این آموزش و پرورش می‌خواهیم چه بکنیم؟ همین افرادی که حاضر شده‌اند در کابینه دولت سیزدهم سکان اداره آموزش و پرورش را برعهده بگیرند، هرچند افرادی بوده‌اند که مورد تائید مجلس قرار نگرفته‌اند اما فداکاری کرده‌اند که پذیرفتند در صورتی که رای اعتماد را بگیرند کشتی به گل نشسته آموزش و پرورش را هدایت کنند. روزی روزگاری در راس وزارت آموزش و پرورش بزرگانی مثل علی‌اصغر خان حکمت حضور داشته‌اند. کافی است به صحبت‌های وزیر پیشنهادی قبلی و میزان سوادش و یا به وزیر پیشنهادی فعلی و سوابقش توجه کنید. احتمالا رئیس دولت سیزدهم آقای رئیسی هم آموزش و پرورش را جدی نگرفته است والا وزارتخانه‌ای که تقریبا همه شهروندان به نوعی درگیر این وزارتخانه می‌باشند یا فرزندی دارند که مشغول تحصیل است یا در گذشته خودشان درهمین آموزش و پرورش مدارج اولیه ترقی را شروع نموده و تعلق خاطری به آموزش و پرورش دارند. چگونه است که کسی کاندیدای این پست نیست و یا اگر کسی انتخاب می‌شود، مجلسی که همسو با دولت است به خود اجازه نمی‌دهد وزیر پیشنهادی را قبول کند. علت آن را باید در نوع نگاه به آموزش و پرورش دانست. سه ماهی که دولت می‌تواند برای وزارتخانه سرپرست تعیین کند با گذشته 83 روز تنها یک هفته از آن باقی مانده است. وقتی در طی نزدیک به سه ماه فردی که بتواند آموزش و پرورش در حال سکوت و سکون را به تحرک وادارد مورد تائید رئیس دولت قرار نگرفته است در این یک هفته نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. برای یکبارهم که شده آقای رئیسی باید به این مهم توجه کنند. مهمترین وزارتخانه یعنی وزارت آموزش و پرورش چرا به حیاط خلوت تبدیل شده است. این بخش پرورش در تعریف وزارت آموزش و پرورش نیاز به بازتعریف دارد. نمی‌دانم پرورش چیست و چه ممیزه و مشخصه‌هایی را به عنوان پرورش در برنامه‌های وزارتخانه عریض و طویل آموزش و پرورش لحاظ کرده‌اند. باید هر سه قوه بنشینند و به این مهم توجه داشته باشند. شاکله اعتبار یک کشور، آینده واعتلای یک کشور در آموزش و پرورش است. این وزارتخانه از هر نظر که نگاه کنیم، دچار بیماری است که برای درمان آن نیاز به یک جراحی کلی داریم. معلمان ناراضی، دانش‌آموزان سرگردان و دولت در معرفی وزیر قابل بی‌انگیزه. به گفته یکی از معلمان استناد می‌کنم: چه آبرو و اعتباری دارم وقتی که راننده اسنپ دانش‌آموزان خود هستم و یا معلم دیگری که چه اعتباری دارم که وقتی ساندویچ دانش‌آموزان را من تهیه می‌کنم و در ساعت تفریح به عنوان ساندویچی به من نگاه می‌کنند. این آموزش و پرورش نیست، این حق معلمان نیست. جناب رئیسی! این افراد هم کسانی نیستند که بتوانند مهمترین وزارتخانه یعنی محلی که اولین مربی فرزندان این مرز و بوم هست را آنگونه که باید و شاید به سرمنزل مقصود برسانند. این یک هفته هم می‌گذرد اما کاری صورت نمی‌گیرد. کمااینکه در 40 سال گذشته و یا بهتر است بگویم در صد سالی که وزارتخانه‌ها در کشور شکل گرفته‌اند و آموزش و پرورش اسامی قبلی که آموزش و پرورش داشت، شاکله اصلی آینده‌سازی کشور بوده‌اند، مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند. این بی‌مهری فقط به معلمان و دانش‌آموزان نیست. بغضی است که در سینه تک‌تک افراد این مملکت جمع شده است، نگذارید به فریاد تبدیل شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی