رئیسجمهوری اعلام کرد که مذاکرات آینده حول محور احیای برجام، نتیجهمحور خواهد بود. در همین ارتباط معاون سیاسی وزارت خارجه، اعلام کرده است که با دبیرکل سیاسی و معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای مذاکره نتیجهمحور با گروه 1+4 در تاریخ هشتم آذرماه به توافق رسیده است. طبق دیدگاه و انگارههای برجامی رئیسجمهوری و دستگاه دیپلماسی ایران، مراد و منظور از مذاکرات نتیجهمحور، مذاکراتی است که نتایج ملموس و در راس آن لغو موثر و کامل تحریمهای علیه ملت ایران را در پی داشته باشد. به این ترتیب شرایط ذهنی و ادراکی برای انجام یک مذاکره طبق معیارها برای تصمیم سازان و تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی ایران فراهم شده و ایران به طریقی که اعلام کرده، مصمم به انجام مذاکراتی است که تحریمهای غیرقانونی را به صورت کامل و موثر لغو، عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران را تضمین و ضمانتهای معتبری برای عدم بدعهدی بیشتر فراهم کند. حال اگرچه منطق مصالحه بر منازعه و ترس اولویت دارد و رفتن به پای میز مذاکره، درجهای از عقلانیت است و همچنین عقب نشینی از خط مشیها و میراث مخرب گذشته در احیای برجام جز از رهگذر انجام مذاکره ممکن نیست اما باید پرسید که آیا شرایط و استلزامات کار برای یک مذاکره نتیجهمحور فراهم است؟ بروز و ظهور برخی از قراین دلالت بر آن دارد که زمینه لازم برای انجام مذاکره نتیجهمحور فراهم نیست، چراکه مواضع طرفین همانند گذشته دست نخورده باقی مانده و تغییری در مواضع طرفین همچون گذشته به وجود نیامده است. در این ارتباط ایران برنامههای موشکی و رفتارهای منطقه ای خود را قابل مذاکره نمیداند و به چیزی کمتر از لغو تمام تحریمها و نتایج ملموس آن بر وضعیت اقتصادی رضایت نمی دهد. از طرف دیگر، آمریکا در دادن هرگونه امتیاز پیش بینی شده به ایران در این مذاکره آن را مشروط به جرح و تعدیل ایران در برنامههای دفاعی و رفتارهای منطقهای دانسته و میکند، ضمن آنکه چه واشنگتن و چه تروئیکای اروپایی برجام با برنامههای هستهای پیشرفته ایران آن هم بابت رسیدن به نقطه گریز هستهای و همچنین نوع برخورد ایران با آژانس انرژی هستهای و مشخصا در مساله پروتکل الحاقی یا همان پادمان هستهای مشکل و مساله دارند. در سطحی دیگر، تهران نقطه مذاکرات آینده خود در ۲۹ نوامبر را نه از نقطه وین و نه از نقطه بروکسل آغاز نمیکند بلکه تلاش دارد این مذاکره را از نقطهای آغاز کند که واشنگتن از برجام خارج شده است. این وضعیت به معنای مذاکره با اروپا یا همان ۱+۴ است نه با واشنگتن. در حالی که مشکل اصلی ایران با واشنگتن است نه با اروپا و اروپا نیز فاقد رویه مستقلی در تصمیمات برجامی است و همواره تلاش میکند منافع خود را در قبال همسویی با ایران، در برابر واشنگتن در نظر گیرد. بنابراین تحت این شرایط مذاکره با اروپا نتیجه محور نخواهد بود. ضمن آنکه اروپا نیز مانند واشنگتن بابت برنامههای دفاعی ایران و رفتاری که آنها از آن به عنوان رفتارهای ثبات زدا در منطقه غرب آسیا یاد میکنند، مساله دارد و آنگونه که اعلام کرده برنامه هستهای و برنامههای دفاعی ایران را تهدیدی بالقوه برای حیات خود و متحدان میداند.