شاید سخنی به اغراق نرفته باشد اگر بگوییم طبق گفت و گوها و مناظرههایی که در خرداد ماه در جریان سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، بتوان دولت سیزدهم را دارای یک استراتژی مشخص بدانیم. فی الواقع زمینههای مخالفت و تعارض بین مجلس و دولت به همین نداشتن استراتژی باز میگردد. تا زمانی که روحانی سر کار بود استراتژی و وحدت میان تندروها وجود داشت؛ آن هم زدن روحانی بود، انداختن همه مسئولیتها و مشکلات و ضعف و ناکامیها به گردن دولت روحانی بود اما اکنون دیگر نه دولت سیزدهم و مجلس نمیتوانند مشکلات را سر روحانی بیندازند. واقع مطلب این است که اگر کسی از مسئولان دولت سیزدهم بپرسد که استراتژی شما چیست، چه باید کرد شما برای عبور از مشکلات و مسائل و برای بحران فعلی کدام است در ظاهر به جز مشتی کلمات شعار گونه چیز دیگری ندارد. بگذارید یک مثال بزنم هم ما واقف بودیم که چقدر دلار 4200 تومانی را تندروها بر سر روحانی و اسحاق جهانگیری میکوبیدند، انتظار می رفت که دلار 4200تومانی را بگذارند کنار، اما چون دستورالعمل، چون چه باید کرد و چون نقشه راهی ندارند نمیدانند که با دلار 4200 تومانی چه بکنند. همچنان که در مورد مذاکرات هستهای نیز نمیدانند که واقعا چه باید انجام بدهند. حسب ظاهر میگویند ما دلار 4200 تومان را که منشاء بسیاری از مفاسد اقتصادی میبود میخواهیم کنار بگذاریم. دست کم بخشی چنین میگویند که میخواهند دلار 4200 تومانی را کنار بگذارند و به جای دلار 4200 تومان میخواهند به 60 میلیون از اقشار و لایه های کم درآمدتر جامعه یارانه نقدی 110 هزار تومان بپردازند. اینکه این اندیشه از آن چه کسی است، جناب آقای محسن رضایی و یا سایر متولیان اقتصادی دولت سیزدهم اهمیت چندانی ندارد. معنی پرداخت یارانه 110 هزار تومانی به 60 میلیون نفر یعنی هشتاد هزار میلیارد تومان در سال؛ تا اینجا قضیه مشکلی نیست اما کنار گذاشتن دلار 4200 تومان یعنی دولت چیزی نزدیک دوازده الی سیزده میلیارد دلار در حقیقت هزینه نمیکند و آن را صرفه جویی مینماید. به عبارت دیگر دولت سیزدهم سال آینده میتواند دوازده الی سیزده میلیارد دلار که به ارز 4200 تومان تخصیص مییافت این را میتواند در بازار آزاد به نرخ 27 هزار تومان (اگر بالاتر نرود) بفروشد که میشود سیصد و چهل هزار میلیارد تومان، 80 هزار میلیارد تومان را به آن شصت میلیون نفر داده و 260هزار میلیارد تومان درآمد کسب کند و ارز 4200 تومانی را کنار بگذارد. اما همه ما میدانیم که چه فاجعهای به بار خواهد آمد، قیمت برنج سر به کجا خواهد زد، موز که در حال حاضر 30 یا 40 هزار تومان است به چه قیمتی خواهد رسید، گوشت به چه قیمتی خواهد رسید، نان به چه قیمتی خواهد رسید و قس علی هذا. بنابراین بسیاری از شعارهایی که ظرف 8 سال گذشته علیه روحانی میدادند حالا که خودشان مسئولیت را بر عهده گرفتهاند چون فکر، اندیشه و سیاستی به جز انتقاد و زدن دولت روحانی نداشتند حالا دست راست به دست چپ میگوید شروع کنید. مجلس به یکسو میکشد، شماری از نمایندگان مجلس به یکسو میکشند و شماری دیگری به یکسو و دولت سیزدهم به یکسو میکشد چون هیچ استراتژی و برنامه مشخص و مدونی در کار نیست.