در ایران آن طور که باید و شاید به دستگاه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش توجه شود، نشده و نمیشود و هیچ وقت جزو اولویت یک دولتها نبوده است و در انتخاب وزیر هم بیشتر افراد ضعیف در راس این دستگاه با اهمیت جا خوش کردهاند و یا از نظر نگاه بودجهای نگاه دولتمردان همیشه برای آموزش و پرورش نگاه هزینه ای بوده است نه نگاه سرمایه ای. این امر موجب شده که معلمان که باید الگوی جامعه و دانش آموزان باشند نقش معلمی خود را از دست بدهند و به خاطر همین دیدگاه به جای اینکه افراد نخبه جذب در دستگاه تعلیم و تربیت شوند نشده و افراد از روی ناچاری در این دستگاه جذب شدهاند و کمترین حقوق و دستمزد هم از آن آموزش و پرورش میباشد و این امر انگیزه معلمان را در کل از بین برده و آنطور که باید در محتوا و آموزش کیفیت مورد نظر باشد فاقد آن است و مدرسه و کلاسهایمان فاقد روح آموزش و نشاط یادگیری بوده و موجب گردیده هم معلمان و هم دانش آموزان به جای لذت بردن از مدرسه و یادگیری و یاددهی همیشه از این مکان و آموزش تنفر داشته باشند و مسئولان امر هم نسبت به مسئله آموزش و پرورش بیتفاوت هستند. این بیتفاوتی تا جایی رسیده که وزارت آموزش و پرورش که متولی امر آموزش و تربیت است و بزرگترین وزارتخانه و اکثر احاد جامعه با آن درگیر هستند و آینده مملکت وابسته به آن است، باید با داشتن وزیر قوی و کارآمد برای سال تحصیلی جدید برنامهریزی و هدف گذاری کند که متاسفانه فاقد وزیر است. از سویی دیگر هم بودجه سال آتی هم بسته میشود و هر وزارتخانه تلاش میکند تا از بودجه سال آینده بیشترین سهم و بهره را ببرد؛ بنابراین اگر میخواهیم جامعه فرهیخته و پیشرفته در همه زمینهها داشته باشیم چارهای نیست که نگاه حاکمیتی به مسئله آموزش و پرورش نگاه سرمایه ای باشد و نه نگاه هزینهای. باید در راس بزرگترین و تاثیرگذارترین وزارتخانه کشور فردی توانمند، اندیشمند و فرهیخته فارغ از وابسته بودن به جناح، گروه و یا شخص قرار بگیرد تا شاهد کشور آباد، آزاد و فرهیخته باشیم.