بهنظر میرسد زودتر از آنچه پیش بینی میشد عراق از دایره همبستگی با ایران در حال خارج شدن است. همیشه این دغدغه وجود داشت که آمریکاییها با اشتباهی که در عراق مرتکب شدند که به سبب آن عراق پس از یک هزار وچهار صد سال پیوندش با ایران برقرار شد مجددا به دایره اهل سنت و اعراب باز گردد. این نگرانی با تظاهراتهای انجام گرفته که منجر به بر کناری عادل عبدالمهدی شد فزونی گرفت. پیروزی آن تظاهرات که بسیار حساب شده بود توسط نیروهای مقتدا صدر امکان پذیر شد. البته مرجعیت نقش نهایی را برای برکناری عادل المهدی بر عهده داشت که اگرچه اشتباه بزرگ و ضربه غیرقابل جبران بود اما دلایل آن در عملکرد مقامات و مسئولان باید جستوجو شود. بررسی نیروهای تظاهر کننده نشان میداد که همه مخالفان ایران یعنی آمریکا و غرب، دول خلیج فارس و اسرائیل و ترکیه و اردن، بهطور فعال حضور دارند. در اینمیان چنانچه تشکیلات مقتدا صدر نبود امکان پیروزی این ائتلاف فراهم نمیشد. برکناری عادل المهدی زنگ خطر بزرگی بود که در ایران به آن توجه جدی نشد چرا که در مرحله بعد از آن برکناری هم غفلت شد. پس از این تظاهرات موفقیتآمیز که در آن علاوه بر برکناری عادل المهدی، کنسولگری ایران مورد حمله واقع و بعضی افراد طرفدار ایران هم کشته شدند. پس از آن انتخاب نخست وزیر مطرح شد. در این مرحله مقامات ایران یا قادر نبودند و یا عمق واقعهای که در پیش بود را درک نکردند. در هر دو صورت ائتلاف شیعیان طرفدار ایران نتوانستند بر سر یک نخست وزیر بتوافق برسند و الکاظمی مرموزترین و قویترین و با تدبیرترین فرد جناح مخالف ایران با چهرهای مستقل به نخست وزیری رسید. روی کار آمدن این نخست وزیر هم با قدرت و نفوذ مقتدا صدر امکان پذیر شد. این نخست وزیر که متهم به همکاری برای شهادت سردار سلیمانی بود توانست قدرت را بهدست گیرد. الکاظمی با تجربهای که در بخش اطلاعاتی داشت کاملا بر امور واقف و چگونگی حذف با ظرافت و دقیق ایران و تضعیف آن را میشناخت. او رابطه نسبتا تنگاتنگ را با ایران حفظ کرد اما ساختارها را کاملا برای نوعی کودتا علیه طرفداران کشورمان و ضربه کاری فراهم میساخت. الکاظمی با نزدیکی به مصر و اردن رویکرد عربی عراق را رقم زد. او تمام عناصر لازم در نفوذ در ارتش و امکانات اطلاعاتی را فراهم کرد و ساختار رسمی را بهطرفی کشاند که کمتر متاثر از طرفداران ایران باشد. مقامات ایران یا از این امر غافل بودند و یا توان جلوگیری از آن را نداشتند. بهنظر میرسد غفلت نیز در میان بوده است چرا که بزرگترین امتیاز یعنی نقش میانجیگری بین ایران و عربستان را به او دادند و وجهه و شخصیت الکاظمی را برجسته ترکردند. با وجود این نخست وزیر راهبرد ایران برای بیرون راندن آمریکا تنها از طریق نیروهای مقاومت صورت گرفت که تبعات مثبت ومنفی خود را بر جای داشت. اتکا به این نیرو جنبه نظامی به خود گرفت و مقبولیت و مشروعیت لازم برای اخراج آمریکا را تضعیف میکرد. گو اینکه علی الظاهر گفتوگوها برای این امر جریان داشت اما اولا هرگز مورد قبول ائتلاف ضد ایرانی و نخست وزیر نبود و ثانیا شکل حضور را تعریف دیگری میکرد. اکنون انتخاباتی صورت گرفته است که در آن چه با تقلب و چه بهصورت درست پیروزی از آن جناح طرفدار تضعیف ایران و تقویت غرب و اعراب شده است. در این مقطع نیز نقش اصلی را برای این امر مقتدا صدر بر عهده دارد. اگر ادعای نیروهای مقاومت درست باشد که تقلب صورت گرفته است باز هم غفلت و ناتوانی متوجه آنهاست که امکان جلوگیری از این امر را نداشتند و اجازه دادند و یا از نظر تکنیکی فاقد ظرفیت و اثرگذاری بودند که امارات نقش اساسی را نداشته باشد. باید توجه داشت که وضعیت پس از انتخابات نیز چندان مطلوب و با درایت در خصوص آینده عراق نبوده است.