بستن
کد خبر: ۱۰۲۶۰۵۵

گـــــم‌شده پیـــــدا شده...

گـــــم‌شده پیـــــدا شده...

آرمان ملی - امید کاجیان: سلبریتی‌ها به هر دلیل و بهانه‌ای می‌توانند سوژه‌ای چند روزه برای رسانه‌ها و البته بحث در میان محافل مردمی باشند. این روزها مثل خیلی از روزهای دیگر بهاره رهنما در راس حواشی و شبکه‌های مجازی و رسانه‌هاست. گاهی هم به جای رهنما، بهنوش بختیاری، گاهی رامبد جوان و... شاید این اسامی بیش از باقی افراد شنیده شوند. اما داستان سلبریتی‌ها و نقش‌شان در کشور هر بار بنا به هر دلیلی پیچیده‌تر می‌شود. اکنون انتشار عکسی از استوری احمد رضا عابدزاده و تصویری از حضور او و عده‌ای دیگر در کنار بیژن قاسم زاده قاضی دستوردهنده فیلترینگ تلگرام که البته خود بعدها اتهاماتی متوجه‌اش شد با حواشی روبه روشده است. قبل‌تر از آن هم عکس‌های ادعایی منتسب به محمود خاضعین در کنار برخی هنرمندان .
مروری بر یک سابقه
چندی است که البته هیچ واکنشی از سوی سلبریتی‌ها نه در میان جریان چپ، نه در میان جریان راست، نه در میان داخلی ها و نه در میان خارجی‌ها ، نه اپوزیسیون و نه به صورت مشخص در میان حامیان مورد تایید نیست. جایگاه چهره‌های مشهور هرچه باشد اکنون با اما و اگرهای زیادی روبه روست. آنچه مسلم است اینکه درست یا غلط در حال حاضر برخلاف گذشته‌ای نه چندان دور آن‌ها دیگر مورد اعتماد افکار عمومی نیستند. این در حالی است که تا چند سال قبل استفاده از این چهره‌ها در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و البته انتخابات مجلس، کارا بود و یک زمانی بعضا در فیلم‌های تبلیغاتی کاندیداها نیز مستقیما ازاین هنرمندان و ورزشکاران استفاده می‌شد. این نشان می‌داد که آن موقع بهره گیری سیاسی از این افراد و یا حضوراین اشخاص در عرصه سیاسی، نزد مردم خریدار دارد و سیاسیون و حتی نامزدهای ریاست جمهوری برای آنکه بر وزن خود بیافزایند به آن‌ها تکیه می‌کردند و دراین امر میان دوجناح رقابت بود. آن وقت‌ها زمانی بود که هم جریان چپ، هم جریان راست به‌عنوان یک ابزار مفید از این هنرمندان و ورزشکاران بهره می‌بردند و چه بسا مردم نیز به‌واسطه تبلیغات این هنرمندان برای رای به یک کاندیدا با دل قرص‌تری پای صندوق می‌رفتند. این معادله و بده بستان برای چندین دوره و چندین سال تداوم یافت. اما اندک اندک شرایط تغییر پیدا کرد. حالا دیگر این چهره‌ها به جای تبلیغات، ساز دیگری می‌زدند. از اینجا به بعد بود که سلبریتی‌ها عملا دو شکل جداگانه به‌خود گرفتند. گروهی سلبریتی‌های خودی خوانده می شدند و گروهی غیر از آن. سال 96 نیز آخرین حضور فعالانه این چهره‌ها در عرصه همراهی با سیاسیون جریان چپ و راست به شمار می‌آمد . چهره‌هایی که انگشت‌های آغشته به جوهر خود را به نمایش می گذاشتند و این نکته را یاد آوری می کردند که به چه لیستی باید رای داد یا به چه کسی؟ گاه در دابسمش‌ها «تکرار می کنم» لیدراصلاحاترا تکرار می‌کردند و گاه مانند امیر تتلو و یا مانند بهنوش بختیاری در جلسات اصولگرایی شرکت می‌کردند . اما چند ماهی که از 96 گذشت تغییراتی در این مقوله در میان جمعی از این چهره‌ها حس می‌شد. چهره‌هایی که به تدریج از فرد سیاسی مورد علاقه‌ای که حمایت کرده بودند اعلام برائت می جستند. سرآغاز جدی رویارویی گروهی از این چهره‌ها با ساختار دولتی از زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب کلید خورد. در زلزله کرمانشاه گروهی از سلبریتی‌ها به جمع آوری کمک‌های مردمی بدون توجه به ساختارهای موجود پرداختند و مردم دلزده از برخی مسئولان نیز به سمت آن‌ها گرایش پیدا کرده و کمک‌هایشان را برای آن‌ها ارسال می کردند نه مسئولان. این نگاه هنرمندان و ورزشکاران به مسئولان بی پاسخ نماند. ازهمانجا به بعد البته که برخی مسئولان نیز اقداماتی را کلید زدند که درنهایت به بسته شدن حساب بانکی این چهره‌ها و سلب اعتماد مردمی به آن‌ها منجر شد. به‌نحوی که حالا دیگر این هنرمندان نه جایگاهی نزد مردم داشتند نه مسئولان. متهم شدند به کسانی که پول‌ها و کمک‌های مردمی را بلاتکلیف گذاشتند و... نتیجه اینکه این اواخر سلبریتی‌ها با هر نگاه و مسلک سیاسی شان نمی‌توانند مورد اعتماد مردم قرار بگیرند حتی زمان‌هایی که بعضا اظهاراتی نیز مطرح می‌سازند، بازهم نام دیگری روی آنها گذاشته می شود. حالا مخالفان می‌گویند هنرپیشه‌ها و چهره‌ها عمدتا همان سلبریتی‌های گروه خاصی هستند و در سویی دیگر این چهره ها را مورد شماتت قرار می‌گیرند. چهره‌های مشهور دراین سیاسی کاری، خشک و تر با هم می‌سوزند و عملا با هر طرز فکری هر ابراز عقیده شان علیه مردم برداشت می شود. چه زمانی که کسی مانند بهنوش بختیاری از حضور در انتخابات سخن بگویند و اینکه مردم «‌غر نزنند!» چه زمانی که جمعی از هنرمندان آن بیانیه معروف آبان 98 را مطرح کنند. بدین معنا که از این پس هر واکنشی از آن‌ها هیچ کسی را راضی نمی کند. چون هیچ‌کس هیچ چیز را باور ندارد.
کسی توضیحی برای این عکس‌ها ندارد؟
دراین بین آنچه که جایگاه چهره‌های واقعی سلبریتی‌ها را بیش از پیش با اما و اگرهای بیشتری روبه روساخته است. پخش برخی تصاویر منتشرشده این افراد با بعضی اشخاص خاص است که هرچند نه به اندازه اظهارات اخیر بهاره رهنما در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی مورد توجه قرار نگرفته اما شاید قابل تامل تر از آن است. چندی پیش عکس ها و تصاویری از محمود خاضعین در کنار مهران مدیری، سالار عقیلی، علی پروین و افشین پیروانی و... در فضای مجازی منتشرشد که باردیگر مسئله اینکه چرا باید او و این افراد بایکدیگر در یک جمع حضور داشته و یا عکس بگیرند، مطرح شد. و این بار هم ماجرای استوری احمدرضا عابدزاده که عکسی از یک مراسم دورهمی منتشر کرده است چرا که بیژن قاسم زاده یکی از حاضران در این عکس بود. کسی که شاید مهمترین تصمیم قضائی‌اش صدور دستور فیلتر تلگرام بود. اینجاست که این پرسش پیش می‌آید آیا این چهره‌های مشهور با علم به ماهیت و شخصیت این افراد با آن‌ها عکس گرفتند و یا خود نیز نا آگاهانه بی‌اطلاع از ماجرا بنا به هر دلیلی دچار آشنایی با این افراد شده‌اند که دراین صورت عکس پرسش پیشین مطرح می‌شود به این معنا که دلیل حضور این افراد در بین این چهره‌ها چیست؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی