پانــزدهم آبانماه امسال«مهــرنوش جعفری» دختر جوان اهوازی، در حالیکه با مادرش برای عمل زیبایی پا به یکی از مطبهای کیانپارس اهواز گذاشت که فکرش را هم نمیکرد، آن روز، آخرین لحظات زندگیاش باشد. مهرنوش در این روز بهدلیل قصور فرد فاقد صلاحیت پزشکی دچار مرگ مغزی شد و براساس اعلام پزشکان معالجش، امیدی به زنده ماندنش نیست... پدرش میگوید: مهرنوش یک قطعه از بهشت بود که 19 سال پیش خدا به ما امانت داده بود و حالا امانتش را از ما گرفت. اول مقاومت کردم و گفتم، نه این همه وجود من است ولی وقتی به خودم آمدم، دیدم صاحب اصلی دخترم خداست و گفتم خدایا مالک تو هستی اگر دوستداشتی دوباره به من ببخشش اگر نخواستی امانتت را از ما بگیر. من و مادرش بیش از حد به این امانت خدا نزدمان وابسته شده بودیم. میخواهم اعضای بدن مهرنوشام را اهدا کنم به انسانهای دیگر. او اهواز درس میخواند، سال گذشته با رتبه ۷۰ توانست دانشجوی حقوق دانشکده شهید بهشتی تهران شود. روزحادثه تکنسین دکتر به زن برادرم میگوید دخترتان را برای جراحی آماده میکنم تا پزشک بیاید. بعد مهرنوش را به اتاق عمل میبرد آن طور که شنیدم 25سیسی داروی بیحسی به او تزریق
میشود. مهرنوش بعد از تزریق دارو، دچار تشنج و ایست قلبی میشود. نیم ساعت بعد این تکنسین زن به مادر مهرنوش میگوید حال مهرنوش خوب نیست. وقتی زن برادرم میخواهد با دوستش که پزشک بوده و در همان منطقه زندگی میکرده خبر بدهد که بیاید این خانم اجازه نمیدهد و میگوید جو را متشنجنکن. وی افزود: بالاخره همان پزشکی که دوست زن برادرم بود خودش را سریع به مطب میرساند و با اورژانس هم تماس میگیرند. به گزارش «ایلنا»، این خانم حتی بعداز اتفاقی که افتاد، هیچ دارو و تجهیزاتی برای احیای بیمار نداشته و وقتی پزشک حاضر در صحنه از وی دارو و تجهیزات برای احیای مهرنوش میخواهد ندارد. اوژانس هم با تاخیر به محل میرسد، آن هم بدون تجهیزات و زمانی که همان پزشک از آنها نیز تجهیزات میخواهد، میگویند داخل خودرو جا گذاشتهایم و نگهبان ساختمان بلافاصله میرود و کیف تجهیزات را میآورد. انگار همهچیز آن روز دستبهدست هم میدهد تا مهرنوش به این حالوروز بیفتد.
اورژانس آمد اما بدون تجهیزات
عموی مهرنوش گفت: چرا عوامل اورژانس بدون تحهیزات بالای سر یک بیمار با وضعیت وخیم حاضر میشود؟ در حالیکه باید تحهیزات همیشه همراهشان باشد. بالاخره مهرنوش در بیمارستان امامخمینی اهواز احیا شد، شاید اگر همان لحظه در مطب بهموقع به وی رسیدگی میشد این اتفاق برایش نمیافتاد و دچار مرگ مغزی نمیشد.
مقصر اصلی؛ دستگاههای نظارتی
مسعود، پدر مهرنــوش مقصــر اصلی این اتفاق را دستگاههای نظارت بر بهداشت و درمان دانسته و اظهارکرد: نهاد یا دستگاههای ناظر بر کادربهداشت و درمان و سلامت مردم باید بهگونهای نظارت کنند که هرکسی نتواند در اقدامات پزشکی دخالت کند و پزشکها محل کار و یا پروانهشان را بهخاطر پول در اختیار افراد غیرپزشک نگذارند که وقتی اتفاقی افتاد اظهار بیاطلاعی کنند. مسعود جعفری ادامه داد: با پزشکی که صاحب مطب بود و 22 سالی میشود که میشناسمش بعد از اتفاقی که برای دخترم افتاد تماس گرفتم و گفتم به اطمینان شما مهرنوش به آنجا آمد. همسرم به محض اینکه وارد مطب میشود میپرسد دکتر کجاست؟ که همین خانم دستیار پزشک میگوید تو مسیر است و دارد میآید. بعدا که با همان پزشک تماس گرفتیم گفت از این موضوع بی خبر است و دستیارش تماسی با وی نداشته است. وی بیان داشت: همین خانمی که مسبب مرگ مغزی دخترم شد اعلام کرده ما بار اولمان نیست که عمل زیبایی انجام میدهیم بارهاوبارها این کار را کردهایم. عمل زیبایی دخترم خیلی جزئی بود اما وقتی حالش بد میشود تجهیزاتی برای احیای مهرنوش در مطب وجود نداشت. پدر مهرنوش عنوان کرد: شاید اگر همان لحظات اول
همسرم اجازه داده میشد تا به 115 زنگ بزند و یا در همان ساختمان پزشکان از افراد متخصص کمک خواسته میشد این اتفاق برای مهرنوش نمیافتاد.
پس از حادثه...
وی اضافه کرد: بعداز این اتفاق تابلوی مطب که بر روی آن نوشته شده بود متخصص تغذیه و کلینیک زیبایی و پوست و بنرهایی که از عملهای انجام شده بر در و دیوار مطب چسبانده شده بود، جمعآوری کردند. از این افراد شکایت کردهام که امیدوارم بهسزای اعمال شان برسند. متاسفانه برخی پزشکان در اهواز پروانه کارشان را اجاره میدهند و خودشان اصلا در مطب حضور پیدا نمیکنند. جعفری 3 نفر را در مرگ مغزی دخترش مقصر دانسته و اضافه کرد: مقصران: اول پزشکی که مطب بهنامش است، دوم فردی که بهعنوان پزشک نامش داخل بنرهای عملهای زیبایی بود و سوم خانمی که بدون حضور این دو پزشک شروع به تزریق داروی بیهوشی و اقدامات اولیه عمل میکند. البته این خانم مدعی است با پزشک تماس گرفته اما او جواب نداده در صورتیکه پزشک مربوط میگوید تماسی با او گرفته نشده است.
عمل زبیایی توسط متخصص
یک پزشک اهوازی که نخواست نامش در گزارش بیاید، گفت: هنگامیکه بیمار دچار ایست قلبی میشود پزشک حضور نداشته است. در بیمارستان امام هم با احیا، 10 درصد قلب بیمار بر میگردد که پس از آن مرگ مغزی اعلام میشود. این منبع آگاه افزود: به هیچ عنوان در مطب پزشکهای عمومی، تزریق چربی نباید انجام شود این کار حتما باید توسط متخصصان پوست و جراحی های پلاستیک آن هم در کلینیکهای مجهز انجام شود. وی درباره اینکه آیا چنینی اشتباهاتی در اهواز سابقه دارد، ادامه داد: هراز گاهی چنین اخباری را میشنویم که حین انجام عمل زیبایی و در اثر قصور پزشکی جان بیماری در خطر است. ماه گذشته ۳ بیمار را بهدلایل گفته شده به بیمارستان امامخمینی آوردند. یکی از آنها مردی میانسالی بود که دوازدهم آبانماه فوت کرد ، دومی خانمی بود که توسط یک ماما عمل لیپوساکشن انجام داده و شکمش بهطور کامل عفونت کرده که هماکنون در بخش آی.سی.یو بیمارستان بستری است. خانم دیگری نیز توسط فردی که خودش را تکنسین معرفی و برایش ژل لب تزریق کرده بود دچار آرست قلبی شد که هماکنون شرایط بهتری دارد. این پزشک همچنین گفت: اگر چه آمار دقیقی در دست نیست اما متاسفانه آمار
سالانه فوتیها و نواقص ناشی از جراحیهای زیبایی در خوزستان بالاست. اغلب این افراد هم عملهای زیبایی خود را در آرایشگاهها و مطبهایی انجام میدهند که همگیشان فاقد صلاحیت هستند و نه تنها دورههای آکادمیک دانشگاهی را نگذراندهاند که بسیاری از آنها حتی پروانه فعالیت ندارند. معاون درمان دانشگاه جندی شاپور اهواز نیز اظهارداشت: این دختر 19 ساله برای انتقال چربی به مطب یک پزشک عمومی مراجعه میکند که البته خود پزشک حضور نداشته و فردی فاقد صلاحیت داروی بیحسی برای او تزریق میکند، احتمالا دوز دارو بالاتر از حد معمول بوده که با ایست قلبی به بیمارستان امامخمینی منتقل و آنجا احیا میشود و هماکنون با کمای عمیق شانسی برای زندهماندن ندارد هر چند اقدامات درمانی برای این بیمار همچنان در حال انجام است. فرهاد سلطانی ادامه داد: مطب فرد متخلف پلمب شده و این فرد فاقد صلاحیت به مراجع قضائی معرفی شده است.
وزارت بهداشت ورود کند
وی ادامه داد: وزارت بهداشت باید به این موضوع ورود کرده و راهحلی برای آن پیدا کند. تبلغات گستردهای که در فضایمجازی در این باره میشود باعث فریب بسیاری از دختران و پسران و زنان و جوانان میشود. بهنظرم باید صدرصد با این افراد متخلف برخورد قانونی شود. وی اضافه کرد: جرائم بازدارنده اغلب این افراد متخلف وقتی به مراجع قضائی و تعزیرات در کمیسیون ماده 11 معرفی میشوند، نقدی است و در برخی موارد وسایلشان ضبط و محل کارشان پلمب میشود. آنها هم بعد از مدتی از یکجایی بهجای دیگر نقل مکان میکنند. در صورتیکه اگر بهطور جدی با آنها برخورد شود، شاید در بهبود اوضاع کمک کند.